ᵥₒᵢd
جدی بچه هامو ناراحت کنن میزنه به سرم...
خصوصا اگه جلوی چشمم اینکارو بکنن...
شدیدا تلافی میکنم...
یعنی معمولا اگه خودمو ناراحت کنن، تلافی نمیکنم... فقط وقتی تلافی میکنم که هرگز نتونم فراموشش کنم و دیگه همیشه توی سرم باشه...
ولی دوستام فرق میکنن...
منم همینطور، منم...
منم مردم دوستدارن بهم بگن که چی قراره بشم و منم مشکل من نیست که اونا چیزی رو که من میبینم نمیبینن...
و منم نمیدونم باید دروغ بگم یا نه...
منم یه وسواس کنترلگرم و اگه بخوام فرار کنم مشکل خودمه...
همه اش به خودم ربط داره، اگه حس کنم میخوام بمیرم، اینم مشکل منه...
و در نهایت بله، منم همینطور...
هدایت شده از یک زندگی ِکوتاه.
چرا “تعریف از خود نباشه.”؟ اتفاقا تعریف از خود باشه. تعریف از خوده. من عالی هستم. ده امتیاز برای من.
گاهی اوقات میگم ای کاش ادم های معجزه بین آدم های عادی نبودن و میشد از دور تشخیصشون داد...