زمان:
حجم:
475.5K
میروم تا نکند گریه من فاش کند..
مرتضی خدمتی
صدای نرگس
هدایت شده از ꜱᴄʀᴇᴀᴍ .
من آدم پیچیده ای نیستم اما وقتی آسیب میبینم سکوت میکنم
وقتی ناراحت میشم میخندم وقتی هم خسته میشم ، ناپدید میشم.
هدایت شده از بیستُهَشتِ،جولای !
بهم بگو ناجی چون فهمیدم اعتماد بود اشتباه.
هدایت شده از *منِآشفته
اما من هیچوقت قوی نبودم، حتی یه جاهایی دل نازک تر و لوس تر از خیلیا بودم، اما چون میدونستم نمیتونم روی هیچکس حساب باز کنم خیلی جاها وانمود کردم همه چی اوکیه و اصلا ناراحت نیستم.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
🔳مکالمه یک سلطنت طلب و اکانت اسرائیلی اسرائیل نیوز
▫️سلطنت طلب: نگو ایران؛ بگو جمهوری اسلامی
▪️اکانت اسرائیلی: (برای ما فرقی نداره) جفتشون یک گوه هستن
▫️سلطنت طلب: سپاه مال ایران نیست و تروریسته ما از ملاها خوشمون نمیاد اونو با ما یکی ندون اگه میخوای بزنی فقط سپاه رو بزن
▪️اکانت اسرائیلی:این مشکل خودتونه ؛ تو نقشه زده ایران
@farsitweets
امروز به خودم نگریستم، دیدم که سالهاست مرگ را در یک قدمی خود تصور کردهام و شاید دلیل راحت گذشتن از هر چیزی که داشتهام همین بوده .
به گمانم اصلا انسان فداکاری نباشم و امید داشتن به اتمام زود هنگام این سفر موجب شده بود هر آنچه که در کوله بارم مانده بود را چنان دست و دلبازانه ببخشم که انگار دیگر حتی طلوعی در کار نیست...
انگار سالهاست با پای خودم میان تابوت رفته و آرمیده ام،
انگار تنم، روحم، احساساتم و آرزو هایم را به گوری بردهام و عزیزانم با بی رحمیِ تمام خروارها خاک را به من تقدیم کردهاند .
حال اکنون بعد از این همه سال متوجه شده ام هنوز هم نبض دارم و هنوز قلبم آرام نگرفته و صدایش به گوش میرسد ...
چه میتوانم بکنم ؟
چگونه بدون حتی تکه ای نان میتوانم در این سفر طول و دراز ادامه دهم ؟
چطور باید از هیچ، زندگی بسازم ؟
و چگونه میتوانم بغض و کینهی کسانی که یاران خود میپنداشتم را باور کنم ؟
_نرگـ๛