بعضی ها زبان عشقشان (تروما زده) است!
یعنی دیگری را پس میزنند و از خود دور میکنند تا او ثابت کند که میماند یا برایش میجنگد .
این آزمون ناهشیار (ترک نشدن) است که از دل ترومای عمیق ترس از رهاشدگی (fear of abandonment) میآید .
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طوری که انسان در نهایت به چیزهایی که دوست داشت تا اخر عمر داشته باشه نگاه میکنه .
" اَز دِلَم تا گوشِ تو "
بیش از این ما صبر نتوانیم، آن ایوب بود💔
چقد دلتنگتم امشب عزیزم!
هواتو کرده خونه زود برگرد...
چهل روزه ك رفتی ُ پس از تو،
سراغت رو میگیرم از تو دفتر...
کسی اونجا هواتو داره مادر؟
چرا دلشوره دارم باز امشب!؟
بگو حالت چطوره جان مادر ؟
اگه خوبی چرا میسوزم از تب ؟
تو از تاریکییا وقتی میترسی..
نمیشه اینجور از من دور باشی،
چه جوری خاک و سیمان باشه دورت!؟
شبا تو حفرهی بینور باشی!؟
میدونم سردته چون گل لطیفی!
پتو تا صبح باید روت باشه...
میدونم داری عادت تا دم صبح ...
ك انگشتام لای گیسوت باشه!
گمونم کار تو گیره یهجایی..
گمونم زیر آواری هنوزم!
هنوزم چشم من مونده به راهت...
هنوز از رفتنت دارم میسوزم!
عزیزم ، دخترم ، برگرد دیگه!
عروسکهات مارو خسته کردن...
پتوی صورتیت خیسه، گمونم...
عروسکهات واسهت گریه کردن!
بهار ُ جشن تکلیفه ولی من،
پراز دلتنگی ُ بغضم عزیزم!
واسه جشن عبادت تو کلاست...
یه چادر صورتی دارم میدوزم!
منو بوسیدی ُ از خونه رفتی،
تو رو بوسیدم ُ موندم تو خونه...
صدای موشکه، توی شهیدا...
میشه اسم تورو هیچکی نخونه؟
فقط یک تارمو از دختر من،
برای رفع دلتنگی بیارین!
دلم میخواد موهاشو ببندم...
برام چن تا کِش رنگی بیارین .
_فریدهخسرویلرگانی_