eitaa logo
کانال وسطی کلای قائم شهر
3.6هزار دنبال‌کننده
17.2هزار عکس
12.9هزار ویدیو
26 فایل
روستای زیبای وسطی کلا ی قائم شهر را به دیگران معرفی کنیم ارتباط با مدیر کانال هادی اکبری وسطی کلایی مجری نویسنده و شاعر تبری سرای استان مازندران @Hadihkan ۰۹۳۳۲۲۳۸۷۹۹
مشاهده در ایتا
دانلود
جدایی یعنی اینکه با تو باشم با من باشی اما با هم نباشیم ... جدایی پلی ست در میان ما برّنده تر از شمشیر .. ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
پروانه چو بر روی تو بنشست، دلم ریخت.... چون باد به گیسوی تو زد دست، دلم ریخت... من عکس تو را بر رخِ آن ماه کشیدم... چون شب به گلِ روی تو دل بست، دلم ریخت... دیشب به تو گفتم که مرا جز تو کسی نیست... گفتی که مرا جز تو کسی هست، دلم ریخت.. گفتی که تو را با نگهی مست کنم مست... پیمان بشکستی نشدم مست، دلم ریخت. ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ...! ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ... ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ... ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ! ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ...! ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ...گل بود ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ... ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ... ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود! آنکه تو را میخواهد... به هر بهانه ای میماند... ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
می دانی...؟ دلتنگی شبیه تب نیست که دلت را پاشویه کنی شبیه زخم هم نیست که ببندی اش....!!! دلتنگی هیچ وقت خوب نمی شود همیشه جای دل کندنت درد می کند....!! ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
سهم من از تو فقط حسرت و ویران شدن است پرسه و گیج زدن توی خیابان شدن است این چه تاوان گرانی ست زلیخای دلم یوسف گمشده در زمره ارزان شدن است من که انگشت نمای درو دیوار شدم سرنوشتم گره با میله زندان شدن است؟ حال هر روزه ی من وه چه تماشا دارد مثل منجیل پس از زلزله ویران شدن است مدتی هست دلم میل به باران دارد بس که این بغض فقط توده طوفان شدن است سهم من از تو فقط شعر... ، نه ، این در به دری ست پرسه و گیج زدن توی خیابان شدن است. ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
اگر روزی خواستی گریه کنی مرا صدا بزن قول نمی دهم بتوانم بخندانمت ولی می توانم با تو بگریم اگر روزی برآن شدی که بگریزی در این که مرا صدا بزنی هیچ درنگ مکن قول نمی دهم از تو بخواهم که بمانی ولی می توانم با تو بگریزم اگر روزی نمی خواستی با کسی سخنی بگویی مرا صدا بزن تا با هم سکوت کنیم. ولی اگر روزی مرا صدا زدی و من پاسخت ندادم به نزد من بشتاب زیرا قطعاً من به تو نیاز خواهم داشت... چون خیلی دوستت دارم ❤️❤️ ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
می نویسد:خوبی؟ می نویسم:عالی ،بهتر از این نمی شود (مگر می شود بی تو خوب بود؟) می نویسد: رو به راهی؟ می نویسم:رو به راااه(می دانی که بدون تو محال است روبه راه باشم ،چرا می پرسی؟) می نویسد:دلم برای گذشته ها...هیچ،بگذریم ! می نویسم:دلت برای من...هیچ،بگذریم!(بگذریم؟!مگر می شود گذشت،،،دلتنگی!دلتنگم! آخر این دلتنگی نمی میرد!!) می نویسد :همین که می شنوم خوبی کافی است. می نویسم : مهربانی رفیق.(چطور کفایت می کند خوبیم برای تو؟!من دور و تو دور واین روزهای سرد سوت وکور... می خواهم برایش بنویسم: بیا ببینمت! دلم برای دیدنت لک زده است! برای شنیدنت! می خواهم اما نمی توانم... می خواهد اما نمی تواند.. ❤️❤️❤️❤️❤️❤️ .✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
بار دگر نامه ی تو باز شد مستی ام از نامه ات آغاز شد   نام خدا زیور آن نامه بود من چه بگویم که چه هنگامه بود   بوسه زدم سطر به سطر تو را تا که ببویم همه عطر تو را   عطر تو در نامه چها می کند غارت جان ودل ما می کند   از غم خود جان مرا کاستی بار دگر حال مرا خواستی   بی تو چه گویم که مرا حال نیست مرغ دلم بی تو سبکبال نیست   هر چه که خواندم دل تو تنگ بود حال من و حال تو همرنگ بود   بی تو از این خانه دل شاد رفت رفتی و بازآمدن از یاد رفت   هر که سر انگشت به در می زند جان و دلم بهر تو پر می زند   بی تو مرا روز طلایی نبود فاجعه بود این که جدایی نبود   چون به نگه، نقش تو تصویر شد اشک من از شوق سرازیر شد   اشک کجا گریه ی باران کجا باده کجا نامه ی یاران کجا   بر سر هر واژه که کاوش کند عطر تو از نامه تراوش کند   عکس تو و نامه ی تو دیدنیست بوسه ز نقش لب تو چیدنیست   هر چه نوشتی همه بوی تو داشت بر دل من مژده ز سوی تو داشت مهر تو چون باد بهاری بود در دل من مهر تو جاری بود   نامه ی تو قاصد دنیای عشق بر دلم آموخت الفبای عشق   هر الفش قد مرا راست کرد با دل من هر چه دلش خواست کرد   از ب ی تو بوسه گرفتم بسی نامه نبوسیده به جز من کسی   پ چو نوشتی دل من پر گرفت آتش عشق تو به دل در گرفت   دال تو بر دل غم دوری نهاد صاد تو دل را به صبوری نهاد   سین تو سرمایه سود منست سین همه ی بود و نبود منست   سور و سرورم همه از سین تست سین اثر سینه ی سیمین تست   شین تو در خاطره شوق آورد ذال تو ما را سر ذوق آورد   لام تو یادیست ز لبهای تو وان نمکین خنده ی زیبای تو   میم بود شمه یی از موی تو زانکه معطر بود از بوی تو   نون تو از ناز حکایت کند های تو از هجر شکایت کند   واو تو پیغام وصال آورد جان و دل خسته به حال آورد   از سخنت بر تن من جان رسید حیف که این نامه به پایان رسید   بوسه به امضای تو بگذاشتم یاد زمانی که تو را ... داشتم ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
10.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نامه مجنون برای لیلی ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
می نویسد:خوبی؟ می نویسم:عالی ،بهتر از این نمی شود (مگر می شود بی تو خوب بود؟) می نویسد: رو به راهی؟ می نویسم:رو به راااه(می دانی که بدون تو محال است روبه راه باشم ،چرا می پرسی؟) می نویسد:دلم برای گذشته ها...هیچ،بگذریم ! می نویسم:دلت برای من...هیچ،بگذریم!(بگذریم؟!مگر می شود گذشت،،،دلتنگی!دلتنگم! آخر این دلتنگی نمی میرد!!) می نویسد :همین که می شنوم خوبی کافی است. می نویسم : مهربانی رفیق.(چطور کفایت می کند خوبیم برای تو؟!من دور و تو دور واین روزهای سرد سوت وکور... می خواهم برایش بنویسم: بیا ببینمت! دلم برای دیدنت لک زده است! برای شنیدنت! می خواهم اما نمی توانم... می خواهد اما نمی تواند... ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
اگر در خانه قلب تو مهمانم٬ دعایم کن اگر هر لحظه در یاد تو می‌مانم٬ دعایم کن اگر باران عشق از چشمهایت تند می‌بارد تصور کن که من هم زیر بارانم، دعایم کن اگر غم سینه‌ات را می‌فشارد مثل من هر روز منم مثل تو جزو مهربانانم٬ دعایم کن اگر چشم‌انتظاری تا عزیزت باز برگردد به یادم باش من هم چشم‌گردانم، دعایم کن اگر روح تو را هم بی‌وفایی می‌کند مجروح بده دستان گرمت را به دستانم دعایم کن ✅کانال وسطی کلای قائمشهر @vostakola_Ghaemshar
مَشت عمو گاری چی تَن داشته خَسّه همیشِک ماسیه گاری یه دَسّه مشت عمو هول داهه گاری را شیه گاری پیش مشتی وِنه هِمرا شیه چِه تی غَه کِردِه وِ بار وَرِمبه بار بارّه وَرمبه آ تا ته بازار اَتی کِرکا سیکاروش وِره بار دا خاله یه وَچه بِدوش وِره کار دا نِماشون که بَیه مشت عمو هِکِت گاری چار چرخ هِوا وبِنه دَکِت اتا گوشه هِنیشتِنه دِتایی گاری دَم زوهه مشتی خِرده چایی دَسه دینگوهه مشتی جیفه دِله آخه اَمرو وِ کار هاکِرده خَله تا جیفه دَس بَزو حول بهیه حول جیف خالی بی یا وآ پول دَنیه پول جِلیقزه شلوار و کِلایه دِله حول هایتی وا هاکِرده لینگه شِله اتا تِپِه او بَیه فِرو بورده تَن و پِه لرزنه رنگ ورو بورده وَچه بمرده واری گِس دَکِته مشتی ره یاده شه نرگِس دَکِته نرگِس سی ساله اته جا نِشیره سی ساله نرگِسه پَلی مال شیره هرگِدر مشتی خانه بوره بیرون نرگِسه اِلِنده ایوونه میون نرگِس هم کور ولال وهم شِل هسه مشتی گِنه نرگِس مه بلبل هسه خِدا داره کِلاجه وَچه هِدا ندومبه چه وِشون دِتاره نِدا قِواره هی تِکون هِداهه مَشتی کهو بَهی اِقبال کِجه هِنیشتی اِفتاب ماربورده خَسّه تَن بَمونِس مشتی مِردِیه بی کفِن بمونِس اِسا جیف خالی و دَس خالی تِرِک لینگ وپِه قِد دَنیه زَندِه شِلِک پول ندارنه بهیره قرص وشَربِد زمین وابهیه وِره هِدا قِرد اتی چپ چپ هارِشیه گاری ره وِنسه بهوته دِله زاری ره آ گاری مه چِشه اسری ره هارِش ته دوندی جانه نرگِس دارمه ناخِش ته دوندی مِن وِنِسه رو ندارمه خَسّه تَن دارمه خِت وخو نِدارمه وِنه اَمرو ته ره بَیرِم بَروشِم تا کِی تِه ره گویه واری بَدوشِم مشتی پیشا گاری ره لَت کَشیه گاری راه نِمو مشتی لَت کَشیه که ناگِمون ماشین بِموهه اون سر مشتی بِن جان هِدا گاری وِنه سر نِداشتی ته بِبا دِل غَش هاییره نرگِسه زندگی ره تَش هاییره **** ۱۳۹۵/۱۰/۲۵ https://eitaa.com/hadi9655