افکار مزخرفی تو سرمه، جوری که دلم میخواد چاقو رو تو مغزم فرو کنم و بچرخونم، شاید یکم اوضاع بهتر شد ..
من ازتون متنفر نیستم من فقط سعی میکنم ازتون دوری کنم که بیشتر از این دلبستتون نشم ..
باد مارا خواهد برد
از یه جایی به بعد بیخیال دعواهای این خونه شدم بیخیال حرفای دوستام شدم . ببخیال همه
الان دقیقا تو دورانیم که اینقدر خستم که پاهام درد میکنه چهار قدم راه برم ، کل روز رو تخت خوابیدم هندزفریم تو گوشمه و درحالی که آهنگ های موردعلاقم پشت سر هم پلی میشن به سقف نگاه میکنم و به هیچی فکر نمیکنم ، تو پوچ ترین حالت ممکنم حتی نمیتونم کلمات رو کنار هم بچینم و به بقیه بگم چه مرگمه فقط ی کلمه توی سرماکو میشه اونم اینه ک
-خستمه..
باد مارا خواهد برد
باهم درستش میکنیم >>> دوستت دارم
اون لحظه ای که یکیو بغل میکنی و اون محکم تر بغلت میکنه >>>هرچیزی
من یه درونگرام، ولی اگه میبینی خیلی باهات حرف میزنم و میخندم بدون خیلی برام با ارزشی.
هدایت شده از ❄تیمآرِستآنِ عآبی❄
او خیلی وقتها میترسید از خودش
از هیولایی ک درونش اشفته میشد و زمین و زمان را بهم میریخت،دیو سفید دو سری که سالها در درونش پرورش یافته بودو حالا قصد نمایش داشت
‹@haiolayyan›🐌🌱
باد مارا خواهد برد
او خیلی وقتها میترسید از خودش از هیولایی ک درونش اشفته میشد و زمین و زمان را بهم میریخت،دیو سفید دو
بهترین تقدیمی که بهم شد🙂👌
مال سلسلس البته🙃
اون لحظه ای که عصبانی و داری داد میزنی
میکشونتت سمت خودشُ و بغلت میکنه>>>>>>
باد مارا خواهد برد
کسی جز من نمیفهمه منو! _آریانفر!
خیلی ترسناکه، که حتی ندونی چی حالتو خوب میکنه. میدونی کم کم یه جوری میشه که وانمود میکنی خوبی همه چی اوکیه چرا؟ چون دقیقا نمیدونی گندیِ حالت بخاطر کدوم مشکل کوفتیته، کم کم جای آدمای دورت قرصای اعصاب و آرام بخش و کوفت و زهرمار میگیرن زیاد بد نیستن یه مدت حالتو بهتر میکنه. اون خانم که روپوش سفید پوشیده بهم این قرصارو داده دفعه ی آخری که باهاش حرف زدم گفت دیگه نمیخواد بیای دیگه دل شنیدن حرفاتو ندارم، حتی نمیدونم چجوری زنده ای واقعا قوی که زنده هنوز خیلی خنده دار بود من قوی نیستم فقط میترسم از مُردن، بین خودمون باشه من از تنهاییم میترسم.
_آریانفر!