باد مارا خواهد برد
یه جوری تو زندگیم گیج میزنم که انگار یه ظهرخوابیدم و عصر بیدار شدم . نه میدونم کجام،نه میدونم شبه یا
و وانمود كردن به خوب بودن.
و درد تو خودت ريختن.
و اشک هايى كه فقط موقع خواب ريخته ميشن.
و اين حس افسردگى مزخرف!كه باهاش دست و پنجه نرم ميكنيم...
یه دیالوگی تو یه فیلمی که بود، می گفت:
«فکر میکنی خیلی بیخیاله و حواسش نیست،
اما در واقع خیلی بهت اهمیت میده...»
و این جمله چقدر مود هممون برای اونیه
که پروفایلشو چک میکنیم و پیام نمیدیم،
یا استوریاشو ناشناس سین میکنیم، به
آنلاین بودنش زُل میزنم ولی تکست نمیدیم
و اون شاید فکر کنه که تو چقدر بیخیالی:)
آدما بعضی وقتا نیاز دارن که از همه چیز و همه کس فاصله بگیرن؛ دور بشن از مشغلهها و دردسرهای روزانه؛ برن یه جایی که کسی پیگیرشون نباشه؛ منتظرشون نباشه؛ جایی که لازم نباشه دلیل حال بدشون رو واسه کسی توضیح بدن؛ هیچ کس و هیچ چیز هم نمیتونه حالشون رو خوب کنه جز تنهایی؛ یه وقتایی همه چیز گره میخوره به هم و حل شدنی نیست؛ آدم غرق میشه تو فکر و خیال؛ من میگم باید چند وقت از همه چیز دور شد و بعد پر انرژی و پر قدرت برگشت و تک تک گرهها رو باز کرد؛ به خلوت آدما احترام بذارید؛ بذارید یه مدت فاصله بگیرن و پناه ببرن به تنهایی و نیروشونو دوباره به دست بیارن؛ تنهایی کارشو خیلی خوب بلده...!
میدونی وقتی تو نیستی انگار؛ مامانم رفته بازار منو نبرده.
تا کمر برف اومده ولی مدرسه ها تعطیل نشده.
آخرین تیکه پیتزا از دستم اوفتاده.
ته دیگِ سیب زمینی سوخته.
بستنیم از گرما آب شده.
همه دوستام رفتن اردو جز من.
بارون میباره ولی مامانم نمیزاره برم بیرون.
دلم بغل میخواد و کسی نیست بغلم کنه.
انگار میشم یه بچه سهساله که زورش به هیچی نمیرسه.
گاهی وقتا نه خوبم نه بد؛ نه ناراحتم نه خوشحال؛ خیلی کلافم اصلا نمیدونم باید چکار کنم سردرگمم دقیقا مثل همین الان.
من وقتی نمیبینمت، من وقتی دلم برات تنگ میشه اینجوری میشم؛ خودم میدونم ولی اینقدر ضایع ام وقتی چند روز نمیبینمت و این جوری میشم و میام از حال آشفتم میگم، میگی چیزی نیست همش بخاطر اینه که چند وقته همو ندیدیم.
من الان چند ساله که آشفتم.
ولی نیستی که دلیلشو خودت بهم بفهمونی.
حالم خوبه، میخوابم، غذا میخورم، با دوستام حرف میزنم، آهنگ گوش میدم ، فقط خوشحال نیستم، دلیلی پیدا نمیکنم برای خوشحالی؛ وگرنه حالم خوبه، این دو تا باهم خیلی فرق دارن.
نیاز دارم یکی مثل شایع درکم کنه و بگه:
عب نداره بریز تو خودت
میدونم فشار همه چیز رو توئه
میدونم هرچی دَم نمیزنی دنیا
بدتر روت گیر سه پیچ میکنه
و بعد محکم بغلم کنه=)
«رسیدی پی ام بده» اگه از روی بددلی و شکاکی نباشه، عاشقانه ترین جمله دستوری ممکنه :)
اتفاق یعنی یه روز که مثل هیچ روزی نیست به آدمی بر میخوری که مثل هیچکس نیست. از اون روز باید بمونی و بجنگی و تا از دست ندیش بعضی از اتفاقها فقط یه بار میافتن سالها باید بگذره تا بفهمی اونی که رفته،
دقیقا همونیه که دیگه تکرار نمیشه!
اینکه هرروز صبح از تخت خواب بیرون بیای تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی ، واقعا شجاعت بزرگی میطلبه.
باد مارا خواهد برد
And she feels depressed as tears fall from her eyes؛
She lays in her bedroom and she cries؛