eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
جایی برای مردن برایم بیاب. میخواهم تمام این تن خسته را زخمی کنم طوری که دیگر هیچ راه نجاتی نباشد. همگی شان را نه برای یک روز بلکه برای اوقاتی همیشگی ترک کنم. آخر اینها باید تمام خستگی این وجود را احساس کنند که بدانند، تا پایان راهی که آمده ام چطور درمانده و ناامید بوده ام. تو اما از نبودن من هیچ مغموم نباش میتوانی همگی این کار هایم را بگذاری به پای خستگی و نفرتی بی پایان به این آدمها...
واقعا مسخرست. مسخرست که با تموم وجودت یکیو دوست داشته باشی، خوردت کنه، لهت کنه، تهشم برای اینکه دیگه نکشی، بشی مقصر! مسخرست،خیلی مسخرست.
هیشکی نمیتونه بفهمه. هیشکی نمیتونه بفهمه چقدر تو این اتاق لعنتی اشک ریختم، چقدر گریه کردم ، چقدر عذاب کشیدم. هیشکی هیشکی نمیتونه بفهمه چند بار من تو این اتاق لعنتی مردم و زنده شدم.
یه روز میرسه که اولین و آخرین چیزی که بهش نگاه میکنی گوشیت نیست، گروهی رو لازم نیست چک کنی منتظره کسی نیستی و کسی هم منتظره تو نیست یه فنجون قهوه برای خودت درست‌ می‌کنی می‌ شینی سریال مورد علاقت رو میبینی، کتاب می خونی و شب به آسمون خیره ‌میشی، ستاره هایی رو میبینی که همیشه بالای سرت بودن ولی هیچوقت دیده نشدن.
هدایت شده از "اوپال؛ 𝗈𝗉𝖺𝗅″
خیلی خب؛ چند ساعتی هست دارم فکر میکنم و یهو این به ذهنم اومد که.. باشه ولی تصور شما از من چیه؟ من دقیقن چه چیزی توی ذهنتون هستم؟ مایلم نظرتونو رو راجب خودم بشنوم^^ میگید دیگه نه؟ ناشناس؟ فور؟ آیدی؟ بلی.
باد مارا خواهد برد
خیلی خب؛ چند ساعتی هست دارم فکر میکنم و یهو این به ذهنم اومد که.. باشه ولی تصور شما از من چیه؟ من دق
دختری با روحیه حساس و موهای چتری قهوه‌ای روشن... صورت کیوت و بامزه ای داره عاشق کتاب خوندنه و میشه گفت توی کتاب ها و داستان های کتاب زندگی می‌کنه و با هر ورق از کتاب ذوق زده میشه و میخواد زمان متوقف بشه و فقد اون باشه و کتابش... از هرچیزی ک فکرشو بکنی اطلاعات کاملی داره و دنبال ی موضوعه تا حرف بزنه و اطلاعاتی ک داره رو با بقیه هم تقسیم کنه... ی دختر ک ت نگاه اول عاشقش میشی:›✨
گاهی وقتا دلم میخواد همه چی تو باشی گردنبندِ تویِ گردنم تو باشی، عطر رو تنم تو باشی، کتابی که میخونم تو باشی،چای تو استکانم تو باشی، من بودنتو میخام تورو میخام.
زندگی ادامه داشت ؛ اما دیگه مثل قبل نبود.
ما بهش میگیم رویا، انگلیسیا میگن dream، عربا میگن حلم ولی به نظرم پائولو کوئیلو از همه قشنگ تر میگه: "افسانه شخصی"
من نمي تونم هم شاگرد اول بشم، هم هیکلم رو فرم باشه، هم خوشگل باشم، هم با آدما معاشرت كنم، هم ورزش کنم، هم به تفريحم برسم، هم مراقب خرج كردن پولام باشم، هم دنبال كار بگردم و هم روزى ٨ ليوان آب بخورم كه پوستم خراب نشه. حقيقتا من بعضی وقتا می خوام که راحت باشم.
باد مارا خواهد برد
چرا شبای بهار اینجوریه؟ دلت میخواد یکی بکِشتت توی بغلش شب تا صبح بیدار در سکوت کامل و نور کم با زیر
من می‌خوام به جای تموم شبایی که کسی بهت شب بخیر نگفته، شباتو بخیر کنم. می‌خوام به اندازه‌ی تموم دوستت دارمایی که نشنیدی، دوستت داشته باشم. می‌خوام به اندازه‌ی همه‌ی اون لحظه‌هایی که تنها بودی و دوست داشتی یکی کنارت باشه، پیشت باشم. می‌خوام به اندازه‌ی هر ثانیه‌ای که دلت می‌خواسته یکی بغلت کنه، تو بغلم باشی. می‌خوام به اندازه‌ی همه‌ی گریه‌هات، بخندونمت، به اندازه‌ی همه‌ی دلتنگیات خوش‌حالت کنم. می خوام به اندازه تموم روزای بدت برات خاطره خوب بسازم. می خوام همه ی تنهاییاتو جبران کنم، می خوام زندگیتو قشنگ کنم. ببین. من انقدر دوستت دارم، که هرچی دارم مال تو، همه‌ی خنده‌ها مال تو، همه‌ چیزای خوب مال تو، همه‌ قشنگیا، همه بهترینا مال تو؛ از بین همه‌ی دوست داشتنی‌های توی این دنیا فقط یه تو واسه من. -تینا، دیاکو.
انگار همین دیروز بود...