ولی بعضی شبا اینجوریه که وقتی با ناراحتی میخوابی، فرداش تصمیمای مهمی میگیری.
ولي اون با همه فرق داشت،انگار خدا بابت تَک تکِ آپشنهایي که بهش داده بود از من نظر خواسته بود.
واژهی Querencia؛
در زبان اسپانیایی، به معنی جایی که احساس امنیت میکنیم.
مثل اتاقمون،
یه گوشهی دنج،
یا آغوش کسی که دوستش داریم.
باد مارا خواهد برد
یکی از شخصیتای کابوس امروزم خیلی مظلوم بود...!
دوست داشتم تو زندگی واقعیم داشتمش؛ البته بیربط به یه شخصیت موجود تو زندگیم نیست؛ یه جورایی شبیهش میزنه...!
بذار یه چیزو بهت بگم:
تو مثل یه مرواریدی تو یه صدف،
خوشگل و باارزش؛
دقیقاً مثل همون گردنبندت؛
روزا یاد صورتت میوفتم؛
کل صورتت با جزئیات یادمه؛
مخصوصاً اون پُف زیر چشات؛
یادته به خودتم گفتم؟
تعجب کرده بودی میگفتی کسی بهم نگفته اصلاً؛
کسی دقت نکرده به چشام؛ معلومه که زیاد دقت میکنی!
آره، دقت میکردم...!
الان بیشترم شده؛ شبا چشامو که میبندم تو هستی ولی بعد که باز میکنم نیستی؛ کاش برعکس بود؛ کاش چشامو که باز میکردم، بودی؛ کاش بودی...!
- پادکست
- بدون تو
- علیرضا آریانفر
+تو امروز تصمیم گرفتی من رو بکشی؟
-تصمیم گرفتم بنده عاشق خوبت باشم، بچه!
I know that sometimes I'm not an interesting person to you, and sometimes I'm naughty, sometimes I'm naughty and nervous, and sometimes I inadvertently annoy you out of jealousy or anything, but well, no one can love you as much as I do.
فراموشت میکنم اگه ازم بر بیاد،
اگه عکسای تو به حرف بیاد،
اگه وسطِ تابستون برف بیاد..
شاید باورتون نشه من از خودم توقع دارم ظاهر زیبایی داشته باشم، همه کتاب هارو خونده باشم، همه آهنگارو گوش کرده باشم، با استعداد و باهوش باشم، روابط اجتماعی بالایی داشته باشم، ورزش کنم و با دوستام وقت بگذرونم، دوست دارم برای اهدافم تلاش کنم و زندگی کنم ولی بعضی وقتا حتی نمیتونم از تختم بیام بیرون.