eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
نشست کنار جدول،گفتم میدونی مثل کافئینی،ادم درگیرت میشه نمیتونه جدا شه،میشینم پیشت و لیوان شیرموزم تموم میشه،میبینم هه هنوز کلی لیوان شیرموز مونده،میدونی تو این هوای سرد آدم از چایی داغ جدا نمیشه،ولی من از شیرموزم و تو نمیتونم دل بکنم،از بغلم یه نگاه سردی کرد،گفت بیا قصه بگم برات،گفتم نمیخام بابا قصه های تو که تمومی نداره،گفتی قصه برای آدمه ولی نه آدم برای آدمِ،دستمو گزاشتم رو جدول سرد و خاکی بلند شدم،یه نگاه کردم بهش،چشممو دوختم به برگای ریخته شده زیر پاش،رفتم، ولی انگار زیر لبش برگایی که زیر پام خش خش میکردن و میشمرد. -سان.
بهت گفته بودم یادته؟ که قول میدم تو زندگی بعدیم دنبالت بگردم؟ از کجا معلوم شاید تو زندگی قبلیمم بهت قول داده بودم .
‏کوچکترین لبخندِ تو ‏مرا از تمام بدبختی ها نجات میدهد. - احمد شاملو
دنیا آخر نمی شود فقط بشر تمام می شود آن هم به دست خودش _صادق هدایت
دلم برات تنگ شده. اونقدر که میخوابم تا یادم بره این دلتنگیو.
آغوشت مرهم درد بود و خودت ، خود درد.
نیاز به اندکی حسِ زندگی میانِ این همه گرد و غبارِ غمناک را داریم.
تهش من میمونم این بغضی که تو گلو گیره. بغضی که نمیره پایین. بغضی که گیر کرده. بغضی که اجازه باریدن نداره.