فراموش کرده ای که نمیتوانی شخصیتِ تاریکِ زندگی ام باشی.
تاریک تر از تاریکی وجود ندارد.
پس؟...
میتوانی نقشِ کور سوی امید را در میانِ زخم های پنهان شده ام در سیاهی، بازی کنی ؟
- قدمهای رو به گذشته ؛ چقدر تلخ و غم انگیزن .. چقدر خنده هام بِینشون گُمه... گذشته مثل یه شب سیاه و کبود و بلعکس آینده ، یه صبح سفیدِ سرد... سفیدی که هیچ چیز درش مشخص نیست و فکر کردن به سرماش تن آدم رو میلرزونه .. این همه راه رو نیومدم که باز نفهمم از وجود خودم چی میخوام !
یکی از جالبترین تیپهای شخصیتی
«ایلانگا» هستش
کلمهی "ilunga" به شخصی گفته میشه که
همهچیز رو بار اول میبخشه،
بار دوم تحمل میکنه،
ولی هرگز نمیذاره بار سومی وجود داشته باشه
میخوای یه چیزیو بدونی؟
خب.
از فاصله بینمون متنفرم.
از آدمایی که منو تو رو از هم جدا میکنن متنفرم.
از اتفاقایی که باعث میشه از هم دور شیم متنفرم.
از اینکه نمیتونی به راحتی جلو بقیه بگی"دوست دارم متنفرم."
از اینکه نمیتونیم خیلی راحت باهم باشیم و همو دوست داشته باشیم صد برابر متنفرم.
به این نتیجه رسیدم که وابسته شدن خیلی بدتر از عاشق شدنه یعنی تو میتونی عاشق یکی باشی و دور از تو باشه و بهت حسی نداشته باشه و باز هم به زندگیت ادامه بدی و رفته رفته نبودنش میشه عادت اما وابسته که بشی نمیتونی بدون اون تصور کنی نفس کشیدنتو، آدمی که وابستت شده رو هیچوقت با رفتنت تهدید نکن، هیچوقت تنهاش نزار اون عادت کرده به با تو بودن، به اینکه همیشه کنارش باشی، یجوری که حاضره بمیره اما بدون تو ثانیه ای نفس نکشه .
تو دوسش داریو دوست نداره،اونم یکیو دوس داره ک دوسش نداره ..
آره این چرخه کثیف داره ادامه.