eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر برات وقت میزارم ، اگر وسطِ چت باهات استیکر میدم ، اگر نقطه نمیزارم ته کلماتم ، اگر همه اینا .. پس تو مهم ترین آدمِ منی ؛
سلام بر پاییزی که نرسیده ، غم‌هایش بر سرمان فرو ریخت🖤
زمان: حجم: 149.8K
جمشید؛ اگه پاییز انقدرا که تو میگی خوبه چرا ما هر سال روز اول پاییز دلمون خالی میشه:))
هنوزم روحم مشت میزنه به قفسه سینم و میگه نمیخوای بذاری من برم؟ هوم؟ نمیبینی؟ بذار برم. بذار یبار دیگه پرواز کنم.
غم دارم. بغض دارم. دلم بغل میخواد. بغل واقعی. از اون بغلا که یهو میترکی داد میزنی و‌ گریه میکنی.
سکوت نکنید.
نه؛ من نصیحتِ منطقی و راه حل و عزیزم میگذره و می‌خوای بریم بیرون یه هوایی بخور و نگرانتم و می‌فهمم و خودتو ناراحت نکن و هرچیزِ مضحک و مصنوعیِ دیگه ای شبیه به اینا نمی‌خوام. من می‌خوام یه سیگار بذاری تو دستم و بگی گریه کن ؛ آدما دقیقاً همینقدر بیخودن دقیقاً همینقدر غیرقابل تحمّل . بهم حق بدی بگی اشکال نداره اگه تنفّر و انزجار همه ی روحتو آلوده کرده و مثل لکّه های تیره افتاده روی وجودت . اگه هربار که میری جلوی آینه روحت داد میزنه : ولم کن ، دست از سرم بردار .
راستش دلم برات شده!
امشب برای خودِ چند سال بعدم نامه نوشتم. همیشه نامه‌هام برای دیگران بوده. نامه‌ به آدم‌هایی که نمی‌توانستم شکاف بین‌مان را با هیچ کلمه‌ای کم کنم. نامه‌ به آدم‌هایی که ازشان دور بوده‌ام، اما حرف‌هایشان ایمن‌ام کرده بود. نامه‌ به آدم‌هایی که حرف زدن را بلد نبودند و در نامه‌ها چیزهایی وجود داشت که در گفتگوی رودررو بروز نمی‌کرد. در حدود این نامه‌های گزنده تا آن شیرین‌های دوست‌داشتنی، جای نامه‌ای برای خودم کم بود. به خودِ چند سال بعدم اعتراف کردم که کجا اشتباه کرده‌ام. براش نوشتم اما این آدم را باید بخشید، این آدمی که خودش به یقین دانسته اشتباه کرده، نیازمند سخاوت است، نه سرزنش. بهش گفتم او از تو کم‌تجربه‌تر است، هر وقت کلمه‌هاش را خواندی فقط در آغوشش بگیر، بهش هیچ نگو، جز این‌که دوستش داری...
آیا تو هم تا به حالا این احساس را داشته ای؟ اینکه گاهی بخواهی همه چیز را گوشه ای رها کنی. دست خودت را بگیری و بروی تا ببینی زندگی دیگر میخواهد تو را با چه چیز هایی به چالش بکشد، وقتی همه چیزت را از دست داده ای.
‏اینجا ما از شب تا صبح رویاهامونو میبافیم، صبح از هم بازشون میکنیم .
چرا انقدر از ادما فراری شدم؟