راستشو بخوای هنوزم به نبودنت عادت نکردم.
صبحا که از خواب پا میشم حس میکنم پیامی ازت دارم. روزا سر درگم و گیجم، ته دلم همش دلشوره دارم. نمیدونم دنبال چیم، حوصله هیچ کاریو ندارم. همهی روزو به گوشی نگاه میکنم و منتظر یه حرف کوچیک از سمت توئم تا دوباره مثل قبل لبخند بزنم.
کاش میتونستم کنارم داشته باشمت، من هنوز دوست داشتنت رو تموم نکردم.
به نقطه ای رسیدم که دلم میخواد به هر آدمی که بهم نزدیکه و دوسش دارم بگم:
"ببین من حالم خوب نیست
شاید یه مدت نتونم باهات حرف بزنم،
ببینمت یا بغلت کنم یا خیلی سرد به نظر بیام
ولی باور کن ازت ناراحت نیستم
قصدم ندارم که از زندگیم حذفت کنم
به عنوان یه انسان منم گاهی نیاز دارم با خودم تنها باشم تا ریکاوری بشم و انرژیم برگرده ؛فقط همین!
دلم میخواد داد بزنم و بگم میشه دست از دوست داشتنِ من بر نداری و صبر کنی تا من با یه حال بهتر برگردم کنارت ؟"
بخدا خیلی خستم...
من هیچجا تو زندگیم پشیمون نشدم جز اونجایی که تهش به طرف گفتم: حیف وقتی که واسه تو گذاشتم
اون لحظه عمیقا پشیمون بودم میدونی چرا؟ چون میتونستم بشینم کتاب بخونم، بستنی بخورم، واسه خودم قهوه درست کنم، فصل جدید سریالمو ببینم، ولی وقتمو دو دستی دادم به طرف گفتم بیا عزیزم مال تو
خرابش کن.
اما از خودم بابت هرلحظه موندن ،اثبات کردن، محبت بیخودی و بیش از حد به ادمایی که اصلا ظرفیت نداشتن معذرت میخوام
من ازت انتظاری ندارم که منو بفهمی.
اخه وقتی جای من نبودی چطوری میخوای بفهمی تو وجود من چی میگذره؟
خودتونو گول نزنید،
هر روز 24 ساعت و 86400 ثانیست،
هیچکی اونقدر گرفتار نیست که حتی یه ثانیه از روزشم واستون زمان نداشته باشه،فقط براش مهم نیستید ، باور کنید آدم اگه تایم بخواد واسه بودن کنار یکی دیگه حتی ثانیه هارو هم قرض میگیره.