eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
یه مرحله از زندگی هم وجود داره که بهش میگن " بی تفاوتی ناشی از صبر بیش از حد " یعنی اینکه دیگه مثل گذشته برای نبودن ها بی قراری نمیکنی و قبول کردی کاری از دستت برنمیاد.
بدی من میدونی چی بود؟ اینکه با همه سعی کردم مهربون باشم و خوب باشم. سعی کردم برای همه وقت بذارم و دل کسیو نشکنم اما اونا چیکار کردن؟ گند زدن به هرچی خوبی و حس خوبه و بعدشم راحت فراموشم کردن.
یه وقتایی انقدر ناراحت و غمگین میشم که احساس میکنم از درون تیکه تیکه شدم و دیگه هیچوقت نمیتونم تیکه های گم شدم رو پیدا کنم.
بعضی وقتا یه جمله کوچیک باعث میشه دل یکی بشکنه و ساعت ها با خودش کلنجار بره تا اون حرف رو فراموش کنه، بنظرم بهتره حرفاتونو مزه مزه کنید و بعد بگید.
سخت ترین تصمیم زندگیه هر آدمی اینه که نمیدونه باید بمونه و بجنگه ، یا بیخیال همه چی بشه و ول کنه بره.
اگه یاد بگیری که هر آدمی که میاد تو زندگیت، قرار نیست قسمتی از آینده‌ت باشه، خیلی راحت‌ تر با خیلی از مسائل کنار میای. میفهمی که چی میگم؟
کاش آدما اینو درک کنن وقتی یکی داره گریه میکنه اصلا نیاز به حرف زدن نداره ، فکر میکنم تنها یک بغل و سکوت کافی باشه تا نشون بدی به اون فرد اهمیت مید‌ی.
باد مارا خواهد برد
میگفت بودنت بوی نون سنگکِ تازهٔ صبحِ جمعه رو میده، بوی چوب سوختهٔ وسط جنگل، بودنت صدای بارون روی شیر
فکرشو کن وقتی بچه‌ای و میری مدرسه هیچکس نگاه نمیکنه به اینکه چقدر طی ترمی که گذروندی درس خوندی و تلاش کردی، همه ازت معدل پایان ترم آزمونتو میخوان. بزرگتر میشی، کنکورتو میدی، هیچکس براش مهم نیست که چقدر از تفریحاتت زدی، چقدر شب بیداری کشیدی، چقدر پوستت خراب شده و موهات ریخته،‌ همه چیز درنهایت خلاصه میشه تو تراز و رتبه‌ی اون آزمون چهارساعته‌ی لعنتی که فقط خدا میدونه چه پشت پرده‌ی کثیفی داره. یه کم بزرگتر میشی، وارد بازار کار میشی. هیچکس براش مهم نیست چقدر از صبح تا شب دویدی و جون کندی تا بتونی مستقل زندگی کنی و دستت جلوی خانواده دراز‌ نباشه، آخرش پشت سرت کلی حرفه که اگر خونه و ماشین آنچنانی نداشته باشی میشی آدم بی‌عرضه و بی دست و پای داستان، اگر هم که از پس تجملات ظاهری زندگیت بربیای میگن معلوم نیست چیکار میکنه و از کجا میاره که اینقدر زرق و برق داره. ازدواج میکنی، بچه دار میشی، هیچکس براش مهم نیست که تا قبل از به دنیا اومدنش چقدر دردسر کشیدی و بعد از از تولدش چه شبایی تا صبح بخاطر بی خوابی و گریه‌های وقت و بی وقتش بیدار موندی، آخر آخرش یکی پیدا میشه که از‌ قد و وزنش یا سیسمونی و اتاقش یه ایرادی بگیره و تو ذوقت بزنه. منظورمو میفهمی؟ هیچکس به مسیری که تو انتخاب کردی اهمیتی نمیده، سختی راهتو نمیبینه، سراشیبی و موانع سر راهت رو درک نمیکنه، همه آخرش نتیجه‌ی کارت رو ازت میخوان و بااینکه بهشون هیچ ارتباطی نداره، درمورد چیزی که بخاطر به دست آوردنش یه دنیا سختی رو پشت سر گذاشتی یه عالمه حرف و انرژی منفی هم بهت هدیه میکنن.
یکی از بهترین نصحیت هایی که از روانشناسم یاد گرفتم این بود که میگفت: «مگه میشه اون مامانی که رفته جلو مدرسه تا بچه اشو بیاره خونه،دست یه بچه دیگه رو بگیره بجای بچه خودش؟ بگه این خوشگل‌تره؛قوی‌تره؛زرنگ‌تره پس اینو ببرم بجای بچه خودم؟ واسه مامانا هیچکس بچه خودش نمیشه؛من من میگم اینجوری عاشق هم باشید..!»
تو یه رمانی یه جمله ی خوندم که عمیقا بهش معتقدم میگفت: «هر سری که تو میبخشیش، اون یه ذره بیشتر عاشقت میشه، ولی تو دست از دوست داشتنش برمیداری؛ میرسه تا روزی که اون عاشق‌ترینه و تو هیچ حسی نسبت بهش نداری…» اینو فقط اونایی میفهمنن که همه جوره پای دوست داشتنشون موندن..
ميدونين معيار يه رابطه خوب چيه؟ معيار يه رابطه خوب اينه كه چقدر ميتونين با طرف مقابلتون در مورد احساس ها؛ نگرانيها؛ و خواسته هاتون آزادانه؛ و بدون ترس از اينكه ناراحت شه؛ قضاوتتون کنه و يا تركتون كنه؛ صحبت کنید.