آهای غریبهیِ غمگین
چرا آنجا ایستاده ای؟
به خانهیِ من بیا!
تا باران بند بیاید.
20:02
و من
جسمی پر از رنج
و من
روحی پر از درد
و من
من ...
من را به خاطر ندارم
هرچه به آینه نگاه میکنم
غم میببنم.
یادمه یه روز دعوامون شده بود
تو گفتی: نرو،بیا بشینیم حلش کنم.
چیزی بینمون حل نشد اما
از اون به بعد از هر آدمی خدافظی کردم منتظر اون حرف بودم.
اینکه برای یکی مهم باشه.
مهم باشه ک اون رابطه بهم نخوره.
اما خب
اخرین بار از خودت شنیدم.
خیلی وقته میگذره.
تو دیگی نیستی.
چیزیم حل نشد.
اما انگار تو فقط میخواستی که حل بشه.
یه کلمه ی انگلیسی قشنگی هست به نام "Aliferous" آلیفروس به معنی بال داشتن، آدمی که بودن باهاش بهت حس پرواز میده و باعث میشه که از جات بلند شی؛درست همون آدمی که همین لحظه اسمش تو ذهنت نقش بست.
تو این روزا که هر کسی به فکر منفعت خودشه تا منفعت تو،تو این دورانی که تا جایی محترم و دوست داشتنی به حساب میای که پله های ترقی رو از آدما بالا تر نری و ازشون جلو تر نیوفتی؛اگه همچین آدمی تو زندگیت حضور داره قدرشو بدون،آدمای خوب و واقعی تعداد محدودی دارن؛دو دستی بچسب بهش.
هرچی میگذره میفهمم هرچقدر بیشترادمای مختلف ببینی کمتر از زندگی خوشت میاد
هرچی میگذره بیشتر به این میرسم که ادما میتونن پشت سرت بدترین حرفارو بزنن و جلو روت قربون صدقت برن
هر چی میگذره میفهمم لبخند ادما و محبتشون همیشه ام واقعی نیست وخیلیاش نقابه و یه لاف !
هر چی میگذره سعی میکنم بیشتر تو لاک خودم فرو برم
و از این نقاب تهوع اور به دور باشم
کاش هممون یکم واقعی تر و مهربون تر باشیم
زندگی قشنگ تر میشه.
قشنگترین حس دنیا وقتیه که با یه کسی یهو احساس راحتی و صمیمیت میکنی، یهو میبینی داری چیزایی رو بهش میگی که تا حالا به هیچکس نگفتی و اون یه جوری تورو میفهمه و درکت میکنه که انگار خیلی وقته میشناستت ..
نصف بیشتر آدمای زندگیمو چون بلد نبودم مثل بقیه بهشون دروغ بگم از دست دادم
نه اینکه بلد نباشم،نخواستم.
ولی انگار حقیقت اینه که خیلیا دروغ شنیدین رو دوست دارن.
ناراحت کردن یه آدم مثل پرت کردن یه تیر به آسمونه که نمیدونی کجای زندگیت قراره برگرده پایین و یقهی خودتو بگیره.