میدونی
از یه جایی به بعدش من خسته شدم.
از یه جایی به بعدش گفتم واقعا بیخیال!
نه تو به این آدما میخوری و نه این آدما به تو.
از یه جایی به بعد بیخیال همه چیز شدم رفتم یه گوشه نشستم این آدمارو از همین دور نگاه کردم.چون از همین دور قشنگن.
چقدر حالم داغونه.
اونقدر داغون که نمیتونم تو هیچ چیز توصیف کنم.
نمیتونم بگم مثل فلان چی مثل بسار چی…
تو فقط بدون داغونم.
اونقدری که اصلا توصیفی براش پیدا نمیکنم.
جلو آینه به خودم گفتم : درد تو آنقدر عمیق است که تو چشمت گیر کرده...و اگر گریه کنی یا اشک از چشمت در می آید و یا اصلا اشکی در نمی آید.
-کوف بور
فقد اون قسمتی از امروزم قشنگ بود که یکی برا اولین بار واسم آهنگ فرستاد و باهام حرف زد و خب خیلی ذوق کردم:"›
همه اشتباهم تو پنج کلمه خلاصه میشد
" تو با بقیه فرق داری"
باید میدونستم تا وقتی پای منفعت آدما درمیون باشه،تا وقتی بالا بودن یک بُرد و سود به حساب میاد همه شبیه هم ان.
باور کن من احتمالاً لا به لای یکی از حرفای تلخ،یه قسمت سوزناک یا یک سکانس تراژدی از فیلم،قسمت تلخِ لحظه دفن،لحظه چشیدن طعم شور بختی،بین یکی از موسیقی های بیکلامِ پر از حرف
گم شدم،گم شدم و دیگه سال هاست که برنگشتم.
دلم میخواد زندگیمو،همه دغدغه ها و روزمرگی هامو،استرس هامو،ریزش موهام از شدت فشار رو،رغبتی که برام نمونده رو،دلتنگی هامو بدم بغل یکی،بگم یه دقیقه اینو میگیری؟ بعد فرار کنم.
بهترین دارویی که برای یه انسان وجود داره نه مورفینه،نه استامینوفن و نه چیزای دیگه
بهترین دارو یه آدم دیگه است،همین.
وقتی تو خوشحال کردن آدم های زندگیتون نقشی ندارید نهایت لطفی که میتونید بکنید اینه که تو ناراحت کردنشون سهیم نشید.