من زمین خوردهام
شاید حتی در مهمترین روزهای زندگیم
دستم را بگیر
که روزهایی که در خاطرم نیستند
به نام یاری شما بشوند از ان مهمترها:)
مَـوّاجـ...؛
:)))
اشک از دیدگانم روان است
میخواهم زجه بزنم و صدایت کنم
من دلم برایت تنگ شده آقا
بگو امسال وقت فوت کردن شمعهای روی کیک
چه دعایی کنم؟
وقتی دعای هر سالم
سرباز شدن برای شما بود
و امسال ماندهام
با شمعهایی که ۲۰ را نشان میدهند
و بغضی که فروخوردهام
که این چه دنیایی است
که باید از همین جوانی
طعم تلخ نبودنت را تجربه کنم...
مَـوّاجـ...؛
اشک از دیدگانم روان است میخواهم زجه بزنم و صدایت کنم من دلم برایت تنگ شده آقا بگو امسال وقت فوت کرد
برایمان دعا کن اقا
از بعد ۹ اسفند
قلبمان جوری تکه تکه شد
که یا شهادت درمانش میکند
یا دوباره دیدنتان...
شرمنده که نتوانستم دوباره به بیت بیایم و زیر لب روبرویت زمزمه کنم
به قولم عمل کردهام
شرمنده که انقدر کوتاهی کردم که حالا در دنیایی که دیگر نفست زندهمان نگه نمیدارد باید به قولم عمل کنم
شاید حلالم کنی
شاید دعایم کنی
شاید...
دوستت دارم
و هر روز از بعد آن روز
دعایم مثل خودت هست
و الحقنا بهم...والرزقنا شهادت فی سبیلک
یا مولای:)))