eitaa logo
دانلود
اذان بگو موذنِ حرم الله اکبر
من تورا مشغول می‌کردم دلا، یادِ آن افسانه کردی عاقبت..
هدایت شده از «منِ‌فی‌الحال»
خوشا شما که جهان می‌رود به کامِ شما.
دیدی؟ بودش بالاتر از سیاهی رنگ.
ای دوست؛ گلی به یادگاری بفرست! گر گل نبود، خوشه خاری بفرست!
Willi
ای دوست؛ گلی به یادگاری بفرست! گر گل نبود، خوشه خاری بفرست!
من خسته شدم در این دیار، یادم کن! یک نامه و یک پیامِ خالی بفرست..
تو، جزو " نبایدها " بودی " باید " بودی‌ها، برای من، " نباید " بودی که کاش " باید " بودی..
از احوالم اگر بپرسی باید به تو بگویم؛ این ایام مدام غمم را با غم‌های بزرگتر عوض می‌کنم، تا خیلی هم اسیر تکرار نباشم..
‌دیگران می‌توانستد وقایع را به مستی و شوخی بگذرانند؛ اما برای من، همه چیز بیش از حد جدی بود. من همیشه رنج‌ها و ترس‌ها را بیش از حد حس می‌کردم و این استعداد نحس، راه را بر هرگونه آسودگی و سبک‌سری می‌بست‌.