eitaa logo
دانلود
Willi
Willi
‏می‌دانم چرا هیچ‌گاه یاد من نیستی. من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم که با هر تلنگری یادم بیفتی، انس
دوستت داشتم؛ با وجود اینکه تورا به‌آغوش نکشیدم و تورا همیشه نمی‌بینم. دوستت داشتم .. چون برایت نوشتم‌و برایت خواندم‌و به‌خاطرت خندیدم و به‌خاطرِ تو، تغییر کردم! تورا دوست داشتم .. در حالی‌که دور بودی ولی نزدیک‌ترین به‌قلبم.
احتیاج دارم به‌تو، به گفتن از حالم به‌تو.
Willi
دوستت داشتم؛ با وجود اینکه تورا به‌آغوش نکشیدم و تورا همیشه نمی‌بینم. دوستت داشتم .. چون برایت نوشتم
می‌خواهمت! نمی‌دانم که بودم، که خواهم بود و؛ چه می‌شوم .. اما می‌خواهمت، تا نهایتِ ویرانی ..
Willi
شیرودوستان.
فلانِ فلانِ غم، شیرکاکائوتو بخور.
بیا بغلم کن، شاید غمامو یادم رفت.
هدایت شده از آخـرش‌کہ‌چۍ؟!
می‌ترسم تا همیشه غمگین بمانم.
«نظن أننا نسيناها، تعود بعد زمن على هيئة بكاء بلا سبب أو ضيق أو حزن أو وحشة بلا توقيت.» فکر می‌کنیم فراموشش کرده‌ایم، اما پس از مدتی، به‌ شکل گریه‌‌ی بی‌‌دلیل یا دلتنگی و اندوه وترس گاه‌ و‌ بیگاه برمی‌گردد.
تو دیگه با اون قیافت چرا دوسم نداری.
انقدری که امروز بهم خوش‌ گذشت، تو این چندسال نگذشته بود.
هدایت شده از شاید‌بازهم‌من؛
و غمِ نبودت تا صبح گلویِ مرا خواهد گرفت .