Willi
ای دوست؛ گلی به یادگاری بفرست! گر گل نبود، خوشه خاری بفرست!
من خسته شدم در این دیار، یادم کن!
یک نامه و یک پیامِ خالی بفرست..
تو، جزو " نبایدها " بودی
" باید " بودیها،
برای من، " نباید " بودی
که کاش " باید " بودی..