eitaa logo
ن‍‌ی‍‌ک‍‌ت‍‌وف‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ا 𝑁𝑦𝑐𝑡𝑜𝑝ℎ𝑖𝑙𝑖𝑎>
425 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
729 ویدیو
13 فایل
𝐻𝑜𝑔𝑤𝑎𝑟𝑡𝑠 𝑖𝑠 𝑚𝑦 ℎ𝑜𝑚𝑒... نیکتوفیلیا یعنی علاقه به تاریکی و تنهایی‌ شب.. درست زمانی‌که نویسنده ها شخصیت های به یاد ماندنی خلق می کنند...✨ _من آدونا هستم،شاید یک افسونگر، شاید هم نویسنده... روحی آمیخته از: هاگوارتز,ماه,کتاب,ادبیات و پیچیدگی؛
مشاهده در ایتا
دانلود
ن‍‌ی‍‌ک‍‌ت‍‌وف‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ا 𝑁𝑦𝑐𝑡𝑜𝑝ℎ𝑖𝑙𝑖𝑎>
پودر پرواز: این خاطره در دسامبر سال 1983 نوشته شده است. ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• آن شب پدرم اصرارش بر این بود که مرا با متروی مشنگ ها روانه ی لندن، و سپس کوچه ی دیاگون کند. اما من تصمیم گرفتم که کار را برای خودم و پدرم آسوده کنم. یک مشت پودر پرواز را برداشتم و کنار آتشی که پدرم کنار کلبه برپا کرده بود ایستادم. پدرخوانده آب دهانش را قورت داد و با لحنی مردد گفت: مطمئنی؟... چهره اش مثل همیشه نبود. این بار رنگ و پریده و مضطرب به نظر می رسید. مصمم گفتم:_خطری نداره پدر! مطمئن باش! یک راست میرم به کوچه دیاگون مثل همه ی جادوگرای دیگه... اما واقعا اینقدر مطمئن نبودم.. پودر پرواز مشکلات زیادی داشت، به هر حال چیز خوب و مفیدی بود. آب دهانم را قورت دادم و پودر را در آتش پاشیدم... در این آن رنگ آتش رفته رفته تبدیل به رنگ سبز زمردی شد. پدرخوانده سراسیمه گفت: بجنب دخترم.. در حالی می لرزیدم وارد آتش شدم. و با صدایی لرزان گفتم: کوچـ.... کوچه ی دیاگون...» یک آن دنیا بر سرم چرخ زد و مرا در بر گرفت.. اطرافم پر شده بود از تاریکی و دودهای رنگی رنگی که سرتاسرش را پر کرده بود. در این میان چیزی مرا می چرخاند و می چرخاند و می چرخاند که نزدیک بود از تنگی نفس و حالت تهوع بمیرم... چشم هایم تار می دید و احساس می کردم دیگر محال است زنده بمانم که ناگهان... بمب! با صورت بر روی زمین افتادم. آرام بلند شدم. بوی دود و خاکستر همه جا را فرا گرفته بود و نور کمی از آن طرف تر دیده می شد. _حتما توی شومینه ی یکی از مغازه افتادم، خوبه اگه اینطور باشه... هنوز حرفم تمام نشده بود که بیرون را سرک کشیدم...متاسفانه نه اینجا شبیه به مغازه بود و نه شبیه به بانک و مکان های عمومی... به جای اجناس پر از وسایل زینتی پر زرق و ورق و دیوار های زیبا پر از طرح و نقش های سلطنتی... _من.. من کجام؟ @witch_writer"
🟣راستـــــــــی! ♕برای پیدا کردن دست نوشته های قبلی برای راحتتر شدن می تونید نوشته ها رو به ترتیب اینجا بخونید👇🏻📚(بزن روی لینک) @memories_iduna📚 👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻
اینم چهره پدر خونده ام بخاطر اصرارهای زیادتون گذاشتم😂😐 @witch_writer"
🟢✨🌚اگه خواستی باهام حرف بزنی من اینجام👇🏻✨ https://eitaa.com/Jungle_post_office/66
هدایت شده از چمنهای‌بلند دشت‌هرسیلیا.
متوجه نیستید البوس و گلرت چقدر فوق العاده‌ن