eitaa logo
✦ روایت‌های طلوع آژور ✦
50 دنبال‌کننده
108 عکس
47 ویدیو
0 فایل
جایی برای بوسیده شدگان سایه، روایت‌گران خسته، نقاشان جسور، نویسندگان خلاق، برای شما. راه ارتباطی میان ما موروی‌ها: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_52bbvtx&btn=ʟᴇᴛʜᴇ̀
مشاهده در ایتا
دانلود
✦ برای دسترسی آسان‌تر شما ✦
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✦ روایت‌های طلوع آژور ✦
میان نفس‌های زمین و سکوت آسمان شب، جایی که رنگ‌ها هنوز نام نداشتند و روایت‌ها در انتظار صدا بودند، او ایستاده بود. برلبه‌ی پرتگاهی رو به آسمان. تردیدی که لرزانده بودش، حالا رنگ آبی نابی به خود گرفته بود؛ رنگ همان پرتوهایی که از خط افق جدا می‌شدند و کم‌کم آسمان را با رنگ‌های تازه‌ای، رو به رو می‌کردند. آبی موهایش، انعکاسی بود از این طلوع ناآشنا. انعکاسی از وعده‌ای که رزهای غنچه‌بسته در باغ خاطره‌اش، به شکوفایی رسانده بودند. نه سقوط، نه بازگشت؛ فقط یک جهش. یک پرواز ناخواسته‌ی کبوتری زخمی به سوی آغوش رنگ. و آری خواننده‌ی عزیز‌. در آن لحظه که دخترک به سوی آبی دوست‌داشتنی‌اش پرید، روایت‌هایش تازه آغاز شد. "آژور" نه یک مکان و نه یک رنگ، که خود آغاز بود. فضایی که گذشته، حال را می‌سرود و حال، آینده را می‌بافت. "آژور"، رنگ من است. و طلوع از نقطه‌ی مرگ آغاز می‌شود. روایت‌های این طلوع آژور، دفترچه‌ی کوچک جیبی من است. جایی‌ست که شما نیز، در میان تاریکی روزمرگی، نوری آبی را خواهی دید. از زاویه‌ دید من. اینجا جایی‌سا که دعوت آغاز، از لبه‌ی پرتگاه به گوشت خواهد رسید. اینجا جایی‌ست برای شاعران بی‌جان، قصه‌گویان خسته، نویسندگان خلاق، نقاشان جسور، بوسیده شدگان سایه، برای شما. جایی برای قلب‌هایی که متفاوت زیسته‌اند، پناهگاهی برای افراد عجیب. به "روایت‌های طلوع آژور"، خوش آمدید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از آقای فلانی؟ فورنده