فقط یه فانتزی خوان میتونه یه خودکار و چوبدستیش کنه و هی وردای وینگاردیم لوی اوسا و اکسپلریاموس و آوداکداورا و.. امتحان کنه و در عین حال همون خودکار یه ستاره بکشه رو زمین تا بارتیمیوس احضار کنه و در عین حال سعی کنه اون خودکار رو به شمشیر تبدیل کنه.
کلبهینمگرفتهفاذر.
من یه نویسندم: حتی اگه منفور ترین شخصیتام خلق کنم خوانندهها یه درزی پیدا میکنن تا رفتار اون شخصیتو
من یه نویسندم:
تا حالا ۸۲۹۲۹۲۹۱۹۱۹۲۷۳ بار قاتل شدم.
کلبهینمگرفتهفاذر.
من یه نویسندم: تا حالا ۸۲۹۲۹۲۹۱۹۱۹۲۷۳ بار قاتل شدم.
من یه نویسندم:
کشتن و بدبخت کردن شخصیتام برام راحت تره از خوشبخت کردنشونه
کلبهینمگرفتهفاذر.
من یه نویسندم: کشتن و بدبخت کردن شخصیتام برام راحت تره از خوشبخت کردنشونه
من یه نویسندم:
من سرعت تایپم ده برابر سرعت سونیک و سرعت تموم شدن جوهر خودکارامم ده برابر سرعت تایپمه
نام: الیکا
به انگلیسی: Elika
مولف: فاذر(فاطمه مرادی)
ژانر: علمی تخیلی، فانتزی، عاشقانه
.
.
خلاصه و مقدمه:
آسمان در هم میپیچد و انوارهایرنگ میغلتند بر دور کره زمین.
سیارهها از حرکت باز میایستند و کهکشان در سکوتی فرو میرود که مثل و مانندش در تاریخ تکرار نشده است.
موجها صخرهها را در هم میشکنند و در تاریخ ۲۰۴۰،۴،۱۲ اتفاقی عجیب تر از کسوف و خسوف رخ میدهد.
خورشید و ماه یکدیگر را در آغوش میکشند و کم کم نور و توان خود را از دست میدهند.
انوارهای رنگ به درون کره زمین نفوذ میکنندو ماه و خورشید را دوره میکنند.
ثانیهای نمیگذرد که انوارها با یکدیگر وحدت پیدا میکنند و به دو رگه رنگ فام و نارنجی تبدیل میشوند.
رگههای نور از آسمان به زمین کوچ میکنند، ساختمانهای نیمه بلند و بلند بالای شهر را میگذرانند و در یک دو راهی هر کدام راه متفاوتی در پیش میگیرند.
رگه نور ماه، راه بیمارستان دانش بنیانی را در پیش میگیرد و رگه نور خورشید راه پرورشگاه متروک و قدیمیای را پیش میگیرد.
ناگهان دو برگزیده دوباره زاده می شوند! یکی پسری دم مرگ، الیوت و دیگری کاساندان، دختر تک و تنها.
اما این به چه معناست؟! آیا ماه و خورشید در جسمی انسانی هلول کردهاند؟ چرا ماه و خورشید روز به روز ضعیف تر میشوند؟!
الیکای_۴.pdf
حجم:
178.7K
| نام: #الیکا
به قلم: فآذر(فاطمه مرادی)
#بخش_چهارم
-هرگونه کپی تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.