eitaa logo
𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐭𝐢𝐦𝐞| چنل چک بشه
321 دنبال‌کننده
25 عکس
53 ویدیو
2 فایل
به نام خداوند جان افرین؛ اینجا نه تنها یه داستان رو باهم پیش میبریم، هر شب باهم صحبت میکنیم، اهنگ گوش میدیم، گریه میکنیم و میخندیم... 1405/04/23 Me: @pv_shaya2 چنل محدود شده بیاین زاپاس https://eitaa.com/joinchat/1395132094Cfa7d251cec
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هم داره سخت می‌گذره، هم داره زود می‌گذره، هم داره نمی‌گذره. 𝓙𝓸𝓲𝓷✨ @wrongtime2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چنل اخـ.ـــطار گرفته💁🏻‍♀ زاپـ.ـــاس جوین شید گمتون نکنم. https://eitaa.com/joinchat/1395132094Cfa7d251cec
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش واسه کسی که بهتون ارزش میده ارزش قائل شید . 𝓙𝓸𝓲𝓷✨ @wrongtime2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با تعجب و خنده نگاهش کردم و گفتم: معلومه که نه این چه کاریه دیوونه شدیاااا. نزدیک اومد و ابروهاش رو بالا انداخت و گفت: اره کاملا. از خجالت لپ هام گل انداخت و گفتم: تو چی؟ از خودت بگو. جمله ی من رو تکرار کرد و گفت: سوالی که پرسیدی جوابش خیلی طولانیه! با تقلید از خودش گفتم: من عاشق داستان های طولانیم! ✩✩✩✩✩ فین فین... تئوبا تعجب نگاهم کرد و گفت: دیانا داری گریه میکنی؟ وای خدایا مهم نیس الان که دیگه تموم شده رفته. اشکامو پاک کردم و گفتم: اخه چطوری میتونسته بچه ی 5 سالرو کتک بزنه یا چمیدونم از خونه بندازتش بیرون؟ تئو سعی میکرد احساساتش رو نشون نده ولی معلوم بود که تعریف کردن این اتفاق براش سخته، اروم گفت: بابای من همیشه همین بود ازم متنفر بود و من رو رقیب خودش میدونست، فکر میکرد من باعث شدم مامانم باهاش سرد شه و حتا بعضی وقتا مجبورم میکرد با دوست دختراش بریم بیرون کاراش رو من لاپوشونی کنم. با تعجب نگاش کردم و گفتم: منظورش چیه رقیب چیهههه؟ و گریم اوج گرفت! خندید و نگاهم کرد با گریه گفتم: چیهههه؟ چرا میخندی؟ این کارم باعث شد بیشتر بخنده! با خنده گفت: وای گریه نکن مهم نیس الان سالمم پیشتم هستم خب؟ @wrongtime2