🌹#ولادت_امام_هادی_علیه_السلام
🌹#مدح
🌹#ترکیب_بندی
✍شاعر:علی اکبر لطیفیان
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
آستان خدا کمال شما
هفت پرواز زیر بال شما
با شما می شود به قرب رسید
ای وصال خدا وصال شما
گاه با آدم و گهی با نوح
بی زمان است سن و سال شما
مثل جبرئیل می شود بالم
با همین غوره های های کال شما
روزگاری است در پی دلم آید
گرچه نا قابل است مال شما
بال ما را به آسمان ببرید
تا خداوند لا مکان ببرید
هر کسی تو را سلام کند
به مقام تو احترام کند
کاش در صحن سامرات خدا
تا قیامت مرا غلام کند
پر و بال کبوترانه ی من
در حریم تو میل دام کند
هر که بی توست واجب است به خود
خواب احرام را حرام کند
بر دلم واجب است بعد طواف
عرض دین محضر امام کند
نیمه ی ماه حج که شد باید
شیعه در محضر شما آید
ای مسیحای سامرا هادی
آفتاب مسیر ما هادی
علی ابن محمد ابن علی
نوه ی اول رضا هادی
نیست جز دامن کرامت تو
پردهٔ خانهٔ خدا هادی
ذکر هر چهارشنبه ام این است
یا رضا یا جواد یا هادی
به ملک هم نمی دهم هرگز
گریهٔ زائر تو را هادی
یک شبی را کنار ما ماندی
سر سجاده جامعه خواندی
تو دعا را معرفی کردی
مرتضی را معرفی کردی
با فراز زیارت سبزت
راه ما را معرفی کردی
مرتضی و حسین و فاطمه و
مجتبی را معرفی کردی
نه فقط اهل بیت را بلکه
تو خدا را معرفی کردی
سامرایت غریب بود اما
کربلا را معرفی کردی
با تو ما مرتضی شناس شدیم
تا قیامت خدا شناس شدیم
ریشه های محبت ما تو
مزرعه های سبز دنیا تو
خواهش سرزمین پائین من
اشتیاق بهشت بالا تو
گاه ابلیس می شوم بی تو
گاه جبریل می شوم با تو
من نمی دانم این که من دارم
به تو نزدیک می شوم یا تو
چه کسی از مسیر گمراهی
داده ما را نجات؟... آقا تو
تو مرا با ولایتم کردی
آمدی و هدایتم کردی
دل من در کفت اسیر بود
به دخیل تو مستجیر بود
گر شود ثروتم سلیمانی
باز هم بر درت فقیر بود
شکر حق می کنم صدای بلند
حضرت هادی ام امیر بود
آبرو خرج می کنی بس که
کرم سفره ات کثیر بود
شب میلاد تو به ذی الحجه
مطلع شوکت غدیر بود
ریشه ناب اعتقاد علی
پسر حضرت جواد علی
دوست دارم گدای تو باشم
سائل دست های تو باشم
مثل بال و پر کبوترها
دائماً در هوای تو باشم
دوست دارم که از زمان ازل
تا ابد خاک پای تو باشم
نیمه شب های ماه ذی الحجه
زائر سامرای تو باشم
یا دعای قنوت من باشی
یا قنوت دعای تو باشم
ما فقیریم سفره ای وا کن
سامرایی حواله ی ما کن
با تو این عقل ها بزرگ شدند
اعتقادات ما بزرگ شدند
پای دل های شیعیان آن قدر
گریه کردید تا بزرگ شدند
با نگاه تو با محبت تو
اِبن سکّیت ها بزرگ شدند
خوب شد بچه های هیئت ما
پای درس شما بزرگ شدند
بچه های قبیله ما با
کربلا کربلا بزرگ شدند
بی تو دل های ما بهار نداشت
مثل یک شاخه ای که بار نداشت. #گلچین_مولودی_یازینب_سلام_الله_علیها
🌹#ولادت_امام_هادی_علیه_السلام
🌹#مدح
🌹#ترکیب_بندی
✍شاعر:علی اکبر لطیفیان
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
آستان خدا کمال شما
هفت پرواز زیر بال شما
با شما می شود به قرب رسید
ای وصال خدا وصال شما
گاه با آدم و گهی با نوح
بی زمان است سن و سال شما
مثل جبرئیل می شود بالم
با همین غوره های های کال شما
روزگاری است در پی دلم آید
گرچه نا قابل است مال شما
بال ما را به آسمان ببرید
تا خداوند لا مکان ببرید
هر کسی تو را سلام کند
به مقام تو احترام کند
کاش در صحن سامرات خدا
تا قیامت مرا غلام کند
پر و بال کبوترانه ی من
در حریم تو میل دام کند
هر که بی توست واجب است به خود
خواب احرام را حرام کند
بر دلم واجب است بعد طواف
عرض دین محضر امام کند
نیمه ی ماه حج که شد باید
شیعه در محضر شما آید
ای مسیحای سامرا هادی
آفتاب مسیر ما هادی
علی ابن محمد ابن علی
نوه ی اول رضا هادی
نیست جز دامن کرامت تو
پردهٔ خانهٔ خدا هادی
ذکر هر چهارشنبه ام این است
یا رضا یا جواد یا هادی
به ملک هم نمی دهم هرگز
گریهٔ زائر تو را هادی
یک شبی را کنار ما ماندی
سر سجاده جامعه خواندی
تو دعا را معرفی کردی
مرتضی را معرفی کردی
با فراز زیارت سبزت
راه ما را معرفی کردی
مرتضی و حسین و فاطمه و
مجتبی را معرفی کردی
نه فقط اهل بیت را بلکه
تو خدا را معرفی کردی
سامرایت غریب بود اما
کربلا را معرفی کردی
با تو ما مرتضی شناس شدیم
تا قیامت خدا شناس شدیم
ریشه های محبت ما تو
مزرعه های سبز دنیا تو
خواهش سرزمین پائین من
اشتیاق بهشت بالا تو
گاه ابلیس می شوم بی تو
گاه جبریل می شوم با تو
من نمی دانم این که من دارم
به تو نزدیک می شوم یا تو
چه کسی از مسیر گمراهی
داده ما را نجات؟... آقا تو
تو مرا با ولایتم کردی
آمدی و هدایتم کردی
دل من در کفت اسیر بود
به دخیل تو مستجیر بود
گر شود ثروتم سلیمانی
باز هم بر درت فقیر بود
شکر حق می کنم صدای بلند
حضرت هادی ام امیر بود
آبرو خرج می کنی بس که
کرم سفره ات کثیر بود
شب میلاد تو به ذی الحجه
مطلع شوکت غدیر بود
ریشه ناب اعتقاد علی
پسر حضرت جواد علی
دوست دارم گدای تو باشم
سائل دست های تو باشم
مثل بال و پر کبوترها
دائماً در هوای تو باشم
دوست دارم که از زمان ازل
تا ابد خاک پای تو باشم
نیمه شب های ماه ذی الحجه
زائر سامرای تو باشم
یا دعای قنوت من باشی
یا قنوت دعای تو باشم
ما فقیریم سفره ای وا کن
سامرایی حواله ی ما کن
با تو این عقل ها بزرگ شدند
اعتقادات ما بزرگ شدند
پای دل های شیعیان آن قدر
گریه کردید تا بزرگ شدند
با نگاه تو با محبت تو
اِبن سکّیت ها بزرگ شدند
خوب شد بچه های هیئت ما
پای درس شما بزرگ شدند
بچه های قبیله ما با
کربلا کربلا بزرگ شدند
بی تو دل های ما بهار نداشت
مثل یک شاخه ای که بار نداشت. #گلچین_مولودی_یازینب_سلام_الله_علیها
🌹#ولادت_حضرت_فاطمه_سلام_الله
🌹#ترکيب_بندی
✍شاعر:حسین ایمانی
💫💫💫💫💫💫💫💫
به نامِ نامیِ زهرا به نامِ شاهِ نجف
غلامِ فاطمهایم و غلامِ شاهِ نجف
همیشه نان به گدا داده خالقِ رزّاق
به احترامِ حریم و مَرامِ شاهِ نجف
خدا نیاوَرَد آن لحظه را که دور شود
کبوترِ دلِ شیدا زِ بامِ شاهِ نجف
ندایِ فاطمه نادِ علی علی علی است
وَ آرزویِ همِه بارِ عامِ شاهِ نجف
کویرِ سینه به تو دارد احتیاج علی
دوایِ هَمُّ و غم وُ دردِ لاٰعلاج علی
علیِ عالیِ اَعلا اَمیرِ فُلک وُ فَلک
ترنُّمِ لبِ هستی سرودِ مُلک وُ مَلک
قرارِ قلبِ زمین و زمان و کون و مکان
همان که بر سرِ خوانِ خودِ خداست نمک
یَلی که حکمِ ولی از خدا گرفت و نبی
ولی به خانه وُ در کوچهِ خورد چوبِ مَحک
نوایِ ربِّ جلیل و ندایِ جبرائیل
بدان علی تو مَعَالحقّی وُ خداست مَعَک
کسی که نیست نبودهَست رویِ دستش دست
پناهگاهِ همه در پناهِ فاطمه است
به اقتدار قسم اختیار وُ جبر وُ قرار
که بوده در کفِ این شیرمردِ مردمدار
به رعد وُ برق وُ تجلّیِ ذوالفقار قسم
که قوّت است برایِ علی نگاهِ نگار
ندیده چشمِ زمانه کریمه مثلِ او
که گفته بر سرِ سجّاده جاٰر ثُمَّ الدّار
غبارِ چادرِ رویِ سرش شرف دارد
به دُرُّ و گوهر و یاقوت و گنبدِ دَوّار
اگر چه ظاهراً عمرش کم است و هجده سال
به درکِ او نرسد پایِ فهم وُ وَهم وُ خیال
بدان که فاطمه مِشکات و کوُکَبٌ دُرِّیست
دلیلِ خلقِ نبی کُفوِ بینظیرِ علیست
اگر برایِ رسالت فقط همین کوثر
به مصطفی بدهد اَجر خالقم کافیست
بخوان حدیثِ سفینه بدان ذَوِیالقُربیٰ
به غیرِ فاطمه و دوستانِ مولا نیست
به روزِ حشر اگر از همه فرار کند
به چادرش برسد نوکری هُوَالباقیست
به روزِ حشر نگویم که بودهاَم وَ کیاَم
چه اعتباری از این بهتر است فاطمیام
چه مادرانه رسیدی به دادِ این نوکر
تو خواستی که شده ضربِ قلب یاحیدر
دعایِ خیرِ تو وُ آمّینِ مولایم
غلام را کند از اهلِ بینظیرِ نظر
دلم برایِ حریمِ حسین تنگ شده
چه میشود که شوم زائرِ حرم بیسر
شبیهِ پیکرِ سردارِ قدس سوخته وُ ....
هزار پاره مرا تا حریمِ یار ببر
به یادِ نیمهشبِ پُرتلاطمِ بغداد
به یادِ مَکتبِ مردی که ندبهخوان جان داد