eitaa logo
دانلود
بچها😭
علی اومد سمتم، دستش پر بود(یه گالن کوچولو که قبلا شوینده بوده داره خیلی دوسش داره) بعد دستمو با یه انگشت گرفت😭
میخواست ببرتم سمت در که بریم پیش مامانش، ولی اخه با یه انگشت😭
ادبار
سینه بزنیدد😭
خب بچهاجون.
بالاخره عشق در خونه مارو هم زد.
عکس نمیدونم بفرستم یا نه. فوقش میتونم از دستامون بفرستم.
ادبار
بالاخره عشق در خونه مارو هم زد.
هرچند این قصه سر دراز دارد.
فکرکنم وقتی حدود پونزده سالم بود برای اولین ازش خوشم اومد. تا قبلش انگار اصلا نمیدیدمش با اینکه همش جلوی چشمم بود.
بفرتستستستیتستتستستس - الان میفرستم.
عکس از دستاتووووووون - اره دستای همدیگه رو گرفتیم.