حالا مامانم میگه تو مترو گوشیتو در نیار خیلی. میگم میگیرم دستم، از دستم که نمیزنن. میگه حالا شاید یکی خواست اذیتت کنه، زد زیر دستت بعد گفت ببخشید دستم خورد. منم گفتم منم هشخطو از زیر چادرم میارم بیرون میچرخونم میگم چیشد؟ منم سندروم هشخط بیقرار دارم.
مامانم خیلی رندوم میاد میگه اگه کسی تو دانشگاه حتی اشاره هم کرد بیا به من بگو.
مادر من اعتماد بنفست خیلی بالاعه، کی به من نگاه میکنه اخه.
ادبار
مامانم خیلی رندوم میاد میگه اگه کسی تو دانشگاه حتی اشاره هم کرد بیا به من بگو. مادر من اعتماد بنفست
منی که هنوز حتی یه جلسه هم سر کلاس نرفتم:
بعد مامانم به ورودی های خودمونم اکتفا نمیکنه، میگه حتی اگه سال بالاییا هم چیزی گفتن بگو نه.