امروز روز خوبی بود و دوستش داشتم.
شاید بگید جوان ایرانی که نمیتونه روز کاملا خوبی داشته باشه، پس باگ امروزت کجا بود؟ که باید بگم پام رفت روی آب زباله و جوراب هم پام بود.
ادبار
شما کدوم روش رو ترجیح میدید؟
با خیال راحت تو اتاقم آهنگ میخونم و مطمئنم صدام بیرون نمیره، چون اگه میرفت خواهر دلقکم این فرصت رو برای مسخره کردنم از دست نمیداد.
از دیگر مواردی که زندگی عادی کیدراما نیست، امروز روی کانتر داشتم با چیز فلزی داغ کار میکردم و بابام اومد کنارم وایساد به به و چه چه و صلوات و فلان که چقد تمیز و اینا، یهو دستم گرفت به فلزش سریع دستمو کشیدم و حتی جیغ و دادم نکردم، اتفاقا بلافاصله ادامه دادم.
و فکرمیکنین چی؟ بابام یا مامانم نگرانم شد؟
خیر دوستان بابام ترسید فرار کرد.