ادبار
شما کدوم روش رو ترجیح میدید؟
با خیال راحت تو اتاقم آهنگ میخونم و مطمئنم صدام بیرون نمیره، چون اگه میرفت خواهر دلقکم این فرصت رو برای مسخره کردنم از دست نمیداد.
از دیگر مواردی که زندگی عادی کیدراما نیست، امروز روی کانتر داشتم با چیز فلزی داغ کار میکردم و بابام اومد کنارم وایساد به به و چه چه و صلوات و فلان که چقد تمیز و اینا، یهو دستم گرفت به فلزش سریع دستمو کشیدم و حتی جیغ و دادم نکردم، اتفاقا بلافاصله ادامه دادم.
و فکرمیکنین چی؟ بابام یا مامانم نگرانم شد؟
خیر دوستان بابام ترسید فرار کرد.
لیترالی ترسید و زیرزیرکی علی رو بغل کرد رفت تو هال. و گفت خانم این داغ بود دستش سوخت. و مامانمم به هیچجاش.
نمیدونستم اون لحظه دستم درد میکرد گریه کنم(اونقد نبود حالا)، یا از پدر ایرانی پخش زمین بشم از خنده.