تو دنیای موازی یا دارم به عنوان مولان با مغولها میجنگم یا همراه هیکاپ سوار اژدهام و بازم دارم میجنگم نه اینکه برنامه بریزم فلان درس و چجوری و کِی بخونم!!!!!!
هدایت شده از ~ کُنجِ صَبوری ~
گل قشنگا مامانم یه عمل کوچیک برای دستش داره، میشه دعا؟ که مفید فایده باشه؟❤️🩹
هدایت شده از Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
یکی از دانشجومعلمای دانشگاه با همسرش تو تصادف فوت شدن، ممنون میشم فاتحه و صلوات بفرستید براشون.
نمیشناختمش ولی قلبم واقعا براش شکسته💔
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
بچه که بودم، پدرم شب چهارده خرداد قصه هایش را اینگونه شروع میکرد: یکی بود یکی نبود، من یه بچه کوچولو بودم. یه بچه ده یازده ساله بودم که امام از دنیا رفت. هنوزم وقتی شب چهارده خرداد میشه، میخوام مثل اون روز صبح گریه کنم. هنوزم غمگینم که امام رفت، آخه اون خیلی مهربون بود.
و حالا من هم بزرگ شدهام و از تو در ذهنم تصویری نقش بسته. تصویر همان روحی کوچک که بزرگ میشد، در کتابِ سهدیدار.
همان پسرِکوچک روستای خمین که بیپدر بزرگ شد و از پدرش خاطرهای نداشت. همان پسرکوچکی که ساعتها زیر یک درخت سیب مینشست و فکر میکرد.
و بعد همان جوان که در بیابانِ قم که همه باهمدگر سفر طلبگی آغاز میکردند، تنها آن سفر را آغاز کرد. همان که در سکوت راه میرفت و کنجترین جایِ مجلس را برای نشستن انتخاب میکرد.
و در آخر، همان مرد که پیکرهءِ شاهِ بلندبالای ایران را بر لرزه انداخت. چگونهاش را هیچکس نمیداند. انگار او سالها در اندیشه آزادی مردم بود، انگار او آتشی بود بلند بالا با شعلههایی ویرانگر که خود را زیر خاکستر مخفی کرده بود.
مخفی کرده بود که یکباره شعله بکشد و پیکره ستم خواهی را همراه ردپای آن کوخ نشینان دردمند به آتش بکشد.
ما او را ندیدیم، اما خوب میدانیم چه کرد. میدانیم که شعلههای آتشی که از وجود او پراکنده شد، حالا به جای پیکرِ آن شاه، دامان اربابانش را گرفته. دامان شیطان بزرگ را.
میدانیم که این ما هستیم که باید جا پای آن کوخ نشینان بگذاریم و کاخ بلندبالای سفیدرنگ آنان را به نابودی بکشانیم.
بله، ما به اذان صُبحِ تو هنوز بیداریم!
هدایت شده از بینهایت
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ یعنی میخوای بگی آقـاسیـدروحالله
از ما هم بینهایتیتر بودن؟ /:
+آخه فقط با همچین زاویهدیدی میشه دلِ یه ملتو تکوون داد و سرنوشتشونو بهسمتِ درست تاریخ چرخوند!🫴🏻🎆
#ردپای_عاشقها
♾ @binahayat_ir