eitaa logo
کانال شهدایی یاد یاران
393 دنبال‌کننده
29.6هزار عکس
11.1هزار ویدیو
63 فایل
✅کپی با صلوات برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان عج تعالی فرجه الشریف بلامانع است 🌷🇮🇷ما را بدوستان خود معرفی کنید🇮🇷🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
🖊 🥀 قایقها به نشسته بود و دشمن یک نفس روی آن ها آتش می ریخت... رحمان رفت توی آب... قایق اول را که آزاد کرد، عقب عقب توی آب شروع کرد به سمت قایق دوم راه رفتن... گفتم چرا این جوری؟ گفت:نمیخوام اسمم جزء کسایی باشه که به دشمن پشت کردن! ❣فرماندهٔ گردان خط شکن لشگر ۳۳ المهدی🥀 🌸⃟🌹🕊჻ᭂ࿐✰🌹🍃 @yadyaaran ‎‌‌‎‌‎
دو یار ، دو همراه ، دو همسر عاشق شهادت ، دو شهید 📝 هنـوزچند ماه از ازدواج لیلا و احمد نگذشته بود ڪه احـمدتصمــیم گـرفت به زیارت امـام رضـا(ع)برود. قصدش این بود که بعد از آن به جبهه برود و بیشتر نگران این بود که درجبهه شهـید شود، اما همسرش رابه مسافرتی نبرده باشد. لیلا پرسیـد :مگر این مدت که همه جا با هم بـودیم به شـما سخت گذشته که می خواهی تـنها شهـید بشی! احمـد بیـست سـاله تا این سـن همه ی وقـتش را در راه پیـروزے انقـلاب گذاشـتہ بـود و همـین نقـطه ی مشتـرک آنها بود اما تمام حـدیث دلداریشان نبود خندید و گـفت :نه لیلا جـواب داد :پس مامے رویم زیارت آقا امام رضا(ع) و بعـد بر می گـردیم. واگـرقـرارباشـد سعـادت شـهادت نصیـب کسے بـشه هردوے ما باهم شهـید می شیم. درمسـیر برگشت از مشهد، وقتی در مسافـرخانہ اے برای استـراحت ڪوتاه اقامت گزیدند، مـنافقان آن مسافرخانه را برای ضدیت با نظام اسلامی بمـب گذاری کردند. و آن دو روح به هم پیوسته با هم به دیدار معشـوق شتافتند💞🕊 شهادت: شب پنجم مهرماه 1366 شهادت : ۶۱/۷/۹ 🔰نشر حداکثری با شما 🌸⃟🌹🕊჻ᭂ࿐✰🌹🍃 @yadyaaran
~🕊 ^'💜'^ ⚘کوله پشتیش رو گرفتم توی دستم... تا بُغضِ چشمام رو دید: قول دادی بی‌تابی نکنی! مَن هم قول میدهم، زود برگردم... ⚘همیشه‌ قولش قول‌ بود... سه روز از رَفتنِش نگذشت؛ که برگشت... با پِلاکی‌ سوختِه‌...💔 ✍🏻به‌ روایت‌ همسر ♥️🕊   👇👇 🌸⃟🌹🕊჻ᭂ࿐✰🌹🍃 @yadyaaran
چه‌قدر دوست‌ داشتم‌ امام‌ عقدمان‌ كند. تنها خواهشم‌ همين‌ بود. گفت‌ : «هرچيز ديگه‌ بخواهيد دريغ‌ نمي‌كنم‌. فقط‌ خواهش‌ مي‌كنم‌ از من‌نخواهيد لحظه‌اي‌ از عمر اين‌ مرد رو صرف‌ خودم‌ كنم‌. من‌ نمي‌تونم‌سر پل‌صراط‌ جواب‌ بدم‌.» 🌸راوی : همسر شهید 👇👇 🌸⃟🌹🕊჻ᭂ࿐✰🌹🍃 @yadyaaran
چه‌قدر دوست‌ داشتم‌ امام‌ عقدمان‌ كند. تنها خواهشم‌ همين‌ بود. گفت‌ : «هرچيز ديگه‌ بخواهيد دريغ‌ نمي‌كنم‌. فقط‌ خواهش‌ مي‌كنم‌ از من‌نخواهيد لحظه‌اي‌ از عمر اين‌ مرد رو صرف‌ خودم‌ كنم‌. من‌ نمي‌تونم‌سر پل‌صراط‌ جواب‌ بدم‌.» 🌸راوی : همسر شهید 👇👇 🌸⃟🌹🕊჻ᭂ࿐✰🌹🍃 @yadyaaran
✨🥀 ^'💜'^ عڪس دخترشو زده بود تو دفتر فرماندهیش بهش گفتم مرتضے اون عڪسو بردار اینجورے دلت گیره نمیتونے بپریا.. گفت: نه میخام با همه وابستگیام فدایے امام زمان(عج) بشم.. ♥️ .👇👇 🌸⃟🌹🕊჻ᭂ࿐✰🌹🍃 @yadyaaran
🌷🕊 مےگفت : توی گودال شهید پیدا کردیم هرچه خاک بیرون میریخت باز بر‌میگشت..! اذان شد گفتیم بریم فردا برگردیم شب خواب جوانی را دیدم که گفت : دوست دارم گمنام بمانم بیل را بردار و برو (: 💔 ‍ هدیه به ارواح مطهر شهدا 🌷 پنجشنبه ویاد شهدا 👇👇 🌸⃟🌹🕊჻ᭂ࿐✰🌹🍃 @yadyaaran
👇👇 ┏━━━🌹🍃🌷🍃━━━┓ ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎ @yadyaaran ┗━━━🌷🍃🌹🍃━━━┛
او‌نمونه‌ی‌برجسته‌ای از‌تربیت‌شدگان‌اسلام ومکتب‌امام‌خمینی‌بود 🌱 👇👇 ┏━━━🌹🍃🌷🍃━━━┓ ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎ @yadyaaran ┗━━━🌷🍃🌹🍃━━━┛
^'💜'^ عکس دخترشو زده بود تو دفتر فرماندهیش بهش گفتم مرتضی اون عکسو بردار اینجوری دلت گیره نمیتونی بپریا.. گفت: نه میخام با همه وابستگیام فدایی امام زمان(عج) بشم.. ♥️ 👇👇 ┏━━━🌹🍃🌷🍃━━━┓ ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎ @yadyaaran ┗━━━🌷🍃🌹🍃━━━┛
♥️غواص شهید: مهرزاد عبدالهی 💚نام پدر: آزاد ♥️تاریخ تولد: ۱۳۴۶/۱۰/۰۹ 💚محل تولد: شیراز ♥️تاریخ شهادت: ۱۳۶۶/۰۱/۱۸ 💚محل شهادت: شلمچه ♥️منطقه عملیاتی: شلمچه 💚محل دفن: شیراز 🌱فرازی از خاطرات شهید ۶ الی ۷ سال بیشتر نداشتم که با شهید مهرزاد عبدالهی مشغول بازی بودم. یک دفعه دیدم شهید مهرزاد با عجله بازی را رها کرده و به سمت یکی از دوستانش که در حال گذر از آنجا بود رفت، دیدم او دارد بسیار دوستش را ملامت و سرزنش می کند و به تندی با او برخورد می کند. بعد از آن ماجرا را از او پرسیدم گفت که چند بار به او گفته ام مراقب حجاب خواهرت باش اما او اعتنایی به بی حجابی خواهرش ندارد. (خاطره حدودا مربوط به سن ۱۳ سالگی شهید می باشد).   ┏━━━🌹🍃🌷━━━┓ ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎ @yadyaaran ┗━━━🌷🍃🌹━━━┛