👌تعظیم شب یلدا پسندیده نیست ؛ یکی از عقاید ایرانیان باستان ، اعتقاد به الوهیت خدای #میترا و نور و خورشید بوده است ...
👈در کتاب اسلام و عقائد و آراء بشری چنین آمده است ؛ «طبق تحقیق بسیاری از دانشمندان ، ایرانیان باستان معتقد به تعدد #الهه بودند و مهمترین خدایان آن ها ، اگنی یا الهه آتش ، و دیگری الهه طبیعت و رعد و برق و #میترا یا الهه نور و #خورشید و وارونا یا الهه آسمان و آناهیتا یا الهه آب بوده است ...»
📚اسلام و عقاید و آراء بشری ص385
👈ایرانیان باستان ، طولانی ترین شب #زمستان را به عنوان شب یلدا تعظیم می کردند زیرا معتقد بودند که در آن شب الهه میترا و خورشید حیات دوباره می گیرد و گویی از نو #متولد می شود.
👌#دهخدا می نویسد ؛ «واژه یلدا سریانی و به معنای میلاد است ، از آنجایی که ایرانیان شب یلدا را شب تولد (الهه) #میترا می دانستند ، آن را با تلفظ سریانی اش پذیرفته اند»
📚لغت نامه دهخدا ، واژه یلدا
👈 تعظیم این شب پسندیده نیست ، زیرا ریشه این تعظیم و تکریم بازگشت می کند به عمل ایرانیان باستان و اعتقاد باطل آنان به الهه #میترا و خورشید ، و در روایات آمده است که مسلمان نباید خود را به ملحدین و منحرفین تشبیه کند و اعمال اختصاصی آنها را انجام دهد.
🔸امام #صادق علیه السلام فرمود : «خداوند به یکی از پیامبران خود چنین وحی کرد که به مومنین بگو لباس دشمنانم را نپوشند و غذای آن ها را نخورند و راه و روش ایشان را نپیمایند که اگر چنین کنند همانند دشمنان من خواهند بود»
📚الفقیه،صدوق،ج 1 ص 252
📚وسایل الشیعه ،ج 4 ص 385
🔸امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود ؛ هر کس خود را شبیه قوم خاصی بسازد ، از آن قوم شمرده می شود.
مستدرک الوسائل ج۱۷ صفحه ۴۴۰
🔹رسول اللّه صلي الله عليه و آله :
لَعَنَ اللّه ُ المُتَشَبِّهاتِ بِالرِّجالِ مِنَ النِّساءِ ، ولَعَنَ اللّه ُ المُتَشَبِّهينَ مِنَ الرِّجالِ بِالنِّساءِ .
🔸پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
خداوند ، لعنت كند زنانِ مردْنما [در لباس و پوشش] را ؛ و خداوند ، لعنت كند مردانِ زن نما [در پوشش و آرايش] را .
📚 الكافي : ج 5 ص 552 ح 4.
🍀یاران موعود🍀
🔴 جعفر پلنگ و غذای حضرتی
آقای راست نجات، معاون مهمانسرای حرم مطهر امام رضا علیه السلام، ماه گذشته در شب میلاد حضرت امام محمدالجواد علیه السلام این داستان جالب رو نقل کردن:
زمانی که معاون امداد حرم امام رضا علیه السلام بودم، وظیفه داشتیم، غذاهای باقیمانده مهمانسرا را آخر وقت به مناطق ضعیف و حاشیه شهر مشهد برده و بین فقرا توزیع کنیم. شبی با خادم مسجد آخر بلوار توس، تماس گرفته و به او گفتم: امشب قرار است که فلان مقدار غذای مشخص، به منطقه شما آورده و توزیع کنیم و آماده همکاری با ما باش.
نیمه های شب به آن مسجد که رسیدیم ، با جمعیت فراوانی که درب مسجد منتظر بودند مواجه شدیم 🙄 بطوری که امکان توزیع غذا را بخاطر ازدحام شدید و ترس از تلف شدن تعدادی از مردم، نداشتیم! خادم مسجد را صدا کردیم که چرا اینقدر شلوغ است؟! گفت : حواسم نبود و در بلندگو📣 اعلام کردم : امشب قرار است غذای متبرک از حرم امام رضا علیه السلام بیاورند و اینگونه شلوغ شد و کاری از دستم بر نمی آید🙄
تصمیم به برگشت داشتیم که ناگاه در گوشه ای کنار دیوار، دختر بچه ای کوچک با کفش های پلاستیکی، نظرم را به خود جلب کرد و از وضعیت حال و روزش ترحمی به دلم افتاد و همانجا در دلم، از خود امام رضا علیه السلام خواستم: آقا جان🤲خودت راه حلی ارائه بده که بتونیم غذاها را بدون مشکل تقسیم کنیم و این مردم که با امید و احتیاج به اینجا آمدند، دست خالی برنگردند که ناگهان انگار هزار نفر درونم فریاد زدند : از خادم محله بپرسم لات این محله کیه؟!🤔 از خادم مسجد پرسیدم : لات این محله کیه و با تعجب پرسید برای چی؟!!! گفتم کارش دارم. گفت: اسمش جعفر پلنگه
گفتم بگو بیاد و زنگش زد که تا نیم ساعت دیگه میرسم ومنتظرش موندیم.
جعفر با ظاهری خالکوبی شده و پیراهن یقه باز و سوار موتور اومد و سلام کرد که فرمایش: گفتم ما از حرم امام رضا علیه السلام اومدیم و غذای متبرک آوردیم و نمیدونیم چطور تقسیم کنیم که مردم اذیت نشن و از شما میخواهیم در این کار کمکمون کنی😥 جعفر با کمال میل گفت : نوکر خادمهای امام رضا علیه السلام هستم وچشم.
به بقیه خدام گفتم ماشین غذا رو تحویل جعفر بدین و بهش کمک کنید تا غذاهارو تقسیم کنه. جعفر مردم را کنار دیوار به صف کرد و به هر خانواده ای بنا به مصلحت و شناختی که خودش به آنها داشت ، غذاها را تقسیم کرد و گفتم چهارتا غذاهم بهخودش و خانواده ش بدهید. بعد از اتمام کار ، به من گفت: آقای راست نجات شماره تلفنت را به من میدهید؟ همکاران با اشاره گفتند اینکارو نکن و برات دردسر درست میکنه و....
اما با کمال میل به او شماره را دادم و رفتیم.
ابتدای هفته بود که با من تماس گرفت که جعفر پلنگ هستم و کاری با شما دارم و به دفتر کاری م در حرم آمد!
آنجا به من گفت: من هم خادم زوار امام رضا علیه السلام هستم و بنده با تعجب گفتم: بله؟!!!😲گفت : منم روزهای پنج شنبه میام حرم امام رضا علیه السلام و در صحن ها میچرخم و مهرهای اطراف دیوارها را جمع آوری و سرجاهایشان میذارم و برمیگردم و به همین مقدار خودم را خادم حضرت میدانم و اتفاقا همان روز در راه برگشتم به درب مهمانسرا رسیدم و به امام رضا علیه السلام در دلم گفتم : میشه امروز غذای متبرکی از حرمتون برای خواهر بیمارم ببرم؟! وقتی به خادم درب مهمانسرا گفتم با تندی به من گفت: آقا برو کنار بایست و مزاحم نشو!😔
وقتی نا امید شدم و خواستمبه خانه برگردم، پشت سرم، آن خادم به همکارش گفت مواظبش باشید جیب مردم رو نزند!!!😞 هنگامی که این را شنیدم به او گفتم : خدایا توبه، من جیب بر نیستم و دلم شکست و تا بست نواب گریه میکردم و به امام رضا علیه السلام گفتم دیگه سرکشیکم نمیام و خداحافظ😢
که ناگهان گوشی م زنگ خورد که خادمهای حرم امام رضا علیه السلام در مسجد محله منتظرت هستند وبا ترس و لرز که من جیب بری نکردم و چه زود گزارش دادند و احضارم کردند
پیش شما اومدم😕
حالا آمده ام بگویم: امام رضا علیه السلام چقدر مهربونه😭یک غذا میخواستم ولی به من یک ماشین غذا داد و بجای یکی،چهارتا غذا برای خانواده م بردم❣️❣️❣️
🍃ما منتظر ِ شبِ یلدای ظهوریم🍃
ما منتظرِ نوبت بر پائیِ نوریم
ما محو جمالِ پسرِ فاطمه هستیم
شب زنده نگه دار، به یلدای حضوریم
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: «در انتظار فرج باشید و از رحمت و کارگشایی خدا ناامید نشوید، زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.»
📚بحار الانوار ، ج۵۲، ص ۱۲۳.
🌷در شب یلدا بـرای فـرج امام زمان صلـوات الله علیـه دعـا کنیــم...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_العن_جبت_و_طاغوت
#فاطمیه