✅ ۱۴ ذی الحجّه: سالروز اعطای فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها
در روز ۱۴ ذی الحجّه سال هفتم هجری، «فَدَک» به #حضرت_زهرا سلام الله عليها بخشيده شد و #پیامبر_اکرم صلّی الله علیه و آله بر اين بخشش شاهد گرفتند.
پس از فتح خيبر (حدود ۴ سال قبل از شهادت پيامبر صلّی الله عليه و آله) جبرئيل نازل شد و دستور فتح فدک توسط #رسول_خدا و #اميرالمؤمنين عليهماالسلام را ابلاغ نمود. آن دو بزرگوار نیز بدون لشكركشى و كوچكترين دخالت مسلمين، قلعه فدک را فتح کردند و طبق آیات ۶ و ۷ سوره حشر، سرزمينهایى كه بدون لشكركشى مسلمانان فتح شود، مِلک خاص و شخصی پیامبر است و مسلمين هيچ حقّى در آن ندارند.
💠 بعد از اين ماجرا، جبرئيل آیه نازل کرد و عرضه داشت: فدک را به فاطمه عليهاالسلام عطا كن. («وَآتِ ذَاالْقُرْبى حَقَّهُ»؛ سوره اسراء، آيه ۲۶: حقّ خويشان را به آنان بده.)
پيامبر به حضرت زهرا سلام الله عليهما فرمودند: «به دستور خداوند فدک را به تو عطا میکنم؛ آن را براى خود و فرزندانت بردار و مالک آن باش.» حضرت زهرا سلام الله عليها عرضه داشتند: «تا شما در قید حیات هستید، بر من و مال من صاحب اختياريد.» ولی پيامبر صلوات الله عليه فرمودند: «ترس آن دارم كه نااهلان تصرّف نكردن تو را در زمان حياتم، بهانهاى قرار دهند و بعد از من فدک را از تو منع كنند.» سپس به أميرالمؤمنين عليهالسلام فرمودند: «سند فدک را بعنوان بخشوده و اعطائى پیامبر بنويس و ثبت كن.» و برای آن سند، امیرالمؤمنین علیهالسلام و امّ أيمن را شاهد گرفته و نیز فرمودند: «#ام_ايمن زنى از اهل بهشت است.»
درآمد فدک را ساليانه از ۷۰ هزار تا ۱۲۰ هزار دینار (سكه طلا) نوشتهاند که حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام، تمام این دارایی را بین فقرا تقسیم میکردند و هر ساله چشمان بسيارى از نيازمندان به درآمد فدک بود.
♨️ اما بعد از شهادت پيامبر صلّی الله علیه و آله، مأموران #ابوبكر به دستور او، نماينده حضرت صديقه طاهره سلام الله علیها را از فدک اخراج كرده و مِلک آن حضرت را غصب نمودند و درآمد آن را بطور كامل براى مخارج حكومت غاصبانه خود صرف كردند! حضرت زهرا عليهاالسلام نیز همان نوشته رسول خدا و سند فدک را عيناً نزد ابوبكر آوردند، ولى ابوبكر ضمن بهانه تراشی و جسارت فراوان، نه آن سند را قبول كرد و نه شاهدان آن حضرت را!
سپس حضرت صديقه شهيده عليهاالسلام همراه با جمعى از زنان بنىهاشم در نهایت #حجاب و پوشیدگی به مسجد تشريف بردند و پشت پرده و دور از دید نامحرمان، خطبهاى كه دريایى از معارف الهیّه و حقايق ولائیّه است (خطبه فدکیّه) را با بلاغت و فصاحت تمام ایراد فرمودند و توانستند سند فدک را از ابوبکر غاصب باز پس گیرند؛ ولى در مسیر بازگشت به منزل، #عمر که از این کار ابوبکر به شدّت عصبانی شده بود، خود را با شتاب به حضرت رسانید، سند فدک را گرفته و پاره نمود و آب دهان نجسش را به ساحت ملکوتی وجیهة عندالله انداخت و با دست نحسش به چهره مبارک انسیه الحوراء سیلی زد...
🔥 لعنت خدا و جمیع ملائکه و همه موجودات عالم، هر لحظه و هر دَم، بر آن دو پلید خبیث باد.
📚 منابع:
- بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۸۹؛
- بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۲۲؛
- بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۱۲۳؛
- مستدرک سفينة البحار، ج ۲، ص ۲۱۶؛
- مصباح كفعمى، ج ۲، ص ۵۹۸.
#حدیث_روز #فدک #سقیفه
❌💢❌💢❌💢❌💢❌
🔥 ۲۶ صفر: تجهیز لشکر اُسامه و تخلّف خلفای غاصبین از فرمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله
در چنین روزی در سال یازدهم هجری، #پیامبر_اکرم صلّی الله علیه و آله به عدّهای خاص از صحابه (منافقین) و بخصوص #ابوبکر و #عمر و #عثمان امر فرمودند برای سفر به روم و جنگ با رومیان به امیریِ اُسامَة بن زید آماده شوند. آنان که با خروج از مدینه، نقشههایشان برای #غصب_خلافت را نقش بر آب میدیدند، جوانیِ #اسامه را بهانه کرده و نسبت به فرماندهی او بر سپاه اسلام به خاتم الانبیاء صلّی الله علیه و آله اعتراض کردند!
🚩 حضرت فرمودند: «خدا لعنت کند کسی را که از لشکر اُسامه تخلّف نماید!»؛ ولی با این حال، ابوبکر و عمر و عثمان تخلّف کرده و بازگشتند و مورد لعنت خداوند متعال و رسول معظّمش قرار گرفتند!
📚 کتاب سلیم رَحِمَهُ الله، ج ۲، ص ۶۸۳؛ بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۴۱۰؛ ج ۳۰، ص ۴۲۸ و ... .
🔴 ماجرای عیادت سیاسی خلفای غاصبین از حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
در آخرین روزهای عمر شریف #حضرت_زهرا سلاماللهعلیها، حال عمومی ایشان بدتر شده و کسالت شدید آن حضرت و سخنانشان در بستر بیماری و رویگردانی ایشان از اهل شهر و به خصوص جملاتشان در ملاقات زنان انصار، تأثیر زیادی بر عواطف اهل مدینه و مسلمین گذاشته است.
در عین حال، دستگاه خلافت به شدّت نیازمند بازسازی آبروی از دست رفتۀ خویش پس از جنایاتی که در حقّ یگانه دختر رسول خدا انجام داده است میباشد! #ابوبکر و #عمر چندین نوبت به بهانۀ عیادت، به خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام مراجعه کردهاند، که البته آن حضرت اجازۀ ورود به آن دو را ندادهاند!
با دستور ابوبکر، عمر با مراجعه به #امیرالمؤمنین علیهالسلام، از حضرت میخواهد که شفیع شده و اجازۀ ملاقات را از حضرت صدیقه سلاماللهعلیها بگیرند؛ حضرت زهرا علیهاالسلام سخن همسر مظلوم و امام زمان غریبشان را میپذیرند و امر را به ایشان میسپارند.
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها که به علّت بیماری، توان برخاستن از بستر را نداشتند، با ورود آن دو خبیث، در همان حال آرمیده در بستر و ملحفۀ ضخیمی که رویشان کشیده بودند، صورت شریف خود را به سوی دیوار بر میگردانند!
ابوبکر و عمر که همراه جمعی از مردم وارد خانه شدهاند، به حضرت زهرا علیهاالسلام سلام میکنند، اما جواب سلام خود را نمیگیرند؛ چرا که جواب سلام مسلمان واجب است نه کافر! سپس شروع به عذرخواهی و طلب بخشش میکنند؛ ابوبکر چنین میگوید:
⭕️ «ای دختر رسول خدا! به خدا قسم بستگان پیامبر را بیشتر از خاندان خودم دوست دارم و محبت من نسبت به تو، بیش از محبتم به دخترم عایشه است! دوست داشتم روزی که پدرت وفات کرد، من هم میمُردم! اما چه کنم که از پدرت شنیدم "ما پیامبران ارث نمیگذاریم!" (و به همین خاطر، فدک را از تو غصب کردم!)»
حضرت بدون توجه به سخنان آنان، رو به امیرالمؤمنین علیهالسلام میکنند و میفرمایند:
🔹 «با آن دو نفر، سخنی نمیگویم تا زمانی که پاسخ این سؤالم را با صداقت و راستی بدهند!»
آنان قسم میخورند که جز حق نگویند؛ سپس حضرت میفرمایند:
💠 «شما دو نفر را قسم میدهم که آیا نشنیدید رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله دربارۀ من فرمود: "فاطمه، قطعهای از وجود من است؛ هر کس فاطمه را بیازارد، مرا آزرده و هر کس مرا بیازارد، خداوند را آزرده است؟! و هر کس مرا پس از مرگم بیازارد، گویی مرا در حال حیاتم آزرده است؟!"»
آنان گفتند: آری شنیدهایم و تصدیق میکنیم! آنگاه حضرت فرمودند:
🔻 «الحمدلله که تکذیب نکردید! خدا را شاهد میگیرم و تمام کسانی که در اینجا هستند گواهی خواهند داد که شما دو نفر، مرا در حال حیات و مرگم آزردید و با شما سخن نخواهم گفت تا وقتی که خداوند را ملاقات کنم و شکایت شما را به محضرش بگویم!»
ابوبکر که در جمع، آبرویی برای خود نمیبیند، با سروصدای فراوان شروع به گریه و فریاد میکند و میگوید:
♨️ «ای کاش مادر مرا نزائیده بود!!»
عمر به او پرخاش میکند و میگوید:
‼️ «وای بر این مردم که مثل تویی پیر خرفت، حکومتشان را به دست گرفته است! که با ناراحتی یک زن، داد و فریاد میکند و با رضایتش، خوشحال میشود!!»
حضرت صدیقه کبری سلاماللهعلیها بدون اعتنا به این جزع و فزعهای نمایشی، ابوبکر را خطاب قرار داده میفرمایند:
☄ «به خدا قسم در هر نمازی که میخوانم، تو را لعن و نفرین میکنم!»
آن دو بدون کسب هیچ نتیجه و با رسوایی بیشتر، از خانۀ حضرت خارج میشوند! سپس حضرت زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیت و تأکید میکنند که این دو نباید بر جنازۀ ایشان نماز بخوانند.
📚 منابع عامه:
الإمامة والسياسة (ابنقتيبةدینوری)، ص۲۰
📚 منابع شیعه:
علل الشرائع (شیخصدوق)، ج۱، ص۱۸۶
بحار الانوار (علامهمجلسی)، ج۲۸، ص۳۵۷
مصادیق لعن را از حضرت زهرا سلاماللهعلیها بیاموزیم و بعد از هر نماز، آن دو خبیث و دیگر غاصبین و ظالمین به حقّ اهلبیت علیهمالسلام را لعن و نفرین کنیم و با این لعن و تبرّی خود، به خداوند متعال تقرّب بجوئیم.
🔥 «اَللّهُمَّ العَن اَوّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَآخَرَ تابِعٍ لَهُ عَلَی ذَلِک.»
#حدیث #فاطمیه #شبهات #سقیفه #غصب_خلافت #برائت #لعن
🔴 ماجرای عیادت سیاسی خلفای غاصبین از حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
در آخرین روزهای عمر شریف #حضرت_زهرا سلاماللهعلیها، حال عمومی ایشان بدتر شده و کسالت شدید آن حضرت و سخنانشان در بستر بیماری و رویگردانی ایشان از اهل شهر و به خصوص جملاتشان در ملاقات زنان انصار، تأثیر زیادی بر عواطف اهل مدینه و مسلمین گذاشته است.
در عین حال، دستگاه خلافت به شدّت نیازمند بازسازی آبروی از دست رفتۀ خویش پس از جنایاتی که در حقّ یگانه دختر رسول خدا انجام داده است میباشد! #ابوبکر و #عمر چندین نوبت به بهانۀ عیادت، به خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام مراجعه کردهاند، که البته آن حضرت اجازۀ ورود به آن دو را ندادهاند!
با دستور ابوبکر، عمر با مراجعه به #امیرالمؤمنین علیهالسلام، از حضرت میخواهد که شفیع شده و اجازۀ ملاقات را از حضرت صدیقه سلاماللهعلیها بگیرند؛ حضرت زهرا علیهاالسلام سخن همسر مظلوم و امام زمان غریبشان را میپذیرند و امر را به ایشان میسپارند.
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها که به علّت بیماری، توان برخاستن از بستر را نداشتند، با ورود آن دو خبیث، در همان حال آرمیده در بستر و ملحفۀ ضخیمی که رویشان کشیده بودند، صورت شریف خود را به سوی دیوار بر میگردانند!
ابوبکر و عمر که همراه جمعی از مردم وارد خانه شدهاند، به حضرت زهرا علیهاالسلام سلام میکنند، اما جواب سلام خود را نمیگیرند؛ چرا که جواب سلام مسلمان واجب است نه کافر! سپس شروع به عذرخواهی و طلب بخشش میکنند؛ ابوبکر چنین میگوید:
⭕️ «ای دختر رسول خدا! به خدا قسم بستگان پیامبر را بیشتر از خاندان خودم دوست دارم و محبت من نسبت به تو، بیش از محبتم به دخترم عایشه است! دوست داشتم روزی که پدرت وفات کرد، من هم میمُردم! اما چه کنم که از پدرت شنیدم "ما پیامبران ارث نمیگذاریم!" (و به همین خاطر، فدک را از تو غصب کردم!)»
حضرت بدون توجه به سخنان آنان، رو به امیرالمؤمنین علیهالسلام میکنند و میفرمایند:
🔹 «با آن دو نفر، سخنی نمیگویم تا زمانی که پاسخ این سؤالم را با صداقت و راستی بدهند!»
آنان قسم میخورند که جز حق نگویند؛ سپس حضرت میفرمایند:
💠 «شما دو نفر را قسم میدهم که آیا نشنیدید رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله دربارۀ من فرمود: "فاطمه، قطعهای از وجود من است؛ هر کس فاطمه را بیازارد، مرا آزرده و هر کس مرا بیازارد، خداوند را آزرده است؟! و هر کس مرا پس از مرگم بیازارد، گویی مرا در حال حیاتم آزرده است؟!"»
آنان گفتند: آری شنیدهایم و تصدیق میکنیم! آنگاه حضرت فرمودند:
🔻 «الحمدلله که تکذیب نکردید! خدا را شاهد میگیرم و تمام کسانی که در اینجا هستند گواهی خواهند داد که شما دو نفر، مرا در حال حیات و مرگم آزردید و با شما سخن نخواهم گفت تا وقتی که خداوند را ملاقات کنم و شکایت شما را به محضرش بگویم!»
ابوبکر که در جمع، آبرویی برای خود نمیبیند، با سروصدای فراوان شروع به گریه و فریاد میکند و میگوید:
♨️ «ای کاش مادر مرا نزائیده بود!!»
عمر به او پرخاش میکند و میگوید:
‼️ «وای بر این مردم که مثل تویی پیر خرفت، حکومتشان را به دست گرفته است! که با ناراحتی یک زن، داد و فریاد میکند و با رضایتش، خوشحال میشود!!»
حضرت صدیقه کبری سلاماللهعلیها بدون اعتنا به این جزع و فزعهای نمایشی، ابوبکر را خطاب قرار داده میفرمایند:
☄ «به خدا قسم در هر نمازی که میخوانم، تو را لعن و نفرین میکنم!»
آن دو بدون کسب هیچ نتیجه و با رسوایی بیشتر، از خانۀ حضرت خارج میشوند! سپس حضرت زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیت و تأکید میکنند که این دو نباید بر جنازۀ ایشان نماز بخوانند.
📚 منابع عامه:
الإمامة والسياسة (ابنقتيبةدینوری)، ص۲۰
📚 منابع شیعه:
علل الشرائع (شیخصدوق)، ج۱، ص۱۸۶
بحار الانوار (علامهمجلسی)، ج۲۸، ص۳۵۷
مصادیق لعن را از حضرت زهرا سلاماللهعلیها بیاموزیم و بعد از هر نماز، آن دو خبیث و دیگر غاصبین و ظالمین به حقّ اهلبیت علیهمالسلام را لعن و نفرین کنیم و با این لعن و تبرّی خود، به خداوند متعال تقرّب بجوئیم.
🔥 «اَللّهُمَّ العَن اَوّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَآخَرَ تابِعٍ لَهُ عَلَی ذَلِک.»
#حدیث #فاطمیه #شبهات #سقیفه #غصب_خلافت #برائت #لعن
┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄
✅ چهار روز پس از واقعۀ غدیر خم چه اتّفاقی رخ داد؟
در نیمه شب جمعه ۲۲ ذیالحجّه سال دهم هجری، بار دیگر خداوند متعال جان پاک رسولش را از گزند منافقان حرامی حفظ میکند تا صدق این آیه و وعدۀ الهی پس از ابلاغ پیام غدیر، بر همگان روشن گردد:
💠 «وَاللّهُ يَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ.» (و خداوند تو را از شرّ مردم حفظ میکند؛ سوره مائده، آیه ۶۷)
🐫 در مسیر بازگشت حضرت رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله از محل واقعه غدیر خم به مدینه، بین «جُحفه» و «أبواء»، منافقان با استفاده از تاریکی شب، نقشۀ قتل حضرت رسول خدا صلی الله علیه واله را در سر میپرورانند تا زودتر به هدف پلید خود که غصب خلافت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهالسلام است برسند! آنان تصمیم دارند در یکی از گردنههای مسیر، در محلّی به نام «أرشی» یا «هرشا» کمین کنند و ظرفهای بزرگ حاوی سنگریزه را به طرف شتر حضرت صلی الله علیه واله که در جلوی کاروان در حرکت است، رها کنند تا حیوان رمیده و از کوه پرت شود و بدین وسیله، حضرت پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله را به قتل برسانند و خودشان هم با استفاده از تاریکی شب به میان جمعیّت برگردند تا کسی آنها را نشناسد!
✨ ولی خداوند متعال، رسولش را از توطئۀ آنان آگاه میسازد؛ «حُذَيفة بن يَمان» و «عمّار یاسر»، حضرت پیامبر خدا صلی الله علیه واله را در این مسیر همراهی میکردند؛ یکی افسار شتر را در دست دارد و دیگری از پشت سر شتر را راهنمایی میکند؛ همین که شتر به گردنۀ کوه أرشی میرسد و میخواهد به سمت پایین، راه خویش را پی گیرد، منافقان سنگهای بزرگ را از بالای کوه رها میکنند؛ حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله با یک اشاره به شتر، فرمان توقّف میدهند؛ با توقف شتر، سنگها به طور معجزهآسایی بدون آسیب رساندن به شتر، به پایین کوه میغلطند و حضرت صلی الله علیه واله سالم میمانند.
👣 منافقان که این توطئه را نقش بر آب میبینند، هر یک به سویی فرار میکنند تا پس از عبور قافله، بر سر شترهای خود رفته و به کاروان ملحق شوند؛ حضرت رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله، برای اینکه آیندگان این منافقان خبیث را بشناسند، با دست به سمت آنها اشارهای فرمودند؛ ناگهان به اعجاز، نوری تابید و فضا را برای لحظاتی روشن ساخت و بدین ترتیب #حذیفه و #عمار، چهرۀ پلید منافقان را شناسایی کردند.
نام 14 عامل این ترور نافرجام به نقل شاهد این ماجرا، حذیفة بن یمان در تاریخ به یادگار مانده است:
🔥 #ابوبکر، #عمر، #عثمان، #طلحه، #معاویه، #عمرو_عاص، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن أبیوقاص، أبوعبیده جراح، أبوموسی أشعری، مغیرة بن شعبة، أوس بن الحدثان، أبوهُریرة و أبوطلحه أنصاری.
📚 ارشاد القلوب (حسندیلمی)، ج۲، ص۱۹۷
بحار الانوار (علامهمجلسی)، ج۲۸، ص۹۹
📝 این افراد پس از این ماجرا، آرام ننشستد و حدود هفتاد روز بعد، پس از به ثمر رساندن توطئۀ خود برای مسمومیّت و شهادت حضرت رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله، در محلّی بنام «سقیفه بنیساعده» در مدینه گرد هم جمع شدند و بزرگترین جنایت تاریخ بشریّت که #غصب_خلافت الهی حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهالسلام بود، را انجام دادند.
🟢ظهور - ان شاء الله - خیلی نزدیک است🟢
الهی بِحَقِ السّیدة زِینَب ْسَلٰام ُاَللّهْ عَلَیْها َّعَجّل لِوَلیکَ الغَریبِ المَظلومِ الوَحید الطرید الشرید الفَرَج🤲🏻
‼️تبــــــــــری واجــــــب است‼️
ید الله فـــــوق ایدیهم
#علـــــی یــــــد الله است..
بمیرد دشمن حیــــــدر
#علــــــی ولــــــی الله است..
*اَلٰلهُــمَّ؏َـجـِّلْلِوَلیــِڪـَ الْفَـرَج*
*┅✦•༻⃕✿🪶﷽༻⃕✿•✦┅*
*بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم*
*
🔴عمربنخطّابويهودیّت!* [در این مقاله فقط از کتب حدیثی معتبر نزد عامه نقل مطلب شده است.] روزی عمر بنزنا با کتابی که از یهودیان گرفته بود نزد حضرت رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله آمد و شروع به خواندن کرد! حضرت پیامبر خدا صلی الله علیه واله غضبناک شدند و فرمودند: «ای پسر خطّاب! آیا هنوز در شک هستی؟! سوگند به کسی که جانم در دست اوست، برایتان مطالب صحیح و پاکیزه (قرآن) آوردهام؛ از اهل کتاب چیزی نپرسید كه هرگز شما را هدایت نمیکنند، زیرا که خود در گمراهیاند! به خدا قسم اگر موسی علیهالسلام زنده بود و در بین شما زندگی میکرد، برایش جایز نبود جز آن كه از من پیروی کند!» [۱] مردی برای رفتن به بیت المقدّس از عمر لعین اجازه گرفت؛ به او گفت: «برو کارهای سفرت را انجام بده و موقع رفتن، نزد من بیا.» وقتی آن مرد آمد، عمر بنزنا به او گفت: «این سفرت را (مانند سفر حج) عُمره قرار بده!» همچنین آوردهاند که عمر بنزنا هنگام ورود به #بیت_المقدس، ذکر تلبیه (لبيک! اللّهمّ لبيک! که حاجیان میگویند) میگفت! [۲] بنابر نظر بعضی بزرگان جماعت عمریه لقب «فاروق» را يهوديان بر عمر بن خطاب نهادند! ابن شهاب (م۱۲۴ق) که از تابعین بود، میگويد: «اهل كتاب نخستين افرادی بودند كه عمر را #فاروق ناميدند! و مسلمانان (عامه) هم تحت تأثير سخن آنان، این لقب را بر او نهادند و از رسول خدا صلّیاللهعليه(وآله)وسلّم حدیثی در اين خصوص به ما نرسيده است!» [۳] غاصبان خلافت از سویی مردم را از کتابت احادیث نبوی و سؤال از معانی #قرآن، منع میکردند و از سوی دیگر آنان را به سمت علوم انحرافی اهل کتاب #هدایت مینمودند؛ ابوهُریرة (م۵۹ق) که از صحابه و جاعلین حدیث بود از رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله چنین (به دروغ) نقل کرده است که: «سخنان بنیاسرائیل (یهودیان) را نقل کنید و این کار ایرادی هم ندارد!» [۴] قصّهخوانی در میان مسلمین در زمان حیات حضرت پیامبر خدا صلی الله علیه واله مرسوم نبود؛ در زمان #ابوبکر زندیق هم چنین رسمی نبود؛ اما به دستور عمر، بنزنا شخصی بنام «تَمیم داری» قصهخوانی قبل از خطبههای نماز جمعه را در مسجد پیامبر در مدینه آغاز کرد! قصهگوها داستانهای #تورات تحریف شده را برای مسلمانان بازگو میکردند! [۵] خلفای غاصب حزب #سقیفه با تکیه بر علوم منحرف #یهود و تخصّص عناصر یهودی آنان در تحریف ادیان، #اسلام جدیدی را بنیان نهادند و هدفشان این بود که با ترویج این اسلام جعلی، اسلام ناب محمّدی از میان برداشته شود! و در نتیجه پیشگویی حضرت پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله به حقیقت پیوست که فرموده بودند: «زمانی بر مردم خواهد آمد که از اسلام جز اسمش و از قرآن جز رسم الخطّش چیزی باقی نمیماند! مساجدشان به ظاهر آبادند، ولی از هدایت ویران! عُلمایشان شرورترین خلق خدایند که فتنه از آنان خارج میشود و به همانها باز میگردد!» [۶] 📚 منابع معتبر نزد عامه: [۱] مجمع الزوائد (هیثمی)، ج۱، ص۱۷۴ [۲] کنز العمال (متقیهندی)، ج۱۴، ص۱۴۶ [۳] طبقات الكبری (ابنسعد)، ج۳، ص۲۷۰ [۴] سنن ابی داود، ج۳، ص۳۲۲ [۵] تاریخ المدینه (ابنشبة) ج۱، ص۱۲ [۶] الداء والدواء (ابنقیمجوزیة)، ص۱۰۶ *┅•༻⃕✿عـ𓄌ـلي¹¹⁰༻⃕✿•┅* *الٰهیبِحَقِمُحَمَّدٍوَعَلیٍ وَفٰاطِمَةٍ وَالحَسَنٍ وَالحُسَیْنٍ وَبِحَقِزِینَبالکُبریٰعَلَیهِمُ السَّلٰام،عَجّلْلِوَلیِڪَْ الفَرَج*
🛑 آیا می دانید انسانی که به زمین می گوید تو را چه می شود ، کیست ؟
❇️ شیخ صدوق رحمهالله به سند صحیح از شفیعۀ روز جزا، حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها روایت میکند که فرمودند:
در عهد #ابوبکر زلزلهاى (در مدینه) آمد و مردم ناله و شیونکنان به نزد ابوبکر و #عمر (خلیفۀ غاصب و نائبش!) آمدند و دیدند آن دو نیز با جزع و فزع به محضر امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه آمدهاند! مردم نیز خود را به درِ خانۀ حضرت رساندند؛ سپس امیرالمؤمنین علیهالسلام با آرامش و متانت خاصی از منزل خارج شده و به طرف مردمِ وحشت زده و مضطرب آمدند.
🍃 امام علیهالسلام حرکت کردند و مردم هم به دنبال ایشان به راه افتادند؛ حضرت رفتند تا به تپّهاى (در خارج از شهر) رسیدند و بر بالاى آن نشستند و مردم، اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر #مدینه دوختند و وحشتزده مىدیدند که دیوارها مىجنبند و در حال رفتن و آمدن هستند! حضرت به آنان فرمودند: «گویا از آنچه مىبینید به هول و وحشت افتادهاید؟!» عرض کردند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم، حال آنکه هرگز مثل این صحنه را ندیدهایم!
#امیرالمؤمنین علیهالسلام لبان مقدّس خود را حرکت داده و سپس دست بر زمین زده، فرمودند: «تو را چه مىشود؟! آرام باش!» در همین لحظه، زمین آرام گرفت و زلزله متوقّف شد؛ مردم بیشتر از وقتى که حضرت با آرامش از خانه خارج شده و به طرفشان آمدند، شگفتزده شدند! حضرت به آنان فرمودند: «از این عمل و حرکت من تعجّب کردید؟!» عرض کردند: بله!
🌿 آنگاه فرمودند: «من کسى هستم که خدای تعالی راجع به او فرموده است:
"إِذا زُلزِلَتِ الأَرضُ زِلزالَها؛ وَأَخرَجَتِ الأَرضُ أَثقالَها؛ وَقالَ الإِنسانُ ما لَها"
(هنگامى که زمین به سختترین زلزلۀ خود به لرزه درآید، و بار سنگین اسرار درونش را از دل خاک بیرون ریزد، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مىشود؟!
سوره زلزال، آیات ١ تا ٣)
من همان "انسان" هستم که به زمین مىگوید: تو را چه مىشود؟!
"یَومَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخبارَها" (در آن روز، زمین مردم را از اخبار بزرگ خویش آگاه میکند؛ سوره زلزال، آیه ۴)
منظور از "أَخبارَها" من هستم که زمین از من خبر میدهد.»
📚 علل الشرائع (شیخصدوق)، ج۲، ص۵۵۶
بحار الانوار (علامهمجلسی)، ج۴۱، ص۲۵۴
📝 با توجه به دو قرینه: یکی اینکه این اتفاق در زمان خلافت غاصبانۀ ابوبکر رخ داده است و دیگر اینکه راوی حدیث، #حضرت_زهرا سلاماللهعلیها هستند، در نتیجه این واقعه و عقوبت الهی در همان روزهای ابتدای #غصب_خلافت و در فاصلۀ ۷۵ یا ۹۵ روز پس از شهادت #رسول_خدا صلّیاللهعلیهوآله رخ داده است که راوی حدیث علیهاالسلام، هنوز در قید حیات هست