eitaa logo
متن و سبک مداحی
4.1هزار دنبال‌کننده
123 عکس
186 ویدیو
21 فایل
مداح #رضاابوالحسنی جهت هماهنگی 09198167899 @Reza_abolhasani_1368 گروه محفل اشک https://eitaa.com/joinchat/3280995276Ce26d40a18b
مشاهده در ایتا
دانلود
سینه زنی مادر چرا رنگ از رخ ماهت پریده؟                             مادر چرا خون از گریبانت چکیده؟ مادر چرا از دختر خود رو گرفتی؟                              ما در چرا یک دست بر پهلو گرفتی؟ مادر  4 😭😭😭 با شوهرت از سیلی دشمن نگفتی                         من دخترت بودم چرا با من نگفتی؟ دیشب دعا کردی عجل جانت بگیرد                           امشب دعا کن دخترت زینب بمیرد مادر4 دیشب نشستی گیسوانم شانه کردی                      امشب در آغوش سحر کاشانه کردی دیشب تو گفتی زینبم بابا غریب است                      امشب نگه کن گریه ی بابا عجیب است مادر4 دیشب تو گفتی زینبم بابا غریب است                      امشب نگه کن بر لبم ام یجیب است دیشب تو میخواندی نمازت را نشسته                      امشب شدی راحت ز پهلوی شکسته مادر،،،،Admin.: سبک وشعر مداحی https://eitaa.com/yazahramadadi135
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم نوحه زمینه - شام غریبان حضرت زهرا سلام الله علیها - سبک مشکت صدپاره شده... از کاشانه می‌روی روی شانه می‌روی چرا از خانه‌یِ من شبانه می‌روی جسمِ تو شسته‌ام از روی پیرهن چرا شکفته می‌شود آلاله به رویِ این کفن خدا کند دمی بگیرد آرام خدایِ من حسن دارد جان می‌دهد از داغت اباالحسن زهرا مظلومه‌یِ من (۴) یاسِ ارغوانی‌ام جوانِ کمانی‌ام وقتِ تشییعِ تنت صاحب زمانی‌ام بیا که روزگار گلِ مرا گرفت بیا بهارِ فاطمه از این غم علی عزا گرفت صدای ناله‌اش درآمد دستِ شکسته را گرفت در روضه دلِ شَهِ کرب و بلا گرفت زهرا مظلومه‌یِ من (۴) دارم بر لبم نوا رخصت یا امام رضا دلتنگم بِدِه آقا براتِ کربلا ولی نعمتِ ما علی موسی الرضا بده به نوکرِ حرم آقاجان براتِ کربلا که در حرم بخوانم از ساقیِ تشنه و باوفا ... رفتی و برادرِ تو بیچاره شده... مشکت صد پاره شده قلبم آواره شده رفتی و برادرِ تو بیچاره شده گلِ وفای من شِنو صدای من زمین و آسمان ببین می‌لرزد به ناله‌های من شدم غریب و قاتلت می‌خندد به گریه‌های من رفتی و برادرِ تو بیچاره شده... سبک وشعر مداحی https://eitaa.com/yazahramadadi135
زبانحال حضرت زهرا (س) وکمک خواستن آن حضرت در بین درو دیوار از فضه ی مکرمه سبک : میگذرد کاروان گورنه غریب اولموشام، ابر کیمی دولموشام لاله کیمی غصه دن، پرپر اولوب سولموشام درگاهیم نار ظلمه یانیب فضه گل سینم پارچالانیب ای وای منه (3) غم اورگین دلمه سین، غصه ییوب ئولمه سین سعی ائله بو محنتی، مظلوم علی بیلمه سین داغلانان قلبیمه غم دولوب فضه گل محسنیم سقط اولوب قورخورام ایندی بیله، غم اوخی قلبین دله گورسه بو حالدا منی، فاتح خیبر ئوله بویوروب رسول کردگار چکمه سین مرتضی ذوالفقار ای وای منه (3) گل دئییم اولدی نلر، غملریمه اول سپر محسنمون ئولمگی، ائتدی منی خون جگر محسنون اولدی ای خوش سیر مقتلی بین دیوارو در ای وای منه (3) دهرین اولوب محنتی، فاطمه نون قسمتی یوخدی باشیمدا عبا، تز منه معجر گتی صید اولوب عصمتلی فاطمه بیر عده نادان نا محرمه ای وای منه (3) ✍خاکی .: سبک وشعر مداحی https://eitaa.com/yazahramadadi135
129K
❣: ❣: سبک وشعر مداحی
فاطمیه زهرای من سویی نمونده توی چشمات حالِت بده مرهم ندارم واسه دردات زهرای من روتو چرا از من میگیری هفتاد و پنج روزه توو این بستر اسیری میسوزی توو تب دردت به جونم حرفی بزن چیزی بگو ، بانوی خونم شرمندم از تو افتادی از پا دیگه نداری فاطمه ، میلی به دنیا آه و واویلا آه و واویلا آه و واویلا فاطمه آه و واویلا زهرای من پای دفاع از من شکستی یادم نمی ره بین موج خون نشستی زهرای من توو شعله ها بال و پرت سوخت روی زمین افتاده بودی پیکرت سوخت خونابه می ریخت از زخم پهلووت توو اون شلوغی رد شدن ، با چکمه از روت خونه بِهم ریخت خیلی جفا شد فهمیدم از مسمار در ، محسن فدا شد آه و واویلا آه و واویلا آه و واویلا فاطمه آه و واویلا زهرای من اشکای زینب رو ندیدن دستامو بستن با طنابی می کشیدن زهرای من توو کوچه دنبالم دویدی با چشم تر بسکه زمین خوردی بُریدی دیدم توو کوچه قنفذ چه ها کرد دست تو رو از دست من ، زهرا جدا کرد با اون غلافش میزد روو بازوت خون می‌چکید روی زمین ، از زخم پهلوت آه و واویلا آه و واویلا آه و واویلا فاطمه آه و واویلا ❣: ❣: سبک وشعر مداحی https://eitaa.com/yazahramadadi135
187.2K
❣: ❣: سبک وشعر مداحی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5884041810392647901.mp3
8.57M
رضاابوالحسنی...... می سوزه هر نفس وجودم...😔 مثل پرستوی کبودم...😔 طبق برای چیه عمه...؟😔 من که غذا نخاسته بودم... رقیه جان....😭 پرده رو از طبق کشیدی....😭 نترسیا..نترسیا..نترسیا.😭😭 اگه سر بریداه دیدی😭 نترسیا.نترسیا.نترسیا😭😭 اگر دیدی خاکیه موهاش.😭 نترسیا نترسیا.نترسیا.😭😭 بابا...مراخولی به قصد کشت میزد...😭 این حرمله بر صورتم بامشد میزد😭 بابا.......😭😭😭 یک بار بین دو حرامی گیر کردم..😭 زجر از جلو میزد.سنان از پشت میزد..😭 از بس لگد زد شمر. ...پهلویم شکسته.😭 از ضرب سنگین...کنج ابرویم شکسته...😭 نصر ومن الله و فتح وقریب.... خوش اومدی شهید شیب الخضیب(2) چاره ایی...توچاره ساز کن😔 یتیم تو بیا و ناز کن..😔 تنگه دلم برا نگاهت.. ی بار دیگه چشاتو باز کن...😔 بابا حسبن.......😭😭😭 اگه دیدی قدم خمیده (2) نترسیا نترسیا نترسیا😭😭 اگر دیدی موهام سفیده(2) نترسیا نترسیا نترسیا....😭😭 اگه دیدی زخمیه بازوم(2) نترسیا نترسیا نترسیا......😭😭 بابا حسین.........😭❣: ❣: ❣: سبک وشعر مداحی https://eitaa.com/yazahramadadi135
❣: حضرت زهرا (س) درو دیوار   گریه می کنه ای وای نوک مسمار  گریه می کنه ای وای مادری در   بین بستر افتاده تن تبدار   گریه می کنه ای وای درد پهلو   گریه می کنه ای وای دست و بازو  گریه می کنه ای وای چشم مادر‌   جایی رو نمی بینه زخم ابرو   گریه می کنه ای وای و علیک بالبکأ سهم دختر نبی سیلی شد و علیک بالبکأ صورت مادر ما نیلی شد وعلیک باالبکأ بین اون شلوغیا غوغا شد و علیک باالبکأ در خونه با لگد تا وا شد ------------------------------- آسمونْ خون  گریه می کنه ای وای دستِ لرزون  گریه می کنه ای وای داره زینب   غصه میخوره دائم دلْ پریشون گریه می کنه ای وای حال مضطر   گریه می کنه ای وای سر و معجر   گریه می کنه ای وای مجتبی هم   گوشه ای غریبونه واسه مادر   گریه می کنه ای وای و علیک بالبکأ پیش مجتبی جنایت ها شد و علیک بالبکأ دوّمی اومد و سَدّ را شد و علیک بالبکأ روبه روی پسرش واویلا و علیک بالبکأ طوری زد که مادر افتاد از پا ------------------------------- ❣: ❣: ❣: سبک وشعر مداحی https://eitaa.com/yazahramadadi135
تار و پود چادر تو_۲۰۲۲_۱۲_۰۵_۱۷_۱۶_۵۹_۱۶۱.mp3
8.88M
تار و پودِ چادُرِ تو ، تار و پودِ زندگیـمہ(: مداح حسین طاهری
هدایت شده از متن و سبک مداحی
با اینکه پیکرِ پسرش بوریا شود عریان به روی خاک بیابان رها شود با اینکه از قضیّه خبر داشت فاطمه با اینکه دردِ دست و کمر داشت فاطمه پا شد برای امرِ مهمی وضو گرفت آهی کشید و بغضِ بدی در گلو گرفت صندوقچه ی لباس و کفن را که باز کرد نفرین به اهل کوفه و شام و حجاز کرد میدید فاطمه شده پنجاه سال بعد در قتلگاه آمده سرباز اِبن سعد با نیزه اش به روی تن شاه میکشد نقشه برای پیروهن شاه میکشد زهرا که دید واقعه را سوخت عاقبت با آه و گریه پیروهنی دوخت عاقبت با بازوی شکسته ی خود... روزِ آخری با چشم نیم بسته ی خود... روزِ آخری پیراهن حسین خودش را قواره کرد گریه برای آن بدن پاره پاره کرد هر سوزنی که رفت به دستش دلش شکست میدید نیزه ای وسط سینه اش نشست پیراهنش همینکه به زیر گلو رسید در قتلگاه پنجه ی قاتل به مو رسید یومولان گوزلره قوربانام آنا منه کیونک توخیان الره قوربانام انا تا روی پیکر پسرش یک سپاه رفت خولی رسید و فاطمه چشمش سیاه رفت
. |⇦•اللهم انا نشکوا الیک .. و اجرا شده محرم۱۴۰۱ به نفس حاج مهدی رسولی ●━━━━━━─────── اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا .. غیبت ولینا .. کثرت عدونا .. و قله عددنا؛ آقابیا آقابیا .. به کی شکایت ببرم به کی بگم دردامو جوونیمم رفت و هنوز من ندیدم آقامو این الطالب، بدم المقتول بکربلا .. نور میبینم خیمه ات رو دارم از دور میبینم آه میبینم سر درِ خیمه ت پرچم سیاه میبینم آه میبینم دیگه راهی نمونده هی خودم رو میکشونم دستمو بگیر بتونم که خودم رو برسونم اللهم عجل لولیک الفرج شاعر: محسن عربخالقی ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇 ❣: ❣: ❣: سبک وشعر مداحی https://eitaa.com/yazahramadadi135
به نام خدا السلام علیکِ یا فاطمةالزهرا _____ سپردم یاس پرپر را به دستان بقیع امشب شمـیم یاســمن دارد  گلســتان بقیع امشب چراغ خانه اش روشن شده خاک بقیع، زیرا شده آیات نور و قدر ، مهــمان بقیع امشب بریدم بعدِ تو زهرا ! دل از دنیای بی مهـری سـرم را می گذارم روی دامان بقیع امشب تمام آسـمان امشب ز داغـت غـصه می بارد شکسته بغض من هم زیر باران  بقیع ، امشب بقـیع می نالد از زخــمِ تنت، یاسِ کبــودِ من! منـم همـناله با حــالِ پریشــان بقـیع امشب مصیبات دلت بانو!بقدری تلخ و سنگین است که گویی لرزه افـتاده ، به ارکان بقیع امشب زمین میسوزد و چرخ زمان دیگرنمی چرخد از این آتش که افتادست بر جان بقیع امشب   سرودم در رثای گل ، غزل مرثیه ها تا صبح شدم در بزم غم ، تنها نواخوان بقیع امشب بنا شــدتربـت زهـــرا مزاری بی نشان باشد دلم قرص است براین عهد و پیمان بقیع امشب ______ رقیه سعیدی(کیمیا)
مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم همه ی زندگیِ شیر خدا ریخت بهم داغی و تیزیِ مسمار اذیّت میکرد تا که برخاست ز جا عرش خدا ریخت بهم بشکند پای کسی که لگدش سنگین بود تا که زد، سلسله ی آل عبا ریخت بهم ثلث سادات میان در و دیوار افتاد نسل سادات به یک ضربه ی پا ریخت بهم گُر گرفته بدنِ فاطمه، ای در بس کن وسط شعله ببین زمزمه ها ریخت بهم رویِ او ریخت بهم پهلویِ او ریخت بهم دهنش غرقِ به خون گشت و صدا ریخت بهم شدتِ ضربه چنان بود که سر خورد به در رویِ آشفته یِ اُمّ النُجَبا ریخت بهم پشتِ در سینه یِ سنگین شده هم ارثی شد گیسوانِ پسرش کرب و بلا ریخت بهم مادرش آمده گودال نچرخان بدنش استخوان های گلویش ز قفا ریخت بهم با ترک های لبش با نوک پا بازی کرد همه ی صورت او با کف پا ریخت بهم... قاسم نعمتی
به نام خدا السلام علیکِ یا فاطمة الزهرا _______________ طاقت نمی آورد کم کم پـشت آن در ، دست با ضـربِ پا از دَر جــدا شد بــارِ آخـر ، دست چون در گرفت آتش ، در ازجاکنده شد افتاد روی سر و سیـنه ، به رویِ پهلـو و بـر، دست آتش گذشت از دَر ، به روی صورتش چرخید تا سَر رسید و شد سپر ،بر گیسویِ سر، دست بـا آه سـردش آتـشِ دَر شــعلـه وَر تــر  شــد وقتی که می بستند آن لحظه ز حیدر، دست حیــــدر‌‌، یدُاللّه است و باشــد فـَوقَ أَیدیـهِم بوده مگر جز دست او در فتح خیبر ، دست؟ اُفـتان وخــیزان فاطــمه دنبال حــیدر بود آخـــر رسید و زد گـِـرِه برشال حیدر، دست در پیـش چشــمان علی ، زهـرا غریب افتاد دست غـلاف آزُرد از زهــرای اَطــهر ، دست   دیگر شبـیهِ آخـــر مَــــه ، رو به نقصان بود می پخــت نان ، اما برای چار اَختر ، دست می ریخــت بار غــم به رویِ شــانهٔ  زینــب وقتی که می زد شانه بر موهای دختر ،دست پــر زد شــــبانه وقــت پـروازش نـبود امــا حالا دعایـش را خـداوندش بر آورد سـت فهمــید مـولا نیمــه شب  وقت  وداع ِ یاس مســمارِ در برحال و روز گـل چه آورد ست یکباره دست از غسل دادن شست با حسرت وقتـی رسید آن لحظه بر پهلوی مادر، دست در غربت آن نیــمه شـب بی تاب می لرزید وقتی کفن می بست برجسم مطــهّر ، دست یک باغــبان همراه شش تن ، مخفیانه ،شب می بُرد تابـوت گـلی بر شــانه و بر، دست غیــر از علـــی ، زهرا ندارد مَحرَمی دیگر ای کاش می آمـد جلو از یک برادر ، دست در  هـالهٔ   نـوری  بـرآمــد از درون قبــر ســوی علی مانند دسـتان پیــمبر ، دست ای کــاش پیــغـمبر نـپرسد از علی امشب خورده چرا بر صـورت آیات کوثـر ، دست دســت  عــلی و اهـل بیــتش   رازهــا دارد این خانواده  دردها دیدست از هر ، دست در کــربلا هـــم معـــنیِ ایثــار شد تصــویر وقتــی جـدا  شد از ابا الفضل دلاور ، دست وقـت شفــاعت با خــودش می آوَرَد زهـــرا یک یادگار از نهر علقم ، روز محشـر ، دست _____________ 🖊رقیه سعیدی(کیمیا) ۱۴۰۰/۹/۲۷
چجوری زدنت که خون پهلوت بند نمیاد چجوری زدنت که خون بازوت بند نمیاد به لب زینب لبخند نمیاد حق میدم به بچه هات بلند برات گریه کنن پا به پای ناله هات برا غمات گریه کنن بشکنه دستشون که کبود تنت بشکنه دستشون جلوی حسنت تو رو میزدنت **** یه جوری زدنت پرت شکسته همنفسم یه جوری زدنت برا نفسهات دلواپسم رفیق راهم ای همقسمم میخ در یه کاری کرد که محسنت دنیا نیاد تازیونه کاری کرد که دست تو بالا نیاد نفرینِ روزگار که بی هوا زدن نفرینِ روزگار تو رو با پا زدن بی حیاها زدن
─‌‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌࿇࿐ྀུ༅𖠇࿐ྀུ༅࿇═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ "کَلِّمینــی" فــاطمـــه ! دارد تــوانـم می رود آمــــده جان بر لبــم ، روح و روانم می رود "کَلّمینــی"دختـر خَیــرُ الوَریٰ ، خَیــر النساء! چشم خود وا کن ببیــن اشک روانم می رود پــر مــزن از آشیـــــانم ای پرستـــوی علـــی زندگانــی ، دلخوشــی ، از آشیـــانم می رود با نفسهایی که سنگین می شود درسینه ات خنـــــده از روی لبـــان کـودکــانـــم می رود صحبت از رفتن نکن آتش به قلبم می زنی تیر داغت دم به دم بر استخــوانم می رود با وصیــت های تو دنیــا به چشمم تیره شد قبلِ تو با چشم خود دیدم که جانم می رود روشنـای چشم من ! باور ندارم نیمـه شب مـــاه من ، قامتْ کمان از آسمانم می رود باغبانی خسته ام وقتی که با دست خزان از بهـــار خــانه ام یــاس جــوانم می رود آیه آیه التمـــاسم آب شـــد در چشــــم من از همان وقتی که یاسین بر زبانم می رود فاطمه! ای کاش هرگزخانهٔ ما ، در نداشت با همین ای کاش ها آه از نهــــانم می رود ای تمــامِ لشــکــرم ، تنهـــاترینـــم بعــدِ تـو می روی همــراه تو گویـا جهـــانم می رود رقیه سعیدی(کیمیا)
4_5830332621585912428.mp3
13.39M
[ این روزا نیستی فاطمه... - زمینه ] ۱۴۰۱/۰۹/۱۷ - کربلایی جواد مقدم https://eitaa.com/yazahramadadi135