کاش عادت مسخرهی ادای ناراحت بودن در اوردن و بعضیا که دچارشن میریختن دور
چته خب چه مرگته
ادمای انرژی منفی اینجورین که با نگاه کردن بهشون ام حال کثافت به تمام مویرگات تزریق میشه
مدت زیادی رو برای فتح یه قلمرو صرف کردم، مقاومت کردم، جنگیدم، دوویدم، و حالا که فتح شده و باید روی تخت حکمرانی بشینم، همه چیز به طرز عجیبی بی معنی به نظر میاد. نباید بعد از اینهمه جنگیدن، تو مرحله اخر هدف از بین میرفت
نباید بعد از کشته شدن اون همه سرباز، من یهو مسیر و عوض کنم و برگردم
سربازایی که تک تکشون خودم بودم.