اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بِستانم
قضای عَهدِ ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانَت دوست میدارم که گر روزی فراق اُفتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
دلم صدبار میگوید که چشم از فتنه بر هم نِه
دگر ره دیده میافتد بر آن بالای فَتّانم
تو را در بوستان باید که پیشِ سرو بنشینی
وگرنه باغبان گوید که دیگر سرو نَنشانم
رفیقانم سفر کردند هر یاری به اَقصایی
خلافِ من که بگرفتهاست دامن در مُغیلانم
به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمیدانم
فراقم سخت میآید ولیکن صبر میباید
که گر بُگریزم از سختی، رفیقِ سُستپیمانم
مَپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شبِ هجرم چه میپرسی که روزِ وصل حیرانم
شبان آهسته مینالم مگر دردم نهان مانَد
به گوشِ هر که در عالم رسید آوازِ پنهانم
دمی با دوست در خلوت، بِه از صدسال در عِشرت
من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم
من آن مرغِ سُخندانم که در خاکم روَد صورت
هنوز آواز میآید به معنی از گلستانم
#سعدی
❤️ گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
❤️ هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
#سعدی
اللهم عجل لولیک فرج 🌸🍃🌸
اگر آرامش میخواهی ،
مراقب مردم نباش ...
اگر ادب میخواهی ،
در کار کسی دخالت نکن ؛
اگر پند زندگی می خواهی ،
در برابر آدمهای احمق سکوت کن ...
#الهی_قمشها🍃🍃🍃
مگه داریم نصیحت بهتر از این؟
طلب کردم ز دانایی یکی پند
مرا فرمود با نادان مپیوند
#سعدی🍃🍃🍃
آدم احمق رو شاید به سختی بشه تحمل کرد... اما تحمل احمقی که فکر میکنه روشنفکره، امکان پذیر نیست
🆔️👈دریادلان