eitaa logo
آموزش تخصصی مداحی
339 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
1.9هزار ویدیو
204 فایل
ارتباط با مدیر کانال https://eitaa.com/MAHDI_EHTESHAMI شماره تماس: ۰۹۱۳۲۲۷۵۹۲۲ مهدی احتشامی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌼اعمال شب پانزدهم رجب🌼 شب نیمه ماه رجب، شب برجسته و برتری است و در آن چند عمل مستحب است: 👈اوّل:غسل کردن. 👈دوّم:شب‌زنده‌داری و احیا 👈سوّم:زیارت حضرت سیدالشّهدا 👈چهارم:شش رکعت نماز (سه نماز دورکعتی)درهررکعت حمد+یس+تبارک+توحید 👈پنجم:سی رکعت نماز که در هر رکعت سوره «حَمد» و «ده مرتبه» سوره «توحید» خوانده شود و این نماز را سید ابن طاووس با فضیلت بسیار از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت کرده. 👈ششم:دوازده رکعت نماز، هر دو رکعت با یک سلام و در هر رکعت، هر یک از سوره‌های «حَمد» و «توحید» و «فَلَق» و «ناس» و «آیت‌الکرسی» و «قدر» را «چهار مرتبه» بخواند و پس از سلام «چهار مرتبه» بگوید:اللّٰهُ اللّٰهُ رَبِّي لَاأُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً، وَلَا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ وَلِيّاً.خدا خدا، پروردگارا، چیزی را شریک او قرار ندهم و جز او سرپرستی نگیرم.سپس هر دعایى که مى‌خواهد بخواند. ✳سید بن طاووس این نماز را به این صورت از امام صادق(علیه‌السلام) روایت کرده، ولی شیخ در کتاب «مصباح» فرموده: که داود بن سرحان از امام صادق(علیه‌السلام) روایت کرده: 👈در شب نیمه رجب دوازده رکعت نماز می‌خوانی، در هر رکعت بعد از سوره «حمد» یک سوره خوانده و هنگامی‌که از نماز فراغت یافتی، هر یک از سوره‌های «حَمد»، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» و «توحید» و «آیت‌الکرسی» را «چهار مرتبه» قرائت می‌کنی و پس از آن «چهار مرتبه» می‌گویی:سُبْحانَ اللّٰهِ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ، وَلَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ، وَاللّٰهُ أَكْبَرُ.منزّه است خدا و سپاس ویژۀ اوست و معبودی جز او نیست و او بزرگ‌تر از آن است که وصف شود.سپس بخوان:اللّٰهُ اللّٰهُ رَبِّي لَاأُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً، وَما شاءَاللّٰهُ، لَاقُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ العَلِيِّ الْعَظِيمِ .خدا خدا، پروردگارا، چیزی را شریک او قرار نمی‌دهم و هرچه او خواهد می‌شود، هیچ نیرو و توان نیست جز به خدای بلندمرتبۀ بزرگ. ...................................................... 🎙 کانال آموزش تخصصی مداحی🎙 📲۰۹۱۳۲۲۷۵۹۲۲ 🌏http://eitaa.com/zakerin1401 ┈••✾•🌿🌷🌺🌷🌿•✾••┈ ⁠⁠⁠⁠⁠
بر بی کسان پناهی ، یارب الهی العفو   کن سوی ما نگاهی ، یارب الهی العفو ای مهربان خدایم ، ذکر من و ندایم   بگذر تو از خطایم ، یارب الهی العفو    من بنده ای گنهکار ، بی حاصلی خطاکار   تو مهربان و دادار ، یارب الهی العفو بر حاا من نظر کن ، از جرم من گذر کن   شام غمم سحر کن ، یارب الهی العفو   سوی توام شتابان ، شرمنده و پشیمان   وای از دلِ پریشان ، یارب الهی العفو   مهر تو جاودانی است ، کار تو مهربانی است   این بهترین نشانی است ، یارب الهی العفو   من غرق در گناهم ، بنگر چه روسیاهم   تنها تویی پناهم ، یارب الهی العفو   با اشک نیمه ی شب ، ذکر تو بر سر لب   از توبه ام لبالب ، یارب الهی العفو ای منتهای رحمت، ای رسم تو محبت   بر سائلان عنایت ، یارب الهی العفو   ای که همه امیدی ، ما را چو آفریدی   جز معصیت ندیدی ، یارب الهی العفو   گر که ز تو گسستیم ، گر توبه ها شکستیم   ما بنده ی تو هستیم ، یارب الهی العفو   این دل شکسته ها را ، بخششنما تو یارا   دیگر به حق زهرا ، یارب الهی العفو   ای جاودانه داور ، از جرم ما تو بگذر   جانا به حق حیدر ، یارب الهی العفو یارب به حق طاها ، حق علی و زهرا   اِغفِر لَنا اِلها، یارب الهی العفو ...................................................... 🎙 کانال آموزش تخصصی مداحی🎙 📲۰۹۱۳۲۲۷۵۹۲۲ 🌏http://eitaa.com/zakerin1401 ┈••✾•🌿🌷🌺🌷🌿•✾••┈ ⁠⁠⁠⁠⁠
🌺 طلبه ای که به لوستر های حرم حضرت امیر المؤمنین (عليه السلام) اعتراض داشت فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده : یکى از طلبه هاى حوزه با عظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید ، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم ؟! شب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و زندگی سخت طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد به خانه فلان کس مراجعه کنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو : به آسمان رود و کار آفتاب کند . پس از این خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است ، شما مرا به هندوستان حواله مى دهید !! بار دیگر حضرت را خواب مى بیند که مى فرماید : سخن همان است که گفتم ، اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت کن ، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان تاجر را سراغ بگیرى و به او بگویى: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) ، پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن ، کتاب ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى رساند، و اهل خیر هم با او مساعدت مى کنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن تاجر را مى گیرد ، مردم از این که طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى کنند !! وقتى به در خانه آن تاجر مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى کنند ، مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) ، فوراً تاجر پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید ، و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید ، و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید . مراسم به صورتى نیکو انجام مى گیرد ، و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود . فردا می بیند محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند ، و هر کدام در آن سالن پر زینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى که کنار دستش بود ، پرسید : چه خبر است ؟ گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پیش خود گفت : وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است . هنگامى که مجلس آراسته شد ، تاجر به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند ، و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست .نگاهی رو به اهل مجلس کرد و گفت : آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم ، و همه مى دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است ، یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دین ، هم اکنون صیغه عقد را جارى کنید . چون صیغه جارى شد ، طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود ، پرسید : شرح این داستان چیست ؟ تاجر گفت : من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام) شعرى بگویم ، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم . به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ایران مراجعه کردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پیش خود گفتم : حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید ، نصف دارایى ام را به او ببخشم ، و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم . شما آمدید و مصراع دوم را گفتید ، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است . طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟ تاجر گفت : من گفته بودم : به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند طلبه گفت : مصراع دوم از من نیست ، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است . تاجر سجده شکر کرد و خواند : به ذرّه گر نظری لطف بوتراب کند. به آسمان رود و کار آفتاب کند. میلاد مسعود حضرت امیرالمومنین علیه السلام بر شما و همه محبلنش مبارک باد .............................................. 🎙 آموزش تخصصی مداحی🎙 📲۰۹۱۳۲۲۷۵۹۲۲ 🌏http://eitaa.com/zakerin1401 ┈••✾اللهم عجل لولیک الفرج ✾••┈ ⁠⁠⁠⁠⁠
مناجات و روضه ویژۀ ایام ماه رجب و اعتکاف و گریز به روضه سه ساله کربلا حضرت رقیه سلام الله علیها #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... بالا نرفت سوزِ صدایی که داشتم کاری نکرد ذکر و دعایی که داشتم حال و هوایِ پاکیم از دست رفته است یادش بخیر حال و هوایی که داشتم دیروز اشک چشم من هر لحظه می چکید امروز نیست اشک و بکایی که داشتم یادش بخیر زمزمه های خدایی ام حالا کجاست سوز و نوایی که داشتم دیگر جسور و رو سیه و خیره سر شدم بر لب نمانده ذکر خدایی که داشتم شرمنده ام که با شهدا قهر کرده ام با یادشان چه شور و صفایی که داشتم یادش بخیر جمعه که می شد غروب ها همراهِ گریه زمزمه‌ هایی که داشتم با معصیت ز سینۀ من پر کشیده است حال و هوایِ کرببلایی که داشتم الهی بالحسین العفو .... یه جمله روضۀ منو التماس دعا .. خدا نکنه دخترت دامنش آتیش بگیره.. خدا نکنه موهای دخترت آتش بگيره .. آتش گرفتن سرجاش، باباهم نداشته باشه .. عمه شم با دستانِ بسته بخوان ببرن ... ميگه دنبالش کردم، گفت نزن آخه هرکسی رسید منو زده .. میترسم تو هم میخوای منو بزنی.. گفت من ميخوام آتش دامنتُ خاموش کنم .. آتشُ خاموش کردم .. ميگن تا آتش دامنشو خاموش کرد گفت بگو ببینم مرد آب داری یا نه؟! گفتم میخوای چه کار؟ گفت میخوام ببرم به باباي عطشانم آب بدم ... حسین... امشب به دامن من خورشید آرمیده یا ماه آسمان ها در کلبه ام دمیده زبان حال بگم .. خوش اومدي بابا .. سرت سلامت .. آخه چرا نیمه شب اومدي بابا .. صدا زد باباجان شنیدم مادرتُ بین در و دیوار زدن .. شنیدم يه بارم تو کوچه ها زدنش .. (چی میخوای بگی؟!) بابا ولی خدا رو شکر از مادرت لااقل سنی گذشته بود .. ولی من فقط سه سالمه بابا ... بابا جات خالی بود از کربلا تا شام .. دست عدو بزرگتر از صورت من است یک ضربه زد، دو گونه سرخم سیاه شد گمانم جرم باشد هر که نامش فاطمه باشد ببین با تازیانه بازویِ من مثلِ مادر شد حسین... .............................................. 🎙 آموزش تخصصی مداحی🎙 http://eitaa.com/zakerin1401 ..............................................
#⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... نمیدونم دلم دیونۀ کیست اسیرِ نرگسِ مستانۀ کیست *ایام ماهِ رجب، ايام اعتكاف، ماهِ زیارتیِ سیدالشهدا علیه السلام ..* نمی دونم دلِ سرگشتۀ ما کجا می گرددُ در خونۀ کیست *معلومه دیگه .. شما نمیدونی دلت کجاست ؟.. : * بر مشامم میرسد هر لحظه بویِ کربلا بر دلم ترسم بماند آرزویِ کربلا .. کربلا یا کربلا .. کربلا یا کربلا .. تشنۀ آبِ فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبرِ شهید کربلا .. کربلا یا کربلا .. کربلا یا کربلا .. اگر یارِ مرا دیدی به خلوت بگو ای با وفا ای با مروت گریبانُم زِ دستت چاک چاک ست نخواهم دوخت تا روزِ قیامت * (بذار یکم با امام زمان حرف بزنیم ..) روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم دلم هوایِ تو کرده بگو چه چاره کنم *پسرِ نرجس خاتون .. آقاجانم .. بگو چه چاره کنم .. بگو چه چاره کنم .. گفت دیدمش در به در داره میگرده ؛ مسجدِ جمکران ، مسجدِ سهله ، مسجد کوفه ، این جلسه به اون جلسه ، کوه ها و بیابان ها .. گفت چته؟ .. چرا در به درِ کوه و بیابان شدی؟ .. گفت دنبالِ آقام میگردم ، دلم برا آقام یه ذره شده ، میخوام مولام رو زیارت کنم .. گفت این همه در به دری نداره برو وضو بگیر بیا .. من الان یه کاری می کنم آقات بیاد کنارت باهات حرف بزنه .. گفت دستم انداختی؟ هر جا شنیدم ردِ پایی ازش هست رفتم پیداش نکردم ، تو میگی من میارمش پهلوت بشینه باهاش دردُ دل کنی؟.. گفت امتحان کن تو که همه کار کردی اینم امتحان کن . رفت وضو گرفت گفت بگو ببینم بگو چیکار کنم ؟.. زود باش بگو دلم براش یه ذره ست .. گفت بشین سمتِ کربلا .. دستِ راستتُ بذار رو سینه ت .. امشب شبِ حسینِ .. رفقا سمتِ کربلا بشینید .. گفت خُب نشستم ، چی کار کنم ؟.. گفت سلام به آقا بده ..: اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ گفت سلام دادم ، شروع کرد روضه خواندن : این کشتۀ فتاده به هامون حسینِ توست این صید دست و پا زده در خون حسین توست *دیدم یه صدایِ آرام آرام گریه به گوشم میرسه .. یه وقت دیدم ، یه آقایی کنارم نشسته هی پنچه میندازه محاسنش رو میکنه .. هی میگه جدِ غریبم .. أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیب أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ .. از زبانِ امام زمان دارم میگما .. : أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى (سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد) جسین ...... خیلی ها این روزا روزه هستن ، دم غروب میخوای افطار کنی با سر انگشتت اشک هاتُ بردار به زبونت بزار ، بگو قربونِ لب هایِ تشنه ت برم .. ان شالله به همین زودی هایِ زود پشتِ سرِ امام زمان تو خیابونِ بین الحرمین .. بریم مقام امام زمان بنشینیم ، امام زمان ناحیه بخونه ما هم خودمون رو بکشیم برا حسین .. ان شالله رفتی کربلا راه میری تو این سرزمین هی زیرِ لب زمزمه کن : از آب هم مضايقه کردن کوفیان خوش داشتند حرمتِ مهمانِ کربلا انکارِ خدایِ ازلی نتوان کرد تفریق رسول، از علی، نتوان کرد گفتم: که علی را، به که تشبیه کنم تشبیه علی جز به علی نتوان کرد یا علی یا علی مالک ملک دلی نام زیبای تو شد رافع هر مشکلی یا علی یا مولا ای نگار زهرا یا حیدر یا حیدر یا مرتضی اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج .............................................. 🎙 آموزش تخصصی مداحی🎙 http://eitaa.com/zakerin1401 ..............................................