هدایت شده از مسابقهبزرگحرفدل
قدرلحظات جوانی خود را بدانید و مواظب باشید هرگز جز برای رضای خدا کاری نکنید.
|سیدعلیخامنهای|
#مـــــســــابـــــقـــــــهبــــــزرگـــــحــــــرفـــــدل
🔊هدفمون اینه که این سخن #حضرت_آقا رو به گوش همه #جوانان برسونیم..!
🎉جایزههای نفیسمون😊☺️😇👇
🔻نفراول🔻
۳۰۰هزار ریال جایزه نقدی😍
🔻نفردوم🔻
۲۰۰هزار ریال جایزه نقدی😍
🔻نفرسوم🔻
۱۰۰هزار ریال جایزه نقدی😍
📌تافرصت هست توی مسابقه شرکت کنید😊
#حرفدل
#شرکتکننده_18
✅جهت شرکت در مسابقه کلیک فرمایید
http://eitaa.com/joinchat/2591358979C53b0c0b22b
Ahangran - Takhribchi Bargard 320.mp3
4.89M
نشر معارف شهدا در ایتا
#کانال_زخمیان_عشق
@zakhmiyan_eshgh
🔴 7 تیر 1366 نیروی هوایی عراق، چهار منطقه پر ازدحام شهر سردشت (استان آذربایجان غربی) را با 7 بمب خردل، بمباران شیمیایی کرد.
🔴در این حمله 110 غیرنظامی کشته و 8 هزار نفر دیگر در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.
🔴شهر سردشت، نخستین شهر قربانی جنگافزارهای شیمیایی در جهان پس از بمباران هستهای هیروشیما است. مجامع جهانی به علت نفوذ پشتیبانان صدام حسین، قادر به انجام اقدام قابل توجهی نبودند. اما سرانجام اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد در واکنش به جنایات جنگی آشکار صدام حسین، مصوبهای را در محکومیت به کارگیری سلاح شیمیایی توسط او گذراندند که با وتوی آمریکا بیاثر شد.
💐شادی ارواح طیبه شهدا #صلوات
نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh
🍁زخمیان عشق🍁
🌿 #مهربان بودی و در سفره ی من 🌹برکت عشــ💖ــق 🌿دل من داشت به #لبخند_تو 🌹عادت می کرد 🌿کاش ایـن دل
#خاطرات_شهدا🌷
💠چهار روز باهم زندگی کردیم
🔰ازهمان کودکی در مکتب #امام_حسین (ع) شاگردی کرده بود. آقا هادی خیلی با محرم و صفر مأنوس💞 بودند. محـ🏴ـرم که می آمد حال خاصی داشتند دیگر #آقاهادی را کمتر می دیدم، چون مشغول هیئت بودند.
🔰می دیدم که چقدر عاشقانه💖 کار می کنند هم شور حسینی داشتند و هم #شعور حسینی، آخر هم در محرم #شهید شدند🕊 می گفتند: خیلی دوست دارم یک گوساله موقع تاسوعا و #عاشورا برای آقا قربانی کنم و با آن طعام درست کنم برای #عزادارای امام حسین (ع)
🔰می گفتم: با یک نفر شریکی بخرید. می گفتند: نه فاطمه جان✘ می خواهم تنهایی #قربانی را بدهم. عشقش را که به مکتب امام حسین(ع) می دیدم من هم سر شوق می آمدم😍 که کاری کنم.
🔰موقع خواستگاری ایشان سرباز بودند. بعد از عقد💍 از شغل #پاسداری و علاقه شان به این شغل گفتند و جبهه #سوریه؛ یک ماه📆 گذشته بود که به او گفتم: آقا هادی! ممکنه شغلت ان را عوض کنید⁉️ ایشان هم بدون تعارف گفتند: #نه! من به این شغل علاقه دارم.
🔰هروقت پلاک شان را به گردن می انداختند و میگفتند” من #حتماً شهید🌷 می شوم” من می ترسیدم واضطراب داشتم که نکند ایشان را از دست بدهم😔 ولی ایشان با احساس و با #منطق من رو مجاب کردند.
🔰می گفتند: من نیت کرده ام که نگذارم حرم #حضرت_زینب(س)🕌 به دست داعشی ها بیافتد. من هم وقتی فهمیدم به خاطر حضرت زینب(س) می روند راضی شدم اما به زبان نیاوردم❌
#شهید_هادی_شجاع
#شهید_مدافع_حرم
نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh
سال دوم ،یک استاد داشتیم که گیر داده بود، همه باید کراوات بزنند.
سر امتحان #چمران کراوات نزد!
استاد دو نمره ازش کم کرد... شد هجده!
بالاترین نمره ی کلاس...
#سبک_زندگی_شهدا
نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh @zakhmiyan_eshgh
🔸 « بگو عاشق نیستیم »...
انگار از آسمان آتش میبارید
به شهید غلامی گفتم:
«گروه را مرخص کنیم تا اوایل پاییز
که هوا خنک تر می شود ، برگردیم.»
گفت: « بگو عاشق نیستیم.»
گفتم: «علی آقا! هوا خیلی گرم است
نمی شود تکان خورد.»
گفت: «وقتی هوا گرم است و تو میسوزی،
مادر شهیدی که در این بیابان افتاده است،
دلش می شکند و می گوید:
خدایا بچهام در این گرما کجا افتاده است؟
همین دلشکستگی به تو کمک میکند
تا به شهیـد برسی. »
نتوانستم حرف دیگری بزنم ...
گوشی را گذاشتم ، برگشتم و گفتم:
« بچهها، اگر از گرما بیجان هم شدیم ،
باید جستجو را ادامه دهیم. »
پس از نماز صبح کار را شروع کردیم...
تا ساعت ۹صبح هرچه آب داشتیم، تمام شد
بالای ارتفاعات ۱۷۵ شرهـانی ،
چشمهایمان از گرما دیگر جایی را نمیدید
به التماس نالیدیم:
«خدایا تو را به دلِ شکستهی مادران شهید..»
در کف شیار چیزی برق زد، #پلاک بود ...
📚 آسمان مال آنهاست
(کتاب تفحص)، صفحه ۸
نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh