eitaa logo
اخبار زن و خانواده
709 دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
281 ویدیو
92 فایل
🍀قلب تپنده هر جامعه، خانه و خانواده است و زنان نسیم روح افزا و جانبخش زندگی🍀 eitaa.com/zan_khanevade 📚از معرفی کتاب و دوره و تحلیل تا فایل های صوتی و متنی. انتشار پیامها با ذکر لینک و معرفی کانال ارتباط با ادمین جهت اطلاع رسانی برنامه ها: @drhsadat
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 امّ وهب نخستین زن شهید در کربلا یکی دیگر از زنان مؤمن و معتقد به اهل بیت علیهم السلام و از کسانی که در تقابل دین و دنیا و عقیده و عاطفه، دین و عقیده را برگزید و تا پای جان نیز در این راه پیش رفت، امّ وهب همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود. عبیدالله بن زیاد که بر کوفه مسلط گردد، به سرعت برای جنگ با امام حسین علیه السلام آماده می شد و به همین دلیل محلی را در بیرون شهر کوفه به نام نخیله لشکرگاه خود ساخته بود وی گروه زیادی از مردان و جوانان کوفی و عشایر و قبایل مناطق گوناگون عراق را در آن جا گرد آورده بود و آنان را برای جنگ با امام سامان دهی می کرد .... مورخان نوشته اند: روزی عبد الله بن عمیر کلبی که اهل عراق و ساکن کوفه بود، برای اطلاع بیشتر از اوضاع به لشگرگاه کوفه ( نخیله ) رفت. وی سپاهیان ابن زیاد را دید که برای جنگ با امام حسین علیه السلام تجهیز می شدند تا به کربلا اعزام گردند. ... در همان لحظه تصمیم گرفت که هر چه زودتر به کاروان حسینی بپیوندد. ... او ماجرای نخیله و تصمیم خود را برای یاری امام اعلام کرد. ام وهب بسیار خوش حال شد و او را دراین راه تشویق کرده از وی خواست که او را نیز همراه خود ببرد. آن دو شبانه کوفه را ترک کرده خود را به امام رساندند. ... روز عاشورا و در هنگامه نبرد عبدالله بی اعتنا به جراحت ها بر دشمن می تاخت و در پاسخ تشویق های همسرش به دفاع از اهل بیت و امام حسین علیه السلام می گفت: إن تُنکرونی فأنا بنِ کِلبٍ حَسبی ببیتی فی علیم حسبی إنّی امروٌ ذو مرّة و غَضَبٍ و لستُ بالخوّارِ عند النکبِ إنّی زعیمٌ لک أمّ وَهبٍ بالطعنِ فیه مقدّما والضربِ ضَـربَ غــلامٍ مـؤمــنٍ بـالــرّبِّ اگر مرا نمی شناسید، بدانید که من از خاندان کلب هستم. نسب و تیره از « علیم » دارم. من مردی دارای استواری قدم و خشم و غضب می باشم. من آن نیستم که در موقع حوادث ناگوار سست و ناپایدار باشم. ای ام وهب من قول می دهم به تو که صادقانه با آن ها بجنگم و در نیزه و شمشیر زدن بر آن ها پیش دستی کنم و همانند انسانی که ایمان به خدا دارد با آنان بجنگم . امّ وهب ستون خیمه را بر داشت و به شوهرش ملحق شد، در حالی که می گفت: « پدر و مادرم به فدایت ! در راه پاکان نسل محمد صلی الله علیه و آله نبرد کن». عبدالله بازگشت که همسر خود را به خیمه و جمع زنان بازگرداند، اما او نمی پذیرفت و می گفت: من تورا رها نمی کنم تا همراه تو بمیرم. امام علیه السلام به سوی امّ وهب رفت و او را دعا کرده از وی خواست که به نزد زنان بازگردد، زیرا جنگ بر زنان واجب نیست. او پذیرفت و به خیمه بازگشت. ولی چون عبدالله به شهادت رسید، امّ وهب بالای سر عبداللّه رفت. آن گاه خاک و خون از سر و صورتش پاک کرد. با او چنین گفت: هنیأ لک الجنةُ، أَسألُ الله الذی رَزقَک الجّنةَ أن یُصحِبَنی معک؛ بهشت بر تو گوارا باد ! از خدا می خواهم که مرا همراه تو در بهشت قرار دهد. شمر که این منظره را تماشا می کرد، به غلام خود رستم دستور داد که با عمودی چوبین بر سر امّ وهب بکوبد. او نیز چنین کرد و سر آن زن را شکافته و او را به شهادت رساند . به این ترتیب، این دو انسان فدا کار و وفادار در کنار یک دیگر به شهادت رسیدند. کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا، صص ۶۶-۶۹ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 خانواده مسلم بن عوسجه امّ خلف، همسر مسلم بن عوسجه نیز از زنانی بود که در حماسه عاشورا شرکت کرد. او همانند همسرش شیفته و دل باخته اهل بیت بود و در راه پیروی از امام و یاری نهضت آماده همه نوع فداکاری و جانبازی بود. پس از دگرگونی اوضاع کوفه و کشته شدن مسلم و هانی، مسلم بن عوسجه مدتی مخفی و سپس با اهل و عیال خود راهی کربلا شد. و در رکاب اباعبدالله به شهادت رسید. ... سید عطاء الله شافعی در کتاب روضة الاحباب آورده است که مسلم بن عوسجه را پسری بود. چون پدر را کشته دید، همانند شیر شرزه بر دمید. امام حسین او را از آهنگ خود باز داشت و فرمود: ای جوان ! پدرت شهید شده اگر تو کشته شوی پناه مادرت در این صحرا چه کسی باشد ؟ پسر مسلم خواست که برگردد، اما مادرش به شتاب خود را به او رساند و گفت: ای فرزند ! سلامت نفس را بر نصرت پسر پیامبر صلی الله علیه و آله اختیار می کنی ؟ هرگز از تو راضی نخواهم شد. پسر مسلم عنان بر تاخت و حمله گران افکند و مادر از قفایش فریاد همی کرد که ای پسر شاد باش که هم اکنون از دست ساقی کوثر سیراب خواهی شد. او مردانه همی کوشید تا پس از کشتن سی تن از مشرکان شربت شهادت نوشید. کوفیان سرش را بریدند و به سوی مادرش افکندند. مادر سر او را بر داشت و بوسید و چنان گریست که همه زنان حرم را به گریه انداخت. کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا، صص ۷۶-۸۰ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 همسر علی بن مظاهر اسدی علی بن مظاهر اسدی، برادر حبیب بن مظاهر اسدی است که همراه حبیب به کربلا آمد. نام همسر علی بن مظاهر اسدی در کتاب های تاریخی نیامده است، ولی عمل او بیان گر آن است که وی دوستدار اهل بیت و از زنان شجاع و مسئولیت شناسی است که در حماسه کربلا حضور داشته است، به طوری که با همه وجود به نهضت حسینی یاری رسانده و با اهل بیت امام حسین علیه السلام همراهی و هم گامی کامل داشته است. در شب عاشورا پس از آن که امام با یاران خود سخن گفت و همه آن ها را مرخص کرد، همه آنان اظهار آمادگی و وفاداری کردند. آن گاه امام برای آنان دعا کرد و فرمود: هر کس که همسرش را همراه آورده است می تواند او را به قبیله بنی اسد برساند، زیرا من فردا کشته و بانوانم اسیر می گردند و من بر زنان شما از اسیری می ترسم. در تاریخ آمده است که علی بن مظاهر اسدی به خیمه همسرش آمد همسرش وقتی او را دید، گفت: امام برای شما خطبه خواند و اما در آخر همهمه ای بلند شد، نفهمیدم امام چه فرمودند. او پیام امام را در رساندن خانواده ها به بنی اسد اعلام کرد. همسرش گفت: تو چه می کنی ؟ گفت: برخیز تا تو را به نزد خویشانت ببرم. زن برآشفت واز شدت ناراحتی سرش را به عمود خیمه زد و به شوهرش گفت: به خدا سوگند ای فرزند مظاهر ! با من منصفانه رفتار نمی کنی. آیا می پسندی که دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله اسیر شوند و من از اسیری در امان باشم ؟ آیا شایسته است که حجاب از سر زینب بردارند، گوشواره از گوش دختران زهرا بربایند و من در امان باشم ؟ آیا شایسته است تو نزد رسول خدا رو سفید باشی و من نزد فاطمه زهرا رو سیاه باشم ؟ به خدا سوگند ! شما با مردان مواسات دارید و آن ها را یاری می کنید و ما بانوان را. علی بن مظاهر با چشم گریان به سوی امام برگشت. امام پرسید: چرا گریانی ؟ عرض کرد: مولای من ! همسر اسدی من جز یاری و همراهی با شما را نمی پذیرد. امام علیه السلام گریه کرد و فرمود: خداوند به شما در راه یاری ما پاداش نیک عنایت کند . کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا، صص ۸۰-۸۱ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 تحلیلی بر عملکرد بانوان عاشورایی شناخت و تحلیل عملکرد زنان عاشورایی می تواند معیار و مقیاسی برای محک زدن قابلیت های خودمان در همراهی با امام و اهل بیت علیهم السلامباشد؛ به این معنا که اگر ما در آن زمان بودیم، آیا همانند آنان با اهل بیت همراهی و از آنان دفاع می کردیم ؟ در این صورت می توانیم در یابیم که اگر در زمان حضور حضرت مهدی علیه السلامزنده باشیم در آن روز جزء زنانی خواهیم بود که در کنار آن حضرت قرار دارند یا در برابر او ؟ معیارهای عملکرد زنان عاشورایی: ۱- بصیرت در دین ... ۲- عشق به اهل بیت علیهم السلام ... ۳- تشویق همسران و فرزندان به یاری امام علیه السلام ... ۴- همراهی و همگامی با اهل بیت امام علیهم السلام در سختی اسارت ... ۵- شجاعت و شهامت زنان عاشورایی ... ۶- دفاع از امام و اهل بیت علیهم السلام ... ۷- فداکاری و ایثار در راه انجام وظیفه ... ۸- توجه به تربیت فرزندان ولایی و بصیر ... کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا، صص ۸۵-۹۰ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 سرّ حضور زنان بسیاری از شخصیت های بزرگ و دوستداران امام علیه السلام با بردن اهل بیت موافق نبودند. ابن عباس، محمد بن حنفیه، عبد الله بن جعفر، امّ سلمه وگروهی از زنان بنی هاشم جزء این افراد به شمار می آمدند. این بزرگواران سفر به عراق به ویژه همراه بردن اهل بیت را، امری بزرگ و خطرناک تلقی می کردند و حتی گروهی از زنان هاشمی می خواستند با گریه و ناله جلو امام را بگیرند و او را از رفتن باز دارند. بنا به گزارشی، آنان مجلسی تشکیل دادند و در آن عظمت حادثه را یادآور شدند. امام به مجلس شان رفت و آنان را آرام کرد. یکی از عمّه های امام عرض کرد: صدای هاتفی را شنیده است که از مرگ کاروانیان خبر داده و گفته است: مرگ از آنان استقبال می کند. امام سخن او را نیز شنید و بدون تأیید یا رد، او را تسکین داد . اصرار زنان هاشمی بر نرفتن به عراق و گریه آنان برای آن بود که می گفتند او ودیعه الهی است و نباید کشته شود. آنان می خواستند امام زنده بماند، تا مردم از وجودش بیشتر بهره برند و این نوعی خدمت به دین و معرفت بالای آنان بود. اما امام، همه تقاضاها را رد کردند واهل بیت خود را همراه بردند. کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا، صص ۹۴ و ۹۵ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 سرّحضور زنان برای توجیه اقدام امام در بردن خانواده، سه احتمال، بلکه سه نظریه وجود دارد: ۱. بعضی از نویسندگان گفته اند: همراه بردن زنان و فرزندان در مسافرت ها و جنگ ها پیش از اسلام و پس از آن نیز مرسوم و معمول بوده است. ... ۲. امام، اهل بیتش را برای ترس از زندانی شدن و آزار و شکنجه همراه خود به کربلا برد. ... ۳. امام حسین علیه السلام زنان و کودکان را برای تکمیل و تحقق اهداف نهضت هم راه خود برد. ... نظریه سوم، پاسخی درست و مناسب به پرسش یاد شده است. بسیاری از عالمان و متفکران اسلامی از جمله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء، استاد سید احمد فهمی و دکتر احمد محمود صبحی همین دیدگاه را پذیرفته اند . کاشف الغطاء در بسیاری از آثار خود تأکید کرده است که هدف امام حسین از آوردن اهل بیت به کربلا تکمیل و تحقق اهداف نهضت بوده است. همو در یکی از کتاب هایش چنین نوشته است: آیا کسی تردید داردکه اگر امام حسین و فرزندان و یارانش کشته می شدند بدون این که اهل بیت راه آنان را ادامه دهند، خون آن بزرگواران پایمال می شد؟ بنابراین، حضور آنان در کربلا و پس از آن برای ادامه نهضت ضروری بود. دکتر صبحی نیز، پس از آن که همراه بردن اهل بیت را برای روشن گری و رسوایی امویان لازم دانسته است، درباره حکمت این هم راهی به سخنان دکتر بنت الشاطی استناد کرده است: زینب خواهر حسین با خطبه ها و افشاگری های خود مزه و لذت پیروزی را از ابن زیاد و یزید گرفت و قطره هایی از زهر کشنده در جام های آنان سرازیر کرد؛ یعنی با اقدامات زینب شادی بنی امیه دیری نپایید و پیروزی شان دوامی نیافت و زمانی دراز نگذشت که نتیجه کار زینب به شکست و نابودی امویان منتهی شد. هر رویداد سیاسی که پس از کربلا به وقوع پیوست از خروج مختار، انقلاب ابن زبیر، سقوط دولت اموی وقیام دولت عباسی و استواری و ریشه دار شدن مذهب شیعه سبب همه آن ها زینب بود . وی پس از سخنان یاد شده یادآور می شود که اگر امام بدون اهل بیت به کربلا می رفت و در آن جا به شهادت می رسید این حادثه تنها از منظر دشمنان ثبت می شد و بدون شک، آنان اصل واقعه کربلا را وارونه جلوه می دادند، اما اهل بیت نگذاشتند که جنایت های بنی امیه پنهان بماند و با بازگو کردن پیام کربلا نهضت را زنده نگه داشتند. کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا، صص ۹۵-۹۷ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 سرّحضور زنان نهضت امام حسین علیه السلام دو مرحله داشت: مرحله اول، از مدینه تا کربلاست. این مرحله در عصر عاشورا با شهادت امام و یارانش پایان یافت. مرحله دوم که در واقع تکمیل نهضت بود، به دست زنان هاشمی و کاروان اسیران پس از شهادت امام و یارانش آغاز شد. اگر امام تنها برای مرحله اول نهضت برنامه ریزی کرده بودند، پیروزی امویان قطعی می نمود و امکان بهره برداری از آن قیام وجود نداشت، چرا که فاجعه کربلا هر چند بسیار بزرگ و جان سوز بود، برای حکومت شام امکان داشت با استفاده از امکانات گسترده تبلیغاتی که در اختیار داشت به آسانی نهضت را تحریف و واژگونه جلوه داده این رویداد را تنها از منظر خود ثبت و تبلیغ کند. اما حسین بن علی علیه السلام امام است و از روزهای آغازین نهضت به همه ابعاد نهضت اندیشیده و پایان کار نیز برای او روشن است. آری، فرزند پیامبر برای بهره گیری از قیام، طرحی بسیار عالی دارد که باید به دست زنان هاشمی، یعنی همان زنان و کودکانی که به عنوان اسیر حرکت داده می شوند، به اجرا در آید؛ همان هایی که امام هنگام حرکت از مکه درباره آنان فرمود: اِنّ اللهَ قَد شاءَ اَن یَریهُنَّ سَبایا خدا می خواهد این زنان را اسیر ببیند. اکنون سرّ همراهی و اسارت روشن می شود. بنابراین در یک جمله می توان گفت: امام حسین علیه السلام زنان و کودکان را برای تکمیل نهضت هم راه خود به کربلا آورد. کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا صص ۹۸-۹۹ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 خطبه فاطمه دختر امام حسین علیه السلام بانو فاطمه دختر امام حسین در کاروان اسرا در کوفه خطبه ای مفصل خواند و در آن، پس از ستایش و شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر، به کشتار فرزندان او در کربلا اشاره کرد و همانند عمه اش زینب از پیوند کشته شدگان در کنار رود فرات، به دست جنایت پیشگان اموی، با محمد رسول خدا تکیه کرد و علیه شگرد شوم بنی امیه که می خواستند این پیوند مخفی بماند یا فراموش شود قد برافراشت. هم چنین وی در برابر تبلیغات گسترده اموی که می خواست کشته شدگان و اسیران را خارج از دین معرفی کند ایستاد و به بازخواست و سرزنش آنان پرداخت. فاطمه چنان با زبانی رسا، دگرگون کننده و انگیزاننده سخن گفت که راوی می گوید: پس از این خطبه، صدای همگان از زن و مرد به گریه بلند شد و گفتند: ای دختر پاکان ! بس کن که دل های مان را آتش زدی و گلوهایمان را فشردی و درون مان را شعله ور ساختی. آن گاه حضرت فاطمه سکوت کرد . کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا صص ۱۰۸ و ۱۱۲ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 خطبه بانو فاطمه دختر مکرمه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در کاروان اسرا در کوفه ای مردم کوفه، ای اهل نیرنگ و بی وفایی و خودخواهی ! ما خاندانی هستیم که خدا ما را به شما و شما را به ما مورد آزمایش قرار داد. آزمایش ما را نیکو قرار داد و دانش و فهم را نزد ما نهاد. ما جایگاه دانش و محل فهم و حکمت او می باشیم و بر بندگان خدا در شهرهای زمین حجت هستیم. خدا ما را به کرامت خویش گرامی داشت و به وسیله پیامبرش بر بسیاری از آفریدگان برتری بخشید. ولی شما ما را تکذیب و در حق ما ناسپاسی کردید. کشتن ما را جایز شمردید و اموال ما را به غارت بردید. همان گونه که دیروز جدّ ما را کشتید و به سبب کینه های دیرینه، خون ما اهل بیت از شمشیرهایتان می چکد. از این کردار زشت چشم های شما روشن و دل هایتان شادمان گردید. این افترایی بود که بر خدا بستید و نیرنگی بود که زدید. خداوند بهترین تدبیرکنندگان است. اما از ریختن خون و غارت اموال خوش حال نباشید. مصائب بزرگ و صدمه های عظیمی که به ما رسیده سر نوشتی بود که پیش از رسیدن به ما در کتاب خدا رقم خورده بود و این کار برای خدا آسان است، تا بر آنچه از دست رفته اندوه نخورید و به آنچه به شما عطا فرموده شادمان نباشید و خداوند گردن کشان و متکبران را دوست ندارد. مرگ بر شما باد ! در انتظار لعنت و کیفر الهی باشید. گویی که بلای آسمان از راه می رسد و بر شما فرود می بارد تا شما را با عذاب نابود کند و به جان یک دیگر اندازد. آن گاه در روز قیامت به سبب ستمی که بر ما روا داشته اید در عذاب دردناک جاودانه بمانید. لعنت خدا بر ستم گران باد ! وای بر شما ! آیا می دانید با کدامین دست ما را زدید و با چه کسی به ما شتافتید، یا با چه پایی به جنگ ما به راه افتادید ؟ به خدا سوگند ! دل های تان سنگ، جگرهای تان پر از نفرت و دل های تان مهر خورده است. چشم و گوشتان را بسته اند. شیطان شما را فریفته و به دام انداخته است، بر دیدگان شما پرده افتاده است و هدایت نمی شوید. ای اهل کوفه، مرگ بر شما باد ! چه کینه ای از رسول خدا به دل داشتید و کدام دشمنی موجب شد که با برادرش علی بن ابی طالب جد من و فرزندان و عترت برگزیده پیامبر چنین عناد بورزید و کسی از میان شما با افتخار بگوید: ما علی و فرزندانش را با شمشیرها و نیزه های هندی کشتیم، زنان را چونان ترکان به اسارت درآوردیم و با آنان مبارزه کردیم؛ چه مبارزه ای، خاک بر دهان این گوینده باد ! آیا به کشتن مردمی که خداوند آن ها را تزکیه فرموده و پلیدی را از آنان زدوده است افتخار می کنید ...؟ گناه ما چیست اگر روزگار دریای ما را موّاج ساخته و دریای شما چنان بی آب است که یک حیوان کوچک را هم سیراب نمی کند ؟ این فضل خداوند است که به هر کس که بخواهد می دهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است و کسی که خدا برایش نوری قرار ندهد، نوری نخواهد داشت . کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا صص ۱۰۹-۱۱۱ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 خطبه و سخنان بانو امّ کلثوم، دختر امام علی علیه السلام سخنان و خطبه امّ کلثوم سلام الله علیها نیز در کوفه بسیار مهم است. او در ورودی شهر کوفه وقتی که دید گروهی از مردم به آنان نگاهی آزار دهنده دارند، فرمود: ای کوفیان ! از خدا و رسول او شرم نمی کنید که به خانواده پیامبر می نگرید ؟ زنی از میان جمعیت پرسید: شما اسیران از کدام گروهید ؟ گفتند: ما اسیران آل محمدیم . امّ کلثوم پس از فاطمه دختر امام حسین علیه السلام در حالی که بلند بلند می گریست، خطاب به مردم کوفه فرمود: ای کوفیان، بدا به حال شما ! چرا حسین را رها کردید و کشتید، اموالش را به غارت بردید و زنانش را به اسارت گرفتید و آزارشان دادید ؟ مرگ و نابودی بر شما ! وای بر شما آیا می دانید چه خطای بزرگی مرتکب شده اید، چه گناهی به دوش گرفته اید، چه خون هایی ریخته اید، چه دخترانی را سوگوار کرده اید و چه اموالی را به تاراج برده اید ؟ بهترین مردان پس از پیامبر را کشتید و قلب هایتان از رحم و شفقت تهی شد. آگاه باشید که حزب خداوند رستگار و حزب شیطان زیان کارند . کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا صص ۱۱۲ و ۱۱۳ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 بانو ام کلثوم دختر امیرالمومنین علیه السلام در کاروان اسرا در کوفه ایشان پس از ایراد خطبه یاد شده اشعاری را خواند که به این شرح است: برادرم را مظلومانه کشتید، وای بر مادرهایتان ! کیفرتان آتشی شعله ور خواهد بود. شما خون هایی را ریختید که خدا، قرآن و محمد صلی الله علیه و آله آن را حرام کرده بودند. آگاه باشید و همدیگر را به عذاب بشارت دهید، زیرا که فردای قیامت در جهنم جاودانه خواهید شد. من تا زنده ام بر برادرم می گریم؛ بر بهترین کسی که پس از پیامبر ولادت یافته است، با اشکی فروزان که همواره بر چهره ام جاری است و هرگز خشک نمی شود. راوی می گوید: صدای شیون و زاری مردم بلند شد. زنان موهای شان را پریشان کردند و خاک بر سر ریختند، صورت خراشیدند، سیلی به صورت زدند و صدای آه و شیون بلند کردند. مردان نیز گریستند، به گونه ای که هیچ گاه زن و مرد چنان گریان دیده نشده بودند. شاید تصور شود واکنش مردم در برابراین خطبه ها کوتاه مدت و همان اشک و آهی بود که از مردم کوفه گرفت، ولی اینگونه نیست، چرا که این سخنان و خطبه ها اثری عمیق در مردم بر جای گذاشت، تا جایی که به دست همان مردم کوفه از کشندگان امام حسین و یارانش انتقام گرفته شد. کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا صص ۱۱۳-۱۱۵ @zananetamadonsaz
هدایت شده از زنان تمدن ساز تاریخ
🏴🏴🏴 ام کلثوم دختر امیرالمومنین علیه السلام برخی بر این باورند که علی علیه السلام دو دختر به نام امّ کلثوم داشته است: یکی از فاطمه زهراست که در زمان امام حسن، یعنی پیش از سال ۵۰ هجری از دنیا رفته است . ولی ابن شهر آشوب گفته است که امّ کلثوم پس از عمر، با عون، محمد و عبداللّه پسران جعفر طیار یکی پس از مرگ دیگری ازدواج کرده است که بدون تردید ازدواجش با عبد اللّه همسر زینب کبری پس از وفات آن بانو بوده است . این دو تاریخ وفات باید متعلق به این دو امّ کلثوم باشد، نه یکی از آن ها، اما کدام یک زودتر درگذشته اند ؟ سید محسن امین می گوید: علی علیه السلام دو دختر به نام امّ کلثوم داشته است: ام کلثوم کبری دختر فاطمه که پیش از واقعه کربلا از دنیا رفته است و امّ کلثوم دیگر که به زینب صغری موسوم بوده است . بنابراین ام کلثومی که همراه کاروان حسینی بوده از یکی دیگر از همسران علی علیه السلام بوده است . او در شب عاشورا پس از شنیدن اشعار امام درباره بی وفایی دنیا فریاد برآورد: « وا محمّداه، وا علیاه، وا أمّاه، وا فاطماه، وا حسناه، وا حسیناه، واضیعتاه بعدک یا أباعبدالله » و در حالی که این ها را صدا می زد گفت: "ای وای از آن درماندگی که پس از تو گریبان گیر ما خواهد شد ای اباعبدالله !". و امام خواهرش را تسلی داد. در روز عاشورا امام زین العابدین علیه السلام وقتی که تنهایی پدر را دید با عصا و شمشیر از جای برخاست تا امام حسین را یاری کند، اما امام به امّ کلثوم فرمود: "خواهرم او را نگه دار و به خیمه بر گردان تا زمین از نسل آل محمد خالی نماند." وی نیز چنین کرد. کتاب نقش زنان در حماسه عاشورا صص ۲۰۹-۲۱۰ @zananetamadonsaz