شهید مدافع حرم سید علی اصغر شنایی🌹
تاریخ شهادت:92/03/14
استان #سمنان-دامغان
مسئولیت: راننده تانک
محل شهادت: سوریه( القصیر)
♦️حضرت زینب در خواب امد و فرمود امانت را باید تحویل بدهی
🔹پدر بزرگوار شهید همه ساله، شب نیمه ماه رجب، مصادف با شهادت حضرت زینب(س) برای عزاداران عمه سادات، سفره طعام پهن می کند.ایشان می گوید:در شب بیست و پنجم ماه رجب، مصادف با #شهادت_موسی_بن_جعفر(ع) و پس از گذشت ده روز از شهادت حضرت زینب(س)، بی بی زینب را در خواب دیدم که به من فرمود:#امانتی_روز_یازدهم_محرم را باید تحویل بدهی!!!
♦️از خواب که برخاستم به فکر فرو رفتم. یادم آمد علی اصغر روز یازدهم بدنیا آمد. چند روزی گذشت.سرکار بودم که خبر دادند حال خانواده است خوب نیست و سریع به منزل حرکت کن. با خود گفتم: این بهانه ای بیش نیست وخبری دیگر مطرح است. وقتی به منزل رسیدم، فهمیدم که امانتم را تحویل دادم. در همان شبی که این خواب را دیدم، روح سیدعلی اصغر هم پرواز کرده بود.آنهم در #جوار_حرم_حضرت_زینب.❤️
#راوی:پدر شهید
#هر_روز_با_شهدا
✨ 🌺 ✨ بشری
🌺 @zanan_enghelaby
🔸در محضـــر شهیــد....
وقتے به نماز مےایستاد واقعا تماشایی بود فقط دلم میخواست صوت حزینش را ضبط ڪنم خلـوص نیت خاصے داشت و همیشہ هم توصیہ مےڪرد ڪہ نمازتان را اول وقت بخوانید...
#سردارشهید_حبیب_الله_شمایلی
#شهادت: ۶۵/۱۲/۰۷
#شلمچه_عملیات_ڪربلای۵
#راوی: همسر شهید
#هر_روز_با_شهدا
✨ 🌺 ✨ بشری
🌺 @zanan_enghelaby
💢 #دیگر_نیازی_به_آب_نبود.
🔹در کانکسهای مقر انرژی اتمی مستقر بودیم. شب غرق خواب بودم. حسن برخورداری؛ فرومانده گروهان برنامه برایمان داشت. بیسروصدا بیدارم کرد. با شهید حسن رنجبر و محمد زلفی آمدیم سمت دستشوییها تا آبی به سروصورتمان بزنیم و خوابمان بپرد.
🔹شبح لاغری با آستینها و پاچههای بالاآمده، از دستشویی آمد بیرون. بدون اینکه سرش را بالا بیاورد از کنارمان گذشت. اردستانی بود. با گذاشتن پایم در دستشوییها، خواب ازسرم پرید. دیگر نیازی به آب نبود. کف گلآلود دستشوییها را برقانداخته بود. ساعت، سه ساعت مانده به اذان صبح بود.
🔹خاطره ای به یاد شهید معزز حسینعلی عرب اردستانی و شهید معزز حسن رنجبر
#راوی: رزمنده دلاور حاج حسین یکتا
📚 کتاب "مربعهای قرمز"، (خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا)
#هر_روز_با_شهدا
✨ 🌺 ✨ بشری
🌺 @zanan_enghelaby