eitaa logo
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
1.4هزار دنبال‌کننده
49.9هزار عکس
36.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
#نذر_ظهور ارتباط با ما @Zh4653 @zandahlm1357 سلام خدمت بزرگواران این کانال پیروفرمایشات امام خامنه ای باب فعالیت درفضای مجازی ایجاد شده ازهمراهی شما سپاسگزاریم درصورت رضایت ؛کانال را به دیگران معرفی بفرمایید🍃🍃🍃🍃https://eitaa.com/zandahlm1357
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴♨️شبهه پنجم⚠️⚠️ شما طبق چه چیزی میگویید اسلام به زن خدمت کرده❓❓ 👈ارث او که خیلی کمتر از مرد است👈 لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْ(سوره نساء آیه ۱۱) 👈دیه او هم که نصف مرد است امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:«دیة المرأة نصف دیة الرجل»؛«دیه زن نصف دیه مرد است.» 👈و.... جواب اول به شبهه پنجمبخش اول مقدمه اول👇👇 ☘👌شما ۴نفر را در نظر بگیرید علی و فاطمه برادر و خواهر هستند و حسن و حلماء هم برادر و خواهر هستند که جناب علی با حلماء خانم ازدواج میکند و جناب حسن با فاطمه خانم ازدواج میکند. مقدمه دوم👇👇 ☘👌فرض کنید از پدر و مادر هر کدومشان ۹۰۰میلیون به ارث میرسد(۹۰۰میلیون علی و فاطمه و ۹۰۰ میلیون حسن و حلماء) که به علی ۶۰۰ میلیون و به خواهرش فاطمه ۳۰۰میلیون میرسد از آن طرف هم ۶۰۰ میلیون به حسن و ۳۰۰ میلیون به خواهرش حلماء میرسد. مقدمه سوم👇👇 ☘👌دامادها یعنی علی(شوهر حلماء) و حسن (شوهر فاطمه) باید مهریه بدهند حداقل علی و حسن نفر ۲۰۰میلیون باید به عنوان مهر به حلماء و فاطمه خانم بدهند با این وضعیت پول حلماء و فاطمه میشود ۵۰۰میلیون و پول حسن و علی میشود ۴۰۰میلیون+تمام خرج و مخارج زندگی از جمله خوارک،مسکن،پوشاک،پول توی جیبی و.... را باید علی و حسن بدهند و هیچ چیزی برعهده فاطمه و حلماء نیست. نتیجه👇👇 👈👌به نظر شما علی و حسن باید معترض باشند یا فاطمه و حلماء نتیجه گیری با خوتان😉
جواب دوم به شبهه پنجمبخش اول تاریخچه ارث زن در میان اقوام و ملل مختلف👇👇 👌از زمانى که بشر، مفهوم مالکیت را درک کرد و زندگى جمعى پا گرفت، هرکس از جهان رخت بر می‌بست، اموال و دارایی اش به تصاحب دیگران در می‌آمد. قبل از اسلام در میان اقوام و ملل متمدن و غیر متمدن جهان، این مصادره تابع زور مدارى بود؛ به گونه‏ اى که هرکس نیرومندتر بود، اموال شخص متوفى(مُرده) را به تصاحب درمی آورد و افراد ضعیف و ناتوان و از جمله زنان و کودکان را محروم می‌ساختند. 👆👌حتی زن هم به عنوان ارث به خانواده شوهر و برادر شوهر میرسید. 👆✅آنچه در اسلام در باب ارث بیان شده، در واقع انقلابى به نفع زنان است. در جاهلیت، زن و دختران میت از ارث محروم بودند و تمامى میراث میت به پسرانش انتقال می‌یافت، لکن اسلام قوانین جاهلى را باطل نمود و زن را در زمره وُراث میت قرار داد و به زن از همان ابتدا، در تملک و تصرف در اموال، استقلال اعطا نمود، امرى که به تازگى و در دو قرن اخیر به تدریج وارد قوانین کشورهاى اروپایى شد.
🔺 هموطن بیحجاب من! از تو متنفر نیستم. امروز که وسط پاساژ ما راه میرفتی و چشم مردهای هوسران را به خود جلب کرده بودی که هیچکدامشان تو را «باشرافت» نمیدانند، فقط دلم برایت سوخت. دلم برایت سوخت که چطور ساده دلانه در ذهنت فرو کردند با برداشتن روسری و لخت کردن سر و گردنت، به رسیدی. به حقوق زنانگی ات رسیدی. از اینکه چطور تو را فریب دادند که آنچه «حقوق مردها» است یعنی: لخت دیدن زنها.. را در ذهن کوچک تو به عنوان «حقوق زنها» قالب کردند.😞 من فقط دلم برایت سوخت که چطور از این همه حق، حق آرامش، حق امنیت، حق محیط پاک، حق مترو و اتوبوس امن جنسیتی، حق انسان نگریستن به جای زن نگریستن، حق خانواده سالم و.. فقط «حق لخت شدن» را به عنوان «حقوق زن» به تو چپاندند. 🔶 هموطن من! شاید خیلی از مردها به تو نگویند. اما من میگویم. در دل همه ما مردها زن بیحجاب، هرگز «زن نجیب» نیست، «زن قابل احترام» نیست. «زن باشرف» نیست. «زن باحیا» نیست. حتی اگر هزار سال بگذرد. این طبیعت ما مردهاست. در چشم ما بیحجاب، «زن ارزان» است، «زن مفت» است، «زن بی ارزش» . که فقط ابزار جنسی است و بس. آنقدر بی ارزش که بجای مغزش باید موهایش را نشان دهد تا جلب توجه کند. در نظر همه ما مردها، زن فقط و فقط بخاطر «حیا» و «پاکی» اش، بخاطر آن لبخند خجولش، جذابیت حقیقی دارد. نه بخاطر لخت و برهنه بودنش. امروز که روسری برداشتی، شاید ندانی آخرش چه میشود. اما : بنشین و ببین، روزی که شوهرت به همین ارزانی و مفتی که تو را در اختیار دیگران میگذارد، زنهای دیگر را هم به خانه و حریم تو بیاورد. 🔶 هموطن بیحجاب من! اگر امروز طلاق و خیانت و اعتیاد و بزهکاری 10 از 100 است، بنشین و ببین، نتیجه «آزادی» تو یا درست تر بگویم آنچه «آزادی در ذهنت فرو کرده اند» 10 سال دیگر 20 سال دیگر در ایرانِ نجیب من، در ایرانِ مسلمان من بیرون خواهد زد و روزی خواهد آمد که آمار هولناک طلاق و خیانت و اعتیاد و افسردگی و قتل های خانگی به همان آمریکا و انگلیس خواهد رسید. و آن وقت دیگر برگشت به جامعه سالم، جامعه امن و خانواده محور محال است. بنشین و ببین، عاقبت دروغ مسخره ای که «در خارج، زن و مرد مثل چوب خشک از کنار هم رد میشوند» و دروغ مضحک «بیحجابی عادی میشود» چطور باعث عادی شدن تجاوز و خیانت و قتل های خانگی و طلاق و زن بازی های روزانه خواهد شد. آخر این راه همین است و بس. 🔶 اما هموطن باحجاب من! ممنونم از فداکاری ات برای حفظ ایرانی. ممنونم که با زحمت، خود را می پوشانی تا چشم من، تا قلب من و آرامش همسر من حفظ شود. ممنونم که در روزگار بی ناموسها، هنوز حیا و شرف و پاکی در وجودتان هست. سر تعظیم در برابر انسانیت و پاکیزگی ات خواهر باحیای من. در دنیا از حضرت زهرا تقلید میکنی، در آخرت هم حضرت زهرا پشت و پناهت باد.. یا علی
34.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥هم خوانی سرود بمناسبت 🌱چادری که رو سر خواهرامونه هدیه فاطمه به مادرامون 🇮🇷حوزه بسیج دانش آموزی کوثر سپاه شهرستان تکاب 🏴 @zandahlm1357
.......: داستان دختران شعيب و حضرت موسى (عليه السلام) در آيه ٢٢ تا ٢٨ سوره قصص، داستان ملاقات حضرت موسى و دختران شعيب و اتفاقاتى كه ميان آنها مى افتد، نقل شده است. در اين داستان آمده است: وقتى موسى از تصميم فرعونيان كه براى قتل او نقشه كشيده بودند، آگاه شد، به طرف شهر مدين فرار كرد. پس از هشت شبانه روز پياده روى و نداشتن آذوقه و خستگى شديد، به نزديكى شهر مدين و كنار چاه آبى رسيد كه چوپانان مشغول كشيدن آب از چاه براى سيراب كردن گوسفندانشان بودند. در گوشه ديگرى از آن بيابان، نگاه موسى به دو دختر افتاد. آنها نيز گوسفندانى داشتند كه براى آب دادن آورده بودند. ولى از نزديك شدن گوسفندان خود به حوضچه آب نزديك چاه جلوگيرى مى كردند. حضرت موسى كه هميشه در كمك به نيازمندان پيش قدم بود، جلو رفت و از آنها پرسيد: «شما چرا گوسفندانتان را آب نمى دهيد؟ » آنها گفتند: «ما توانايى آب كشيدن از چاه را نداريم و نمى توانيم با اين مردان بر سر نوبت در بيفتيم. هرگاه براى آب دادن به اينجا مى آييم، منتظر مى مانيم تا مردان كارشان تمام شود و گوسفندانشان را از اينجا ببرند و پس از آن، ما از باقى مانده آب حوضچه، گوسفندان خود را آب مى دهيم. از ديگرسو چون پدرى سالخورده و ناتوان داريم، بايد [براى امرار معاش]، ما دختران، خود به چوپانى بپردازيم». اين سخن براى موسى كه مردى غيور و بلندهمت بود، بسيار گران آمد و در دل، عمل آن مردان خودخواه و وظيفه نشناس را زشت شمرد. سپس جلو آمد و دلو سنگين آب را از چاه بيرون كشيد و به آن دو دختر گفت: «گوسفندانتان را نزديك بياوريد! » آن گاه گوسفندان را سيراب و به همراه دختران روانه خانه كرد و خود در پناه سايه ديوارى نشست و لب به راز و نياز با خداوند گشود و از درگاه او تقاضاى گشايش و رفع مشكلات كرد. دعاى حضرت موسى (عليه السلام) به سرعت مستجاب شد. وقتى آن روز دختران زودتر از روزهاى ديگر به خانه برگشتند، پدر علت زود بازگشتن آنها را پرسيد. دختران گفتند: «بر سر چاه مردى صالح ديديم كه دلش به حال ما سوخت و برايمان آب كشيد». پدر به يكى از دخترانش گفت: «برو آن مرد را نزد من بياور». يكى از آن دو دختر، با حالت شرم و حيا و متانت كه شايسته زنان عفيف و پاك است، نزد حضرت موسى (عليه السلام) بازگشت و گفت: «پدرم تو را مى خواند تا پاداش آب كشيدنت براى گوسفندان ما را بدهد». موسى دعوتش را پذيرفت و به دختر گفت: «راه را به من نشان بده و خودت از پشت سرم بيا؛ زيرا ما دودمان يعقوب، به پشت سر زنان نگاه نمى كنيم». وقتى موسى (عليه السلام) نزد شعيب آمد و ماجراى خود را براى او گفت، شعيب او را دلدارى داد و گفت: «ديگر به خودت ترس راه نده! اينجا از سلطه فرعون خارج است و تو از شر آنها نجات يافته اى». آن گاه دختر شعيب گفت: «پدرجان! اين جوان را به همكارى دعوت كن؛ زيرا او مردى نيرومند و امين است». شعيب اين پيشنهاد را پذيرفت و به موسى گفت: «من مى خواهم يكى از اين دو دخترم را به عقد تو در آورم، به شرط اينكه تو هشت سال براى من كار كنى و اگر اين مدت را به ده سال رساندى، اختيار با خود توست». موسى كه خود را در آن سرزمين تنها و غريب مى ديد، پيشنهاد شعيب را پذيرفت و به دامادى شعيب مفتخر شد و شبانى گوسفندان او را نيز به مدت ده سال به عهده گرفت. [۱] ---------- [۱]: كمال الدين، شيخ صدوق، ص١۵٠. از اين داستان زيبا نكته هاى فراوانى مى آموزيم، ولى آنچه به بحث ما، يعنى حجاب مربوط مى شود، اين است كه خداوند از يك سو، برخورد سراسر حجب و حياى دختر شعيب با نامحرم را مى ستايد و از ديگرسو، رفتار زيبا و همراه با وقار حضرت موسى (عليه السلام) با دخترى نامحرم در بيابانى خلوت را به عنوان الگوى رفتارى شايسته بيان مى كند. همچنين از اين آيه در مى يابيم اگر رابطه با نامحرم، با رعايت موازين شرعى و انسانى و حجب و حيا و سنگينى و وقار همراه باشد، شرع مقدس آن را تأييد خواهد كرد. در «تفسير راهنما» [۱] و «تفسير نور» [۲] در ذيل آيات مربوط به اين داستان، نكته هاى مهمى درباره كاركردن زنان در محيط خارج از منزل نقل شده كه برخى از آنها عبارت است از: ١. زنان بايد در محيطى سالم و به دور از آسيب كار كنند. ٢. رفت و آمد زنان در بيرون از خانه بايد براساس حيا و عفت باشد. ٣. در دعوت [براى مهمانى]، مرد از مرد و زن از زن دعوت كند. ۴. از حيا و ضعف زنان، سوء استفاده نكنيم كه اگر قانون و حمايتى در كار نباشد، بسيارى از مردان، حقوق زنان را ناديده مى گيرند. ۵. حريم ميان زن و مرد يك ارزش است كه دختران شعيب به آن توجه داشتند. ۶. دختران پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چوپانى مى كردند، ولى هرگز به ذلت و گدايى تن ندادند. ٧. حمايت از زنان يك ارزش انسانى است. ٨. گفت وگوى مرد با زن در صورت لزوم و با هدف خيرخواهانه و انگيزه كمك رسانى به او، جايز است. ٩. پاسخ زنان به پرسش هاى بى غرض مردان جايز است. ١٠. بكوشيم در حرف
زدن با نامحرم، خلاصه (و كوتاه) سخن بگوييم. ---------- [۱]: تفسير راهنما، اكبر هاشمي رفسنجاني، ج١٣، صص۴٧٠- ۴٧٨. [۲]: تفسير نور، محسن قرائتي، ج٩، صص٣۶- ۴۴. ١١. كار زن در خارج از خانه اشكالى ندارد؛ به شرط آنكه زن در محيط كار با مرد تنها نباشد؛ با مردان اختلاطى نداشته باشد؛ مردى كه توان كار داشته باشد، در خانواده او نباشد. ١٢. زنان پاك دامن مى كوشند كمتر از خانه خارج شوند. ١٣. در بينش الهى، حيا از برجسته ترين كمالات براى زن به شمار مى رود. ١۴. زنان مى توانند مردان نامحرم صالح و با ايمان را ستايش كنند. ١۵. دختر و پسر مى توانند هنگام خواستگارى، در برابر يكديگر قرار بگيرند. تقویت فرهنگ حجاب https://eitaa.com/zandahlm1357
مشخصات كتاب سرشناسه: صرفی پور، محمدتقی، ۱۳۴۰ - عنوان و نام پديدآور: داستانهائی از زندگی علماء / محمدتقی صرفی پور. مشخصات نشر: قم محمدتقی صرفی پور ۱۳۸۵. مشخصات ظاهری: ۲۹۰ ص شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۸۴۳۶-۰۸-۲ وضعیت فهرست نویسی: فاپا (برون سپاری) يادداشت: پشت جلد به انگلیسی: sarfipur. tagi Mohammad olama. of biography
.......: مقدّمه اَلحَمدُللّه. اَلصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلى رَسول اللّهِ وَ آلِهِ آلِ اللّه. وَ اللَّعنَةُ عَلى اَعداء اللّه. مِنَ الآنِ اِلى يَومِ لِقاءِ اللّه. اَلحَمدُللّهِ عَلَى الرِّسالَه. وَالحَمدُللّهِ عَلَى الوِلاية. حَمدًا كثيرا. بُكرَةً وَ اَصيلا. اَوَّلُ العِلم مَعرفةُ الجبّار وَ آخِرُ العلم تفويضُ الاَمر اليه: سرآغاز علم، شناخت پروردگار است و پايان علم واگذارى كار به اوست. (رسول اكرم صلى الله عليه و آله) سخن از علم و عالم است. علم را بر دو گونه دانسته اند: ۱ علم طبيعت ۲ علم دين (العلمُ عِلمان: عِلمُ الاَبدان وَ عِلم الاديان) علم طبيعى به مجموعه دانشهايى گويند كه موجب آگاهى انسان نسبت به عناصر و پديده هاى دنيا مى شود. اين علوم را بعضاً علوم دنيوى نيز مى گويند. و اما علوم دينى اصطلاحاً به آنچه مربوط به مجموعه اطّلاعات و معارف در حوزه دين است اطلاق مى شود. ده ماجراها و نكته هاى آموزنده اى از زندگانى عالمان و دانشمندان دينى است. علمايى كه پيامبر خاتم رسول رحمت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله آنان را بهتر و برتر از پيامبران بنى اسرائيل دانستند (عُلَماءُ اُمَّتى اَفضل مِن انبياءِ بنى اسرائيل). و اين تعبير را پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله بكار نبردند مگر به جهت اهميّت و عظمت و حسّاسيت كار و خدمت عالمان دين اسلام. آنان كه از زرق و برقهاى فريبنده زندگى به تاءسّى از مولا و مقتدايشان حضرت اسداللّه الغالب علىّ بن ابيطالب (عليه الصّلاة و السّلام) چشم فرو بستند و يك عمر با زهد و تقوى و رياضتهاى معنوى زندگى كردند. مربّى مردم عصر خويش شدند و مصلح جامعه خود. آنان كه مدافع حريم شريعت مقدّسه و پاسبان مرزهاى انديشه اسلامى بودند. دين را نه آنطور كه خود مى پنداشتند و مى پسنديدند و نه براساس مطلوب و خواسته خود بلكه بر بنياد حقيقت، واقعيّت و باطن دين و آنگونه كه هست نه آنگونه كه مى خواهيم معرفى مى نمودند. و در اين راه چه زخم زبانها كه نشنيدند و چه بى مهريها وبى وفاييها كه نديدند. امّا سرزنشهاى خار مغيلان در عزم راسخ و اراده پولادين آنان كمترين تاءثيرى بجاى نگذاشت. آنان كسانى بودند كه در برابر صاحبان زر و زور و تزوير سَرخَم ننمودند و مانند كوه در برابر قدرتهاى ظالم و مستبد ايستادند و اسير دام نيرنگ بازان دنيا نگشتند و قهرمان دوران خود بودند. هم آنان كه در مقابله با دنياطلبان و دنياخواران سر تسليم فرود نياوردند، در هنگام مناجات و عبادت كردگار عالميان وذت اقدس اله با تمام خضوع، خشوع و تواضع، سر نياز به درگاه خالق بى نياز به زمين، مى نهادند و دست التماس به جانب او به آسمان بلند مى نمودند و اشكها از ديدگان مى ريختند. و هنوز شب، صداى ناله هاى پرسوز و گداز انان را در دل خود نگاه داشته است. آرى! آنان تربيت شده مكتب آقا اميرالمؤ منينند كه شير روز و پارساى شب بود. آنان در راه هدف نورانى خود، مورد عنايات و الطاف الهى و توجّهات غيبى واقع شدند و ستر اسرار دريدند. حجابها از مقابل ديدگانش كنار رفت و ديدند آنچه را ديگران از مشاهده آن عاجز بودند و كاشف رازها و رمزها شدند. علماء شيعه را به حقيقت بايد مصداق واقعى (فِى الاَرضِ مَجهُول وَ فى السَّماءِ معروف: در زمين، ناشناس و گمنام و در آسمان شناخته شده اند) دانست. تاريخ شيعه به داشتن چنين مردان بزرگ و وارسته تا ابد افتخار مى كند. آنان مشعلدار هدايت نوع بشر و علمدار مكتب مظلوم شيعه بودند. و اين قطره اى است از درياى بى كران معرفت آن هاديان راستين امّت. ورنه بيان تمام ابعاد و وجوه شخصيّتى و سيره و روش ومنش آنها مثنوى هفتاد من كاغذ مى شود كه: آب دريا را اگر نتوان چشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد پس بياييم به گوشه هايى از زندگانى سراسر نورانيّت آن چهره هاى ملكوتى و جاودانه هميشه تاريخ نظرى بيفكنيم وبخوانيم: (داستانهايى از علماء) را. باشد كه مفيد و مؤ ثّر واقع شود. انشاءاللّه. چهارشنبه هفتم ديماه ۱۳۷۹ برابر با اول ماه شوّال المكرّم ۱۴۲۱ (! [pagebreak] ( صفحه ۳) عيد سعيد فطر) تهران عليرضا خاتمى 📚 از علماء ✍محمدتقی صرفی پور https://eitaa.com/zandahlm1357