eitaa logo
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
1.4هزار دنبال‌کننده
49.8هزار عکس
36.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
#نذر_ظهور ارتباط با ما @Zh4653 @zandahlm1357 سلام خدمت بزرگواران این کانال پیروفرمایشات امام خامنه ای باب فعالیت درفضای مجازی ایجاد شده ازهمراهی شما سپاسگزاریم درصورت رضایت ؛کانال را به دیگران معرفی بفرمایید🍃🍃🍃🍃https://eitaa.com/zandahlm1357
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و پنجم5⃣3⃣ آشکار کردن و پوشاندن خورشيد توسط روز و شب🌚 ✨وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ✨وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ✨وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ✨وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا  سوگند به خورشید و تابندگی اش، سوگند به ماه چون در پى [(خورشید] رود، سوگند به روز چون آن را آشكار گرداند، سوگند به شب چون آن را بپوشاند. سها 👤اشكال می كند كه نه روز خورشید را نمايان می كند و نه شب خورشید را می‌پوشاند. 📝جواب شبهه: در اينكه ضمیر «ها» در «جلّاها و يغشاها» به چه چیز بازمی گردند؟ در میان مفسران گفتگو است. 💢بسیارى آن را به زمین يا دنیا برمی‌ گردانند. درست است كه در آيات گذشته سخنى از "زمین" در میان نبوده، ولى از قرينه مقام روشن می‌شود، هر انسانی می‌داند كه آن چیزی كه توسط روز روشن✨ می شود زمین است و آن چیزی كه توسط شب، تاريك می شود، زمین🌎 است. 💢اگر ضمیر را به خورشید برگردانیم، در اين صورت كلام، به صورت مجازی است نه حقیقی و به عقیده ما مجاز در قرآن آمده است، اما اينكه مجاز بودن اشاره به چیست⁉️ 1⃣يك قول اين است كه چون قرآن بر اساس فهم مردم نازل شده، تا هدايت يابند اينگونه بیان شده است. 👈در قرآن بعضی از مطالب بر اساس ظاهر بیان شده است، از جمله اين آيه و اين منافات ندارد كه برداشت حقیقی چیز ديگری باشد و اين يك امر پذيرفته شده در گفتگوهاست👌 حتی در اين دوران كه علم پیشرفت كرده است، مردم در گفتگوها و حتی در كتب علمی📙 براساس همان نگاه ظاهری سخن می گويند؛ 👈برای مثال می گويند، «خورشید بالا آمد» يا «خورشید وسط آسمان است» يا «خورشید🌞 غروب كرد» در حاليكه همه ما ميدانیم كه در واقع زمین است كه حركت می كند. 👈در قرآن نیز در مواردی بر اساس همین نگاه ظاهری، به جهان سخن گفته شده است؛ چنانكه حضرت ابراهیم، خدای خود را كسی معرفی می كند كه خورشید🌞 را از مشرق برمی آورد: ✨قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ✨ گفت: خدا [ىِ من] خورشید را از خاور برمی آورد 💢اين دو آيه ناظر به برداشت ظاهری می‌باشند، نه حقیقت واقعی، البته بدون آنكه واقع را انكار كند. اشكال در صورتی بر قرآن وارد است كه آن تعبیر را به عنوان واقع بیان نموده باشد، در حاليكه قبلا بیان شد كه قرآن به حركت زمین 🌍 اشاره دارد و ديدگاه بطلمیوسی را رد می كند. 2⃣قول ديگر كه مورد توجه بعضی از علماست، آن است كه منظور از نهار، مكانی است كه روز در آن تحقق پیدا می كند و به خورشید جلاء و روشنی✨ می دهد. مردم 👥مدت های زيادی خیال می كردند كه خورشید روز را روشن می كند و قرآن می گويد: روز🍃 است كه به خورشید روشنی می دهد. وقتی به خورشید در خارج از جو نگاه شود، هنگامی كه خورشید طلوع 🌤 می‌كند، حتی وسط روز آن را به صورت يك ستاره كوچك ✨می بینیم و روشنايی به اين شكلی كه در زمین می بینیم ندارد. وقتی اشعه های خورشید، به یک لایه از اطراف زمین و ذرات بخار آب💦 در آسمان برخورد می کند این چنین نوری از خود بروز می دهد.😌 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۳۳ 🖇ادامه دارد ... ۸۱
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و ششم6⃣3⃣ سجود سايه ها🌿 ✨وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ✨(رعد،۱۵) وهر كه در آسمان ها و زمين است، خواه ناخواه با سايه هاشان بامدادان و شامگاهان برای خدا سجده می کنند. ✨أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَىٰ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ✨(۴۸،نحل) آيا به چیزهايى كه خدا آفريده است ننگريسته اند كه [چگونه] سايه هايشان از راست و از چپ می گردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاک می سايند. 💥در اين آيات دو غلط واضح وجود دارد. ♨️اشكال اول: سايه امری عدمی است و سجود آن بی معنی است. مثل اين است كه بگوئید، صفر فلان كار را می كند. عدم فهم اين موضوع فلسفی، توسط اعراب بدوی ۱۴۰۰ سال پیش طبیعی است و همین امر مؤيد اين است كه اين آيات ساخته ی محمد✨ است نه خدا. ♨️اشكال دوم اين است كه در آيه ی ۱۵ رعد گفته، سايه های آنچه در زمین و آسمان🌈 است در صبح و عصر سجده می‌كنند؛ يعنی تمام آنچه در آسمان ها و زمین اند، دارای سايه اند؟ آيا خورشید سايه دارد. آيا كهكشان ها سايه دارند. آيا ملائکه (طبق نظر قرآن) سايه دارند؟ سايه فقط در مورد سیاراتی كه دور خورشیدی بگردند، معنی دارد و بس. 📝جواب شبهه: سايه ها، امور عدمى هستند و در اثر فقدان نور، به وجود می‌آيند، ولى از آنجا كه نورها✨از هر طرف آنها را احاطه كرده و آثارى براى خود دارند، در اين آيه به آنها اشاره شده است، تا نشان دهد كه حتى سايه ها هم در پیشگاه خدا 💞خاضع اند، يعنى تابع قوانین تابش نور هستند. 👈جواب به اشكال دوم: سها مدعی است كه دروس اسلامی خوانده، بنابراين علم نحو 📙كه يكی از پايه های مهم فهم علوم اسلامی است را بايد خوانده باشد، اما چرا به اين مسئله توجه نكرده كه "مَن" اسم موصول برای صاحبان عقل😇 بكار برده می شود و اشاره ای به خورشید و كهكشان ها ندارد و اما درباره ملائکه از آنجايی كه ملائكه و جن، سايه ندارند، پس مقصود از «كسانى كه در آسمان ها و زمین هستند» بشر و مخلوقاتى شبیه بشر هستند، كه سجده از روى اطاعت، مربوط به مؤمنین، و سجده از روى اكراه، مربوط به كافرين است (البته سجده در اينجا به معناى خضوع است) سها👤 كه ادعا دارد سطح فهمش بالاست و اشكالات موشكافانه می كند، يك اشكال به روش اشكال تراشی خودش بر وی ميتوان وارد كرد. 👈وآن اينكه او مدعی است "سايه فقط در مورد سیاراتی🌍 كه دور خورشیدی بگردند، معنی دارد و بس" لازمه اين سخن اين است كه اگر در غیر منظومه شمسی، نور ستاره ای⭐️ بر جسمی تابید و طرف ديگرش بی نور بود، ديگر به آن سايه نگويند، اگر آنجا يا هر جای ديگر از نور برق استفاده شد، نه نور خورشید☀️ و طرف ديگر بی نور بود، ديگر به آن سايه نگويند. ادعای انحصار سايه 🌿در مورد سیاراتی كه دور خورشید می گردند ادعای سستی است. 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۳۵ 🖇ادامه دارد ... ۸۲
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و هفتم7⃣3⃣ خلقت شب🌚 ✨«وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ» (انبیاء،۳۳)✨ و او كسی است كه شب و روز را خلق كرد. 🌀اشتباهی كه در اين آيه وجود دارد، اين است كه خلقت را به شب نسبت داده است. شب عدم نور است و علیت و ايجاد به امر عدمی تعلق نمی گیرد. مثل اين است كه بگوئید خدا هیچ را خلق كرد كه غلط است. 💥در افسانه های باستانی يونانی نیز خلقت شب مطرح شده است. ✨تُولِجُ اللَّيْلَ فِی النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّيْلِ..✨(آل عمران،۲۷) (ای خدا) شب را در روز داخل ميكنی و روز را در شب داخل می كنی. شبیه آيه ی فوق چندين بار در قرآن تكرار شده است. شب (عدم نور) چیزی نیست كه با نور مخلوط شود. به تعبیر دقیق تر، عدم چیزی نیست كه آن را با وجود مخلوط كنی. مثلا در هنگام تاريك و روشن صبحگاه، واقعیت اين است كه میزان نور (وجود) كم است، نه اينكه مقداری تاريكی را با نور مخلوط كرده باشیم. ✨يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْل✨(زمر،۵) شب را به روز درمى پیچد و روز را به شب درمى پیچد. 🌀 همان غلط قبلی اينجا هم تكرار شده است. شب چیزی نیست كه نور را در خود بپیچد و پیچیدن شب به روز هم بی معنی است. ✨وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً✨(اسرا،۱۲) وشب وروز را دو نشانه ی خدا قرارداديم، نشانه شب را محو كرديم و نشانه روز را روشنی بخش گردانیديم. همان اشتباه تكرار شده است. چون تاريكی امر عدمی است نمی تواند آيه يا نشانه ی علت يا خالق باشد. 🌀اينگونه آيات كه شب را امر وجودی گرفته اند، در قرآن مكرر آمده اند. البته انتظار نمی رود، فردی در عربستان زمان محمد✨ اين مطلب فلسفی را بفهمد. طبعاً محمد✨ هم متوجه اين خطای تكراری اش نشده، اما خدا غیرممكن است، نفهمد بنابراين اينها گفته های محمدند نه خدا😐 📝جواب شبهه: با اينكه سها، مدعی فهم فلسفه است، اما معلوم ميشود اطلاعی از فلسفه ندارد، زيرا در فلسفه به اين نوع عدم اشاره شده است. ⚠️شب و روز دو مفهوم متقابل اند، و تقابل آن دو، تقابل عدم و ملكه است، نظیر تقابلى كه بین دو مفهوم كورى و بینايی هست، چون همان طور كه كورى به معناى مطلق نبودِ بینايی👀 نیست، و به همین جهت به ديوار كه بینايی ندارد نمی‌گويیم كور، بلكه كورى عبارت است از نبود بینايی، در چیزى كه قابلیت بینايی را دارا است، مانند انسان🙎‍♂ بی نورى شب نیز همینطور است، يعنى كلمه "شب" به معناى مطلق عدم نور نیست، بلكه به معناى زمانى است كه در آن زمان ناحیه اى از نواحى زمین از خورشید🌞 نور نمی‌گیرد. و پر واضح است كه چنین عدمى (عدم ملكه) وقتى تحقق می‌يابد، كه ضد آن يعنى ملكه قبلا وجود داشته باشد، تا نسبت به آن تعین پیدا كند🍃 چون اگر در عالم چیزى به نام بینايی نمی‌بود، كورى هم تحقق نمی‌يافت، و نیز اگر در عالم چیزى به نام روز 🌤 نمی‌بود، شب هم معنا نمی‌داشت، از اين رو شب بهره ای از وجود دارد. 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص۲۳۷ 🖇ادامه دارد ... ۸۳
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و هشتم8⃣3⃣ (اشکال اول) ☄شهاب سنگ، تیری به سوی شیطان و جن ✨إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ✨وَحِفْظاً مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ ✨لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَي الْمَلَإِ الْأَعْلَي وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ✨دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ✨إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (۶-۱۰/صافات)✨ ما آسمان اين دنیا را به زيور ستارگان آراستیم و تا آن را از هر شیطان سركشى حفظ كنیم، آنها نمی توانند به عالم بالا گوش دهند، شدت به دور رانده می شوند و برايشان عذابى دائم است، مگر كسى كه استراق سمع كند كه شهابى (ثاقب (شكافنده) از پى او می تازد. در اين آيه👇 نیز به صراحت گفته كه ستارگان تیرهايی برای شیاطین اند. ✨ وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُوماً لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ✨(ملک/۵) و در حقیقت آسمان دنیا را با چراغ هايی زينت داديم و آنها را تیرهايی برای شیاطین قرار داديم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده كرده ايم. و در آيات زير 👇نیز ستارگان را شهاب ثاقب می داند. ✨ وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ ✨وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ✨النَّجْمُ الثَّاقِبُ ✨(۱_۳/طارق) قسم به اسمان و قسم به طارق (كوبنده) و تو چه دانی كه كوبنده چیست؟ ستاره ی ثاقب است. 👈در تفسیر اين آيات در حديث صحیحی آمده است: 💢هنگامی كه پیامبر در جمعی از اصحابش نشسته بود، ستاره ای پرتاب شد و نور✨ ايجاد كرد. پیامبر گفت: در جاهلیت وقتی چنین چیزی را می ديديد در مورد آن چه می گفتید؟ گفتند ما می گفتیم كه فرد بزرگی ميمیرد يا به دنیا می آيد. 💥پیامبر گفت: برای مرگ و حیات كسی پرتاب نمی شود و لكن پروردگار هرگاه تصمیم به كاری می گیرد (قضی امرا) حمل كنندگان عرش او را تسبیح می گويند، سپس اهل آسمان مجاور آنان تسبیح می‌گويند، تا تسبیح به اين آسمان🌈 (آسمان دنیا) می رسد. سپس اهل آسمان ششم، از اهل آسمان هفتم می پرسند؟ خدای شما چه گفت؟ پس به آنان خبر می دهند. سپس اهل هر آسمان از خبر می پرسند، تا خبر به اهل آسمان دنیا می رسد و شیاطین👹 استراق سمع می كنند، پس به سوی آنان پرتاب می‌شوند و اولیائشان مورد هدف قرار می‌گیرند. 📙حديث فوق هم مطالب آيات را تكرار می كند. در مجموع در آيات فوق دو غلط فاحش وجود دارد. اولین اشكالی كه سها می گیرد اينكه قرآن، ستارگان را همان شهاب های ثاقب دانسته است😐 📝جواب شبهه: وی بدون ارائه دلیل و قرينه ای ادعا كرده است كه، مقصود از «نجم ثاقب» همان «شهاب ثاقب»💫 است و بر اساس اين ادعا به قرآن اشكال كرده و آن را خطای فاحش نامیده است🤔 اين شیوه بحث مناسب يك محقق منصف نیست، چرا كه هر كس می داند كه ستارگان ربطی به شهاب سنگ ها ندارند. اگر ايشان به تفسیر آيه «نجم ثاقب» و روايات آن مراجعه می كرد متوجه می شد كه مقصود سیاره كیوان (زحل) است و ربطی به شهاب سنگها ندارد👌 ✅ابان بن تغلب گويد: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسید. ✨امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: مقام زحل در بین ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: بس كن و ديگر اين را مگو؛ زيرا زحل ستاره امیرالمؤمنین✨ (علیه السلام ) و ستاره اوصیاء است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزوجل در كتابش ذكر كرده است. 💢لازم به يادآوری است كه ستاره در اين حديث، به معنای عام استعمال شده است كه شامل سیاره نیز می شود. زيرا "زحل" در آسمان دارای نور✨ است و عرف مردم خیال می كردند كه ستاره است و اينجا بر اساس فهم آن با مردم صحبت نموده است.👌 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۳۹ 🖇ادامه دارد ... ۸۴
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و هشتم8⃣3⃣ (اشکال دوم) ☄شهاب سنگ، تیری به سوی شیطان و جن 🌀قرآن گفته: اين شهاب های ثاقب، تیرهايی هستند كه، در هنگام گوش دادن شیاطین (يا جنیان، به سوی آنها پرتاب می‌شوند👇 ✨وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَاباً رَّصَداً ✨(سوره جن،۹) اما امروزه ما می دانیم كه ستارگان كرات آسمانی🌈 فروزانی، شبیه خورشید هستند كه، باسوخت هسته ای حرارت و نور تولید می كنند و ربطی به شهاب ثاقب ندارند. 💥آنچه ما به عنوان شهاب ثاقب می‌بینیم خرده های سنگ ناشی از انفجارهای ستارگان اند✨ كه در فضا پراكنده اند. و هنگامی كه زمین در مسیر حركتش در معرض اين قطعات سنگ☄ قرار می گیرد، برخورد سنگها با جو زمین موجب سوختن آنان و ايجاد نور می شود. 💥زمان و موقعیت برخورد جو با اين قطعات نیز قابل محاسبه و پیش بینی است. بنابراين نه ستارگان شهاب اند و نه شهاب برای زدن شیطان پرتاب می شود 📝جواب شبهه: اين بیان كه در كلام خداى تعالى آمده، از باب مثالی است كه به منظور تصوير حقايق خارج از حس زده شده، تا آنچه خارج از حس است، به صورت محسوسات در افهام بگنجد👌 همان طوركه خداى تعالى در كلام مجیدش فرموده: ✨وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ✨ (عنکبوت،۴۳)✨ (و اين گونه مثلها در كلام خداى تعالى بسیار است، از قبیل عرش، كرسى، لوح و كتاب، كه هم درگذشته به آنها اشاره شد، و هم در آينده به بعضى از آنها اشاره خواهدشد) ✅بنابراين، مراد از آسمانى كه ملائكه در آن منزل دارند، عالمى ملكوتى خواهد بود، كه افقى عالی‌تر از افق عالم ملك و محسوس دارد، همانطور كه آسمان🌈 محسوس ما با اجرامى كه در آن هست عالی تر و بلندتر از زمین ماست. 👈 و مراد از نزديك شدن شیطان ها به آسمان، و استراق سمع، و به دنبالش هدف شهاب ها💫 قرار گرفتن، اين است كه: 1⃣شیطانها می خواهند به عالم فرشتگان نزديك شوند، و از اسرار خلقت و حوادث آينده سر درآورند و ملائکه هم ايشان را با نورى✨ از ملكوت، شیطان ها را دور می‌سازند. ✌️ دو شاهد اين ادعا را تقويت می كند اول: قبلا بیان شد كه آسمان به معناى مقام قرب و مقام حضور 💞كه محل تدبیر امور عالم هم در قرآن نیز بكار رفته است. دوم: در سوره صافات، ابتدا از سه طايفه از ملائکه ياد می كند، كه مأمور نازل كردن وحى💛 بودند و راه اين كار را از مداخله شیطانها ايمن می‌كردند و آن را به پیغمبران و يا خصوص پیامبر اسلام می رساندند. و آسمانی كه ملائكه در آن حضور دارند، آسمان معنوی است. 2⃣يا مراد اين است كه شیطان ها👹 خود را به حق نزديك می كنند، تا آن را با تلبیس ها و نیرنگ های خود، به صورت باطل🔥 جلوه دهند و يا باطل را با تلبیس و نیرنگ به صورت حق درآورند، و ملائكه رشته هاى ايشان را پنبه می‌كنند و حق صریح✨ را هویدا می سازند، تا همه این تلبیس را فهمیده، حق را حق و باطل را باطل، ببینند. ✅حدیث بیان شده (در قسمت قبل) در منابع حدیثی شیعه نیست. 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۴۱ 🖇ادامه دارد ... ۸۵
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و نهم9⃣3⃣ (قسمت اول) 🌄کوهها مانع لرزش زمین ✨وَجَعَلْنَا فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ ..✨(انبیاء،۳۱)✨ و در زمین كوه هايی استوار نهاديم، تا مبادا (زمین) آنان را بلرزاند. در آيات ديگری (لقمان۱۰،نحل ۱۵، انبیاء۳۱) همین جمله تكرار شده است. سها👤 می گوید: اين مفهوم به احتمال قوی از قس بن ساعده الایادی شاعر عرب جاهلی، اخذ شده، كه گفته «وجبال مرساة» و در آياتی كوه ها میخ قلمداد شده اند كه طبعاً از لرزش زمین جلوگیری می كنند: «وَ الْجِبالَ أَوْتادا» و كوهها را میخ هايی قرار داديم. عین آيه ی فوق در شعر شاعر قديم جاهلی "كعب بن لؤی" آمده است و نشان می دهد كه محمد اين جمله را از شعر وی اقتباس كرده است😐 همچنین نشان می دهد كه مفهوم میخ بودن كوه ها از قبل از ✨محمد✨در محیط عربستان شايع بوده است. هر دو آيه ی فوق غلط اند. 💥اولا: كوه ها مثل میخ نیستند كه ريشه ای فروكوفته، در پوسته ی زمین داشته باشند، برعكس كوهها قشر زمین اند كه، برآمده شده اند، يعنی درست عكس میخ. 💥ثانیاً: فرورفتگی ها و كوه ها نتیجه ی حركات زمین هستند و نقشی در تثبیت ندارند و برعكس هر جاكوه 🗻است، خطر زلزله بیشتر است. این مبحث در زمین شناسی تحت عنوان plate tectonoc مورد بحث واقع می شود. پوسته ی زمین از قطعات بزرگ مجزا ساخته شده اند، كه در حال حركت اند؛ در محل تماس اين پوسته ها، زمین لرزه، آتش فشان🌋 و كوه به وجود می آيند. بنابراين كوه نمود بی ثباتی زمین است نه تثبیت كننده ی زمین. 📝جواب شبهه : اولا:دلیل ادعای گرفتن از ديگر افراد، مثل "قس بن ساعده" و "كعب بن لؤی"، صرفاً جهت شباهت گفتاری است و دلیلی بر اين مطلب بیان نكرده است و قبلا سُها 👤بیان كرد كه، مبنای صحت و سقم، قرآن و سنت است، درحالی كه قرآن تأكید دارد كه✨إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ يُوحَىٰ✨(نجم،۴) 👈اما اين ادعا كه كوه نماد، بی ثباتی زمین هست، باعلم روز سازگاری ندارد. اكنون بايد ديد ريشه اين اضطراب كه وجود كوهها🗻 از بروز آن جلوگیرى می‌نمايند، چیست؟ ⚠️كره زمین ما، به سان مهره ای است كه چهارده حركت بر آن وارد می شود; زمین با حركت انتقالى سريع💫 خود كه سرعت آن در هر دقیقه ۳۰۰ فرسخ و در هر ساعت ۱۸ هزار فرسنگ است، به دور خورشید☀️ می‌گردد. 💥 از طرف ديگر، با حركت سريع وضعى خود، كه سرعت آن در خط استوا تقريباً، در هر ساعت به ۲۸۰فرسنگ می‌رسد، به گرد 🌀خود می گردد و سرانجام شب و روز پديد می آيند. از طرف سوم، چون منظومه شمسى ما در هر ثانیه⏱،۲۰كیلومتر در فضا رو به مقصد نامعلومى به دنباله ستاره «وگا» حركت می‌كند، كره زمین، به دنبال خورشید در ضمن اين مجموعه، با حركتى سريع، كه سرعت آن در هر ساعت به دو هزار و هشتصد و هشتاد كیلومتر می رسد، به سوی اين مقصد روان و رهسپار است😇 ✅به طور مسلم اين نوع حركات سريع زمین بالاخص حركت وضعى آن، در تماس خود با هواى مجاور آن و در برخورد مولكول های هوا با سطح كره🌍 آنچنان حرارتى تولید می كند كه، می تواند، به تنهايی برای حیات مشكل آفرين باشد. اين مشكل در صورتى پیش می آيد كه هواى مجاور زمین، همراه خود آن حركت نكند، كه در نتیجه بر اثر برخورد زمین💥 با مولكول های هواى ساكن كه همه جوانب آن را مانند پوسته پیاز فراگرفته است، حرارت شديدى🔥 تولید می شود ولى اگر هواى مجاور زمین پا به پای خود زمین حركت نمايد، و هر دو دست به دست هم و به يك سمت ⬅️در حال حركت باشند، قطعاً چنین خطرى پديد نخواهد آمد. 👈اتفاقاً وجود كوه ها و پستی ها و بلندی های زمین در حركت هواى مجاور همراه زمین🌍 نقش مؤثرى دارند؛ زيرا در پرتو فواصلِ رشته كوهها و پستى و بلندی های آن، كه قشر جامد زمین را به صورت سرزمینِ شخم شده درآورده است، هواى مجاورى كه با زمین تماس دارد در میان فواصل كوهها 🏜حبس شده و پستى و بلندی های مختلف زمین ـ كه حتى در برخى از نقاط به هشت كیلومتر می رسد ـ هواى چسبیده به زمین را در خود نگاه داشته است، و هنگام حركت زمین، هواى داخل فواصل و چسبیده به آن، با آن حركت می كند و هر دو در مسیر واحدى پا به پاى يكديگر به گردش خود ادامه می‌دهند. 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص۲۴۳ 🖇ادامه دارد ... ۸۶
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و نهم9⃣3⃣ (قسمت دوم) 🌄کوهها مانع لرزش زمین ✨وَ أَلْقى‌ فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ.‌.✨(نحل،۱۵)✨ كوهها را آفريد تا شما را از حركات ناموزون آن حفظ كند 💢ممكن است اين حركات ناموزون كه كوهها مانع از بروز آن هستند، معلول جاذبه نیرومند ماه🌙 باشد، كه می تواند در پوسته زمین جزر و مدى، مانند جزر و مد دریاها به وجود آورد و همواره در حرکت و اضطراب باشد، ولی مانع از بروز این نوع حرکات ناموزون، کوه ها هستند. 🏞كوه ها در حقیقت، حكم يك زره محكم فولادين را دارند، كه دور تا دور زمین را احاطه كرده و با توجه به ارتباط و پیوندى كه از زير به هم دارند، يك شبكه نیرومند، سرتاسرى را تشكیل می دهند. 👈اگر اين زره محكم و اين شبكه نیرومند، كره زمین را نپوشانده بود و پوسته روى زمین از يك قشر نرم و لطیفى هم چون خاک و شن تشكیل يافته بود، احتمالا تحت تأثیر جاذبه ماه واقع می شد و حركات ناموزونى مانند جزر و مد درياها 🌊در آن به وجود می آورد; ولى با اينكه قشر محكمى پوسته زمین را پوشانیده، باز حركات خفیف جزر و مد در آن پیدا می شود و هر بار حدود سى سانتیمتر پوسته زمین تدريجاً بالا و پايین می رود. 💢عامل دیگر اين حركات ناموزون، همان مواد مذابى است كه هسته مركزى زمین را تشكیل می دهد و دل زمین مملو از گازهاى متراكمى💨 است كه با شدت هرچه تمام تر بر آن فشار می آورد. 👈 زلزله های خطرناكى كه ضررهاى جبران ناپذيری به وجود می آورد، به عقیده گروهى از دانشمندان نتیجه عمل حرارت و گازهاى درونى است كه با شدت خارج می‌شوند. 👈در اين صحنه متلاطم، يگانه عاملى كه از متلاشى شدن و تفرق قطعات زمین مانع می گردد، همان كوه ها🏜 هستند. ريشه كوه هاى سنگین كه در اعماق زمین فرو رفته و قطعات زمین را در برگرفته آنها را به هم اتصال می دهد ـ و به سان میخ ها ـ كه قطعات تخته را به هم متصل می سازد و از جدايى جلوگیرى می كند، قطعات زمین🌍 را از تفرق و پاشیدگى باز می‌دارد. شاید آیه ✨وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ✨(كوهها را میخ های زمین قرار داديم) اشاره به همین حقیقت باشد👌 ✨ امیرمؤمنان✨ در ستايش و بیان عظمت كاخ آفرينش، چنین می فرمايد: ✨وَتَّدَبالصُّخورمَیَدان اَرضه (نهج البلاغه، خطبه ۱)✨ زمین را با كوههايى كه حكم میخ را دارند، از لرزش بازداشت. در جاى ديگر می فرمايد:✨وُعَدَّلَ حَرَکاتِها بِالرَّاسِیات مِن جَلامِیدِها؛ (نهج البلاغه، خطبه ۸۷)✨ خداوند حركات زمین را به وسیله كوه هاى استوار كه از صخره های بزرگ تشکیل یافته اند، تعدیل نمود. گویی که کوه ها مانند لنگر ⚓️ کشتی هستند که حرکات زمین را متعادل می‌سازند.😌 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۴۵ 🖇ادامه دارد ... ۸۷
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و نهم9⃣3⃣ (قسمت دوم) 🌄کوهها مانع لرزش زمین ✨وَ أَلْقى‌ فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ.‌.✨(نحل،۱۵)✨ كوهها را آفريد تا شما را از حركات ناموزون آن حفظ كند 💢ممكن است اين حركات ناموزون كه كوهها مانع از بروز آن هستند، معلول جاذبه نیرومند ماه🌙 باشد، كه می تواند در پوسته زمین جزر و مدى، مانند جزر و مد دریاها به وجود آورد و همواره در حرکت و اضطراب باشد، ولی مانع از بروز این نوع حرکات ناموزون، کوه ها هستند. 🏞كوه ها در حقیقت، حكم يك زره محكم فولادين را دارند، كه دور تا دور زمین را احاطه كرده و با توجه به ارتباط و پیوندى كه از زير به هم دارند، يك شبكه نیرومند، سرتاسرى را تشكیل می دهند. 👈اگر اين زره محكم و اين شبكه نیرومند، كره زمین را نپوشانده بود و پوسته روى زمین از يك قشر نرم و لطیفى هم چون خاک و شن تشكیل يافته بود، احتمالا تحت تأثیر جاذبه ماه واقع می شد و حركات ناموزونى مانند جزر و مد درياها 🌊در آن به وجود می آورد; ولى با اينكه قشر محكمى پوسته زمین را پوشانیده، باز حركات خفیف جزر و مد در آن پیدا می شود و هر بار حدود سى سانتیمتر پوسته زمین تدريجاً بالا و پايین می رود. 💢عامل دیگر اين حركات ناموزون، همان مواد مذابى است كه هسته مركزى زمین را تشكیل می دهد و دل زمین مملو از گازهاى متراكمى💨 است كه با شدت هرچه تمام تر بر آن فشار می آورد. 👈 زلزله های خطرناكى كه ضررهاى جبران ناپذيری به وجود می آورد، به عقیده گروهى از دانشمندان نتیجه عمل حرارت و گازهاى درونى است كه با شدت خارج می‌شوند. 👈در اين صحنه متلاطم، يگانه عاملى كه از متلاشى شدن و تفرق قطعات زمین مانع می گردد، همان كوه ها🏜 هستند. ريشه كوه هاى سنگین كه در اعماق زمین فرو رفته و قطعات زمین را در برگرفته آنها را به هم اتصال می دهد ـ و به سان میخ ها ـ كه قطعات تخته را به هم متصل می سازد و از جدايى جلوگیرى می كند، قطعات زمین🌍 را از تفرق و پاشیدگى باز می‌دارد. شاید آیه ✨وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ✨(كوهها را میخ های زمین قرار داديم) اشاره به همین حقیقت باشد👌 ✨ امیرمؤمنان✨ در ستايش و بیان عظمت كاخ آفرينش، چنین می فرمايد: ✨وَتَّدَبالصُّخورمَیَدان اَرضه (نهج البلاغه، خطبه ۱)✨ زمین را با كوههايى كه حكم میخ را دارند، از لرزش بازداشت. در جاى ديگر می فرمايد:✨وُعَدَّلَ حَرَکاتِها بِالرَّاسِیات مِن جَلامِیدِها؛ (نهج البلاغه، خطبه ۸۷)✨ خداوند حركات زمین را به وسیله كوه هاى استوار كه از صخره های بزرگ تشکیل یافته اند، تعدیل نمود. گویی که کوه ها مانند لنگر ⚓️ کشتی هستند که حرکات زمین را متعادل می‌سازند.😌 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۴۵ 🖇ادامه دارد ... ۸۷
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه سی و نهم9⃣3⃣ (قسمت سوم) 🌄کوهها مانع لرزش زمین ♨️همان طور كه بیان شد سُها، به دلیل نظريه "پلی تكتونیك" در علم زمین شناسی، كوه را نماد بی سباطی زمین می‌داند و اشاره نمی كند كه، كدام قسمت اين نظريه اين مطلب را ثابت می كند؟! نظريه "plate tectonic" بیان می كند كه پوسته زمین🌍 از تعدادی صفحه تشكیل شده است كه، اين صفحات بر روی گوشته (طبق نظريه زمین شناسان، زمین از سه لایه پوسته، گوشته و هسته تشكیل شده) كه حالت خمیری و پلاستیكی دارد، قرار دارند. 👈صفحات به دلیل وجود حركات كنوكسیونی (همرفت) در داخل گوشته زمین در حال حركت هستند. صفحات از نظر حركتی به سه دسته (همگرا ، واگرا و يا امتداد لغز) تقسیم می شوند. در مرز صفحات همگرا دو صفحه به يكديگر برخورد 💥می كنند و در واگرا دو صفحه از هم ديگر دور می شوند. 👈و در مرز صفحات امتداد لغز، صفحات در كنار يكديگر شروع به لغزش می كنند كه علت اصلی زلزله ها، اين نوع از لغزشها هستند. 💥همچنین صفحات از نظر جنس سنگها به دو دسته صفحات قاره ای و اقیانوسی تقسیم می شوند. جنس سنگ های صفحات اقیانوسی🌊 چگالی كمتر و سن آنها جوان تر از صفحات قاره ای است. ⚠️نظريه plate tectonic در حال حاضر قوی ترين نظريه برای اثبات فرآيند كوه زای و تشكیل كوه ها و رشته كوه های به وجود آمده در کره زمین می باشد. 🌋كوه زايی فرايندی چند مرحله ای است. ابتدا صفحات توسط نیروهای "واگرا" از هم دور شده و يك شكاف در بین آنها به وجود می آيد. سپس در محل اين شكاف، دريايی🌊 تشكیل شده و طی سالیان متوالی، رسوبات در مجاورت صفحات دور شده از هم، روی هم انباشته شده و سپس صفحات توسط نیروهای "هم گرا" به هم نزديك شده و به يكديگر برخورد 💥می كنند كه در محل اين برخورد و در اثر انباشته شدن رسوبات بر روی يكديگر كوه تشكیل می شود. 🌀هنگامی كه كوه زايی پايان می پذيرد، بالاآمدگی روی می دهد و يك پوسته قاره ای پايدار تشکیل می شود (كه همان کوه است) که در آن چند صفحه کوچکتر پوسته ای، توسط كمربندهای فعال 💫 كه به تازگی تثبیت و پايدار شده اند، به یکدیگر مربوط می شوند و یک بلوک بزرگ تر و جديد از پوسته سخت تشكیل می دهند. با تشكیل بلوک های پايدار ديگر، وسعت اين پوسته سخت به تدريج افزايش می يابد. و از نظر زمین شناسی در نقاط پايدار زمین، كنش و واكنش شديد مثل زلزله💥در آنجا اتفاق نمی افتد. شاهد اين مثال عدم رخ دادن زلزله در رشته كوه های زاگرس است. و به اين ترتیب كوه ها🌋 منشأ پايداری در زمین هستند و از آنها به عنوان میخ های زمین در قرآن كريم ذكر گرديده است.👇 ✨وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا✨(سوره نبا،۷) ♨️اشكال ديگر سها كه: (كوه ها مثل میخ نیستند، كه ريشه ای فرو كوفته در پوسته ی زمین داشته باشند؛ بلكه كوه ها قشر زمین اند كه برآمده شده اند. يعنی درست عكس میخ) ✅این هم ناشی از جهل سُها، در باب كوه شناسی است. "ژرژگاموف" استاد دانشگاه جرج واشنگتن، در كتاب📕سرگذشت زمین تحت عنوان كوه های وارونه میگويد: 👈نظريه سطحی بودن کوه ها در زمین شناسی يك قرن بیش از نظريه های عمومی بوده، ولی اخیراً به اين موضوع پی برده اند كه قسمت عمده هر كوهى زير سطح زمین قرار دارد👌 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۴۷ 🖇ادامه دارد ... ۸۸
.......: ⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه چهلم 0⃣4⃣ نصب کوه ها🌋 ✨وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ✨(غاشیه،۱۹) و به كوهها (نمی نگرند) که چگونه نصب شده اند؟ 🌀آیا کوه ها اشیاء جدائی از پوسته ی زمین بوده اند كه خدا آنان را در زمین فرو كرده و نصب كرده است؟ خیر. كوه ها چین خوردگی پوسته ی زمین اند نه چیزهايی مجزا. 📝جواب شبهه: اين آيه مردم را توجه می دهد که به فلسفه و فوايد وجودی كوه توجه كنند و از آيه استفاده نمی شود كه كوه مجزا از زمین هست و نوع نشاندن با چین خوردگی پوسته ی زمین می تواند باشد. اما فوايد كوه برای زمین در پاسخ به شبهه قبل بیان شد. ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 👈شبهه چهل و یکم 1⃣4⃣ کوه های آسمان🌈 ✨وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ✨ (نور،۴۳) خدا از كوه های آسمان تگرگ نازل می‌كند 🌀ظاهراً چون تگرگ، مثل سنگ جامد است، محمد🌟 گمان می كرده در آسمان هم كوه هايی از يخ وجود دارند، كه تگرگ ها مثل سنگ ريزه ها از آنها جدا می شوند و به زمین می ريزند. واقعاً خطای به اين فاحشی حیرت انگیز است😐 📝جواب شبهه: اين آيه از باب تشبیه است و ابرهاى حامل تگرگ هستند كه دانه هاى يخ در میان آنها به وجود می‌آيد و توده هاى ابر☁️ همچون كوه هاى مرتفع يخى می‌شود. سپس تگرگ ها، فرود می‌آيند كه اين مطلب از نظر علوم هواشناسى قابل توجه است. 👈محمد ابو زهره دراين باره می گويد: اين نكته براى كسى که در روی زمین راه🚶‍♂می رود، یا در بلندی ها و ارتفاعات آن ايستاده روشن نیست و عرب ها نیز آن را نمى دانستند، تنها كسى ابرها را چون كوه ها می بیند، كه با هواپیما ✈️ بر فراز آسمان پرواز كند. 👈اين سخن، علاوه بر آنكه نشانه اعجاز قرآن است، خود بخشى از شناخت جهان هستى و آفرينش است. 💢زيرا چنین توصیفى امكان ندارد از سوى حضرت محمد✨ صلی الله علیه واله✨ باشد، آن حضرت پرواز نكرده بود تا بر بالای ابرها قرار گیرد، بنابراين بايد به علم خداى متعال باشد و تمامى قرآن از جانب او باشد نه از سوی حضرت محمد✨ 💢اين توده ابری كه قرآن تشبیه كوه می‌كند، در قرن بیستم به وسیله هواپیماها و ماهواره ها مشاهده گرديد و اين جهت خود اعجاز علمی برای قرآن هست👌 به عقیده دانشمندان شكل گیری تگرگ در آسمان به اين طريق است كه دانه هاى باران از ابر🌨 جدا می‌شود، و در قسمت فوقانى هوا به جبهه سردى برخورد می‌كند و يخ می‌زند، سپس طوفان های كوبنده اى 🌪كه در آن منطقه حكمفرما است، گاهى اين دانه ها را مجدداً به بالا پرتاب می‌كند، و بار ديگر اين دانه ها به داخل ابرها☁️ فرو می‌رود و لایه ديگرى از آب به روى آن می نشیند كه به هنگام جدا شدن از ابر، مجدداً يخ می‌بندد. 👈گاهى اين موضوع چندين بار تكرار می‌شود و هر زمان لایه تازه اى روى آن می‌نشیند، تا تگرگ به اندازه ای درشت شود كه، ديگر طوفان نتواند آن را به بالا پرتاب كند، اينجا است كه راه زمین🌍 را به پیش می‌گیرد و فرود می‌آيد، و يا اينكه طوفان فرو می نشیند و بدون مانع به طرف زمین حركت میكند☺️ 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۵۰ 🖇ادامه دارد ... ۸۹
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه چهل و دوم 2⃣4⃣ درهم نیامیختن آب شور و شیرین دریا🌊 ✨وَهُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخاً وَحِجْراً مَّحْجُوراً ✨(فرقان،۵۳) واوست كسى كه دو دريا با هم مخلوط كرد، اين يكى شیرين گوارا و آن يكى شور تلخ است و میان آن دو مانع و حريمى استوار قرار داد. ✨مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ✨بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ✨فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ✨ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ✨(سوره الرحمن،۱۹-۲۲) دو دريا‌ را كنار هم قرار داد كه با هم برخورد می كنند، میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی كنند، پس كداميك از نعمتهای پروردگارتان را منكريد، از هر دو مرواريد و مرجان خارج می شود. 🌀در آيات فوق ادعا شده که دو دريای شیرين و شور وجود دارند، كه به هم متصل اند، ولی آب شان💦 مخلوط نمی‌شود، يكی همیشه شیرين و ديگری همیشه شور است و از هر دو دريا لؤلؤ و مرجان صید می شود. هر سه نكته ی مذكور غلط اند. اولا:در جهان دريای شیرين وجود ندارد. ثانیا: ممكن است گفته شود منظور ✨محمد✨ تماس آب رودخانه های شیرين با درياست. در اين صورت هم دو خطا وجود دارد. يكی اينكه رودخانه كه دريا نیست. و دوم اينكه آب شیرين و شور به تدريج با هم كاملا مخلوط می شوند و اين ادعا كه با هم مخلوط نمی شوند غلط است. ثالثاً: در آب شیرين لؤلؤ و مرجان وجود ندارد كه صید شود. 📝جواب شبهه: ادعای سها در مورد اینکه به رودخانه دريا گفته نمی شود، حاكی از بی اطلاعی وی از معنی لغت "بحر" در زبان عربی است. 📙"بحر" در لغت عربی هر مكان وسیعى است كه، آب زيادى را در خود جمع كرده است. بنابراين به رودخانه ها هم بحر گفته می شود، از اين روست كه به رودخانه نیل، بحر نیل هم گفته اند. 💢مراد از دو دريا، دو درياى معین نیست، بلكه دو نوع دريا است، يكى شور كه قريب سه چهارم كره زمین را در خود فرو برده، كه بیشتر اقیانوسها و درياها را تشكیل می‌دهد و يكى هم درياهاى شیرين است كه خداى تعالى آنها را در زير زمین ذخیره كرده و به صورت چشمه ها از زمین🌍 می‌جوشد، و نهرهاى بزرگ را تشكیل می‌دهد و مجدداً به درياها می‌ريزد. 💢 اين دو✌️ جور دريا يعنى درياهاى روى زمین و درياهاى داخل زمین همواره به هم اتصال دارند، هم در زير زمین و هم در روى زمین، و در عین اينكه "يلتقيان" برخورد و اتصال دارند، نه اين شورى آن را از بین می‌برد و نه آن شیرينى اين را، 👈چون بین آن دو حاجز و مانعى است كه نمی‌گذارد، در وضع يكديگر تغییرى بدهند، و آن مانع، خود مخازن زمین و رگه هاى آن است، كه نه می‌گذارد درياى شور به درياى شیرين تجاوز نموده، و آن را مثل خود شور كند، و در نتیجه زندگى جانداران🍃 را تهديد نمايد، و نه درياى شیرين به درياى شور تجاوز نموده، بیش از اندازه از زمین بجوشد، و زياده از اندازه به دريا🌊 بريزد، و دريا را شیرين سازد. و در نتیجه مصلحتى را كه در شورى آب درياها است، كه يا تصفیه هوا است و يا مصالحى ديگر از بین ببرد. 👈و نیز به طور دائم درياهاى شور، درياهاى شیرين را از اين راه كمك می‌كند، كه آب خود را به ابرها داده، و ابرها🌧 آن را بر زمین می‌بارد، و زمین باران را در خود فرو برده، مخازن خود را پر می‌كنند، و همین مخازن هم درياهاى شور را كمك نموده، همانطور كه گفتیم از زمین می‌جوشد و به صورت نهرهاى كوچك و بزرگ به دريا می‌ريزد. 💢درباره اشكال سها به عدم وجود لؤلؤ و مرجان، در آب های شیرين بايد گفت: ما هیچ دلیلى نداريم بر اينكه لؤلؤ و مرجان ✨فقط در آبشور به وجود می آيد، جز اينكه غالبا اين امر، در آب شور اتفاق می افتد، بلكه بعضى تصريح كرده اند كه لؤلؤ و مرجان در آبهاى شیرين و شور هر دو يافت می شود👌 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص ۲۵۳ 🖇ادامه دارد ... ۹۰
⭕️️دفــاع از 📖✒️ 👈شبهه چهل و سوم 3⃣4⃣ (قسمت سوم) 💓نسبت دادن تفکر به قلب درون سینه ها 📝بررسی آیه ۷۴ سوره نمل ✨وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ✨ و در حقیقت پروردگار تو آنچه را در سینه هايشان نهفته و آنچه را آشكار می دارند، نیك می‌داند. در اين آيه نیز منظور از سینه، سینه جسمانی نیست. و دو✌️احتمال برای صدر بیان شده است 1⃣ به معنای قلب است، گاه واژه قلب و صدر در آيات از نظر معنا مترادف و نزديك به هم بكار برده می شوند.👇 مانند آيه (أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِی قُلُوبِهِمْ..✨ آنان كسانی هستند كه خداوند آنچه در دل آنهاست خبر دارد) و آيه (وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ✨ و به يقین پروردگارت آنچه در دل هايشان پنهان می دارند و آنچه آنان آشكار می كنند را می داند) 2⃣ معنای صدر، متفاوت با معنای قلب است، بعضی در تفاوت بین قلب و صدر گفته اند: 👈همان طوركه قلب ظاهری و مادی مركز زندگی حیوانی است و صدر صندوقچه آن است و آن را احاطه كرده، قلب باطنی و روحانی💛 نیز مركز زندگی روحانی انسان است و صدر آن را احاطه كرده است. ⚠️بنابراين قلب، مركز صدر و سینه است و صدر مرتبه وسیع تر و ثانوی نورانی قلب است. از اين رو، نسبت دادن حالات مختلف با يكديگر فرق می كنند؛ 👈لذا اموری مانند ايمان، اطمینان، خشوع، سلامت، قساوت، هدايت، كوری و مهر شدن به قلب نسبت داده می شود ولی به صدر منسوب نمی شود❌ در مقابل، اموری مانند مخفی كردن، آشكار كردن، پنهان ساختن، علنی كردن، تنگ شدن، وسیع شدن و منبسط گشتن به صدر منتسب شده، ولی به قلب نسبت داده نمی‌شود.👌 📝بررسی حدیث در نهج البلاغه: حديث بیان شده از حضرت علی ✨علیه السلام✨ گرچه سندش در نهج البلاغه و در منابع ديگر حديثی يافت نشد، تا مورد بررسی قرار گیرد؛ از اين رو صدور اين حديث برای ما قطعی نیست. 👈اما برفرض صحت حديث، ادامه حديث شاهد بر اين است كه منظور حضرت مسائل عاطفی است، كه تأثیر بر قلب💓صنوبری می گذارد. 💢درون انسان را مجموعه ای از غريزه ها و سرشت ها، فرا گرفته است كه به طور كلی به دو✌️ بخش می شود. ۱-عقلی – فكری كه از آن به منطق عقلی تعبیر شده و سرچشمه دانش و شناخت انسان است. ۲-قلبی – عاطفی كه منطق عاطفی نامیده می شوند و خواسته ها و امیال انسانی از آن برمی خیزد. 👈وجود هر دو منطق، در يك روح و بدن، بسیاری از اوقات سبب بروز درگیری و برخورد بین آنها می شود، در بیشتر موارد عاطفه بر عقل پیروز می شود، در نتیجه عقل بی اثر شده و كارآمدی خود را از دست می دهد، از اين رو بسیاری از كارها و رفتارهای انسان براساس عاطفه و نه عقل❌ 👈سخن امام در اينجا در ارتباط با منطق عاطفی است و به برخی از نمونه های آن اشاره می کند. 📚منبع: کتاب دفاع از قرآن در رد کتاب نقد قرآن، ص۲۶۰ 🖇ادامه دارد ... ۹۳