eitaa logo
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
1.4هزار دنبال‌کننده
49.8هزار عکس
36.4هزار ویدیو
1.7هزار فایل
#نذر_ظهور ارتباط با ما @Zh4653 @zandahlm1357 سلام خدمت بزرگواران این کانال پیروفرمایشات امام خامنه ای باب فعالیت درفضای مجازی ایجاد شده ازهمراهی شما سپاسگزاریم درصورت رضایت ؛کانال را به دیگران معرفی بفرمایید🍃🍃🍃🍃https://eitaa.com/zandahlm1357
مشاهده در ایتا
دانلود
🍁🍁🍁 🍁🍁 ⬅️راهکارهای ساده برای خواندن نوافل نمازهای روزانه سوم و پایانی 🔸طریقه ساده خواندن نافله های روزانه⬇️⬇️ 👈 شب یازده رکعت است ،نافله شب را هم نیاز نیست حتما قبل از اذان صبح بلند شویم و بخوانیم. 👌 نکته :اذان ظهر شهرما هر ساعتی که هست یازده ساعت و ربع بعد از اذان وقت خواندن شب میباشد. 🍃 ساعت دوازد ظهر اذان شهرمان باشد. یازده ساعت و ربع یعنی ساعت بیست وسه و ربع وقت خواندن نماز شب است. 🔅 اما شاید بعضی از افراد توانایی خواندن یازده رکعت را نداشته باشند . ✨ برای شروع می توانیم دو رکعت به نیت نافله شفع و یک رکعت به نیت وتر بخوانیم 🌴 واماچهارتا دو رکعت به نیت نافله شب که میشود هشت رکعت ویک دو رکعت به نیت نافله شفع و یک رکعت هم نافله وتر. شاید بعضیا حال نداشته باشند قنوت مستحبی و سیصد تا العفو و هفتاد تا استغفار برای مومن بگویند. چون مستحب است نیازی به این قنوت نیست . 👌میتوانید فقط در قنوت بگویید اللهم اغفر للمومنین والمومنات به همین سادگی. ✨ نماز شب را میتوانیم حتی در ده دقیقه هم بجا بیاوریم. 🌴پس اگر میتوانیم وقت نماز شب قبل از اذان صبح میباشد میتوانیم نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار شویم و بخوانیم. اگر قبل از اذان صبح موفق به خواندن نشدیم میتوانیم بعد از شب شرعی بخوانیم که گفتیم یازده ساعت و ربع بعد از اذان ظهر شهرمان میباشد. 🔺اگر در این صورت هم نتوانستیم بجا بیاوریم میتوانیم در روز بعد قضای نماز شب را به جا بیاوریم حتی شده دو رکعت . نماز شب هم بسیار پرثواب است نیازی نیست حتما شب خوانده شود در طول روز هم میتوانیم بخوانیم . ✨ ولی اگر قبل از وقته شرعی بخوانیم کمترین ثواب را دارد . مثلا ساعت شب بخواهیم بخوانیم نه قضا است نه اوقات شرعی است نه قبل از اذان صبح است . کمترین ثواب را این حالت دارد . 🔅پس بهترین حالت این است که یا قبل از اذان بیدار شویم یا نشد شب شرعی یازده ساعت و ربع بعد بخوانیم و اگر هم نشد قضای آن را بخوانیم . ان شاءالله خداوند به شما و اجر فراوان بدهد ✍ودر آخر یادمان باشد تک تک این نافله هارا امام به ما توفیق میدهد تا بخوانیم پس حتما از امام زمان بخواهیم که امام زمان به من کمک کن تا نافله هایم را بخوانم اگر در خواندن نوافل به من کمک کنی من هم عهد می بندم با خدای متعال که ثوابش را به شما هدیه کنم . 🌴مطمعن باشید امام زمان کمک و توان خواندن و انجام دادن این ها را به ما میدهد . 🔺یادمان باشد که ثوابش را به حضرت کنیم . 🌟 پس ان شاءالله تصمیم جدی به خواندن این ها بگیریم. به عنوان میتوانید متن یا صوت را در گروه های دیگر پخش کنید تا کاری برای کرده باشیم . (به امید حق ) پایان 🌹 🌹 🎤استاد احسان عبادی https://eitaa.com/zandahlm1357
📖 رمان «جان شیعه، اهل سنت... عاشقانه ای برای مسلمانان» 🖋 _هشتاد_و_پنجم نماز صبح را با دلی شکسته خواندم و مجید آماده رفتن به پالایشگاه می‌شد که صدای فریاد‌های عبدالله که از طبقه پایین مرا به نام صدا می‌زد، پشتم را لرزاند. چادر نمازم را از سرم کشیدم و از اتاق خواب بیرون دویدم که باز پایم همراه دل بی‌قرارم نشد و همانجا در پاشنه در زمین خوردم و ناله‌ام بلند شد، ولی پیش از آنکه مجید فرصت کند خودش را از انتهای اتاق خواب به من برساند، خودم را از جا کَندم و با پایی که می‌لنگید، از پله‌ها سرازیر شدم. بی‌توجه به فریادهای مضطرّ مجید که مدام صدایم می‌کرد و به دنبالم می‌دوید، خودم را به طبقه پایین رساندم. پدر وحشتزده میان اتاق خشکش زده و مادر در آغوش عبدالله از حال رفته و پیراهن آبی رنگش از تهوع آلوده شده بود. با دیدن مادرم در آن وضعیت، قلبم از جا کَنده شد و جیغ‌های مصیبت‌زده‌ام فضای خانه را شکافت. مقابل مادر که چشمانش بسته بود و رنگش به سفیدی می‌زد، به زمین افتاده و پیش پاهای بی‌رنگش زار می‌زدم. مجید بازوانم را گرفته بود و با قدرت مردانه‌اش هر چه می‌کرد نمی‌توانست از مقابل پای مادر بلندم کند که عبدالله بر سرش فریاد زد: «الهه رو ول کن! برو ماشین رو روشن کن! سوئیچ لب آینه اس.» و فریاد بعدی را با محبت برادرانه‌اش بر سر من کشید: «چیزی نشده، نترس! فقط حالش به هم خورده. نترس الهه!» نمی‌دانم چقدر در آن حال وحشتناک بودم تا سرانجام مادر در بیمارستان بستری شد و لااقل دلم به زنده بودنش قرار گرفت، گرچه حالم به قدری بد شده بود که مجید ناگزیر شد تا با مسئولش تماس گرفته و مرخصی بگیرد تا در خانه مراقبم باشد. روی تخت افتاده و مثل اینکه شوک حال صبح مادر جانم را گرفته باشد، حتی توان حرف زدن هم نداشتم. مجید کنارم لب تخت زانو زده و با نگاهی غرق غم به تماشای حال زارم نشسته بود. غصه کمرشکن مادر، خستگی مسافرت فشرده و بی‌نتیجه به تهران، بی‌خوابی غمبار دیشب و پا دردی که از زمین خوردنِ صبح به جانم افتاده بود، همه و همه دست به دست هم داده بودند تا ناله زیر لبم لحظه‌ای قطع نشود. دست سرد و نا امیدم میان دستان گرم و مهربان مجید پناه گرفته و با باران اشکی که لحظه‌ای از آسمان چشمانم محو نمی‌شد، غصه‌های بی‌پایانم را پیش چشمان عاشقش زار می‌زدم و او همچون همیشه پا به پای غمواره‌هایم می‌آمد و لحظه‌ای نگاهش را از نگاهم جدا نمی‌کرد و همین حضور گرم و با محبتش بود که دریای بی‌قرار دلم را به ساحل آرامش رساند و با نوازش احساسش، چشمان خسته‌ام را به خوابی عمیق فرو بُرد. https://eitaa.com/zandahlm1357
📖 رمان «جان شیعه، اهل سنت... عاشقانه ای برای مسلمانان» 🖋 # و ششم# جزء چهاردهم قرآن را با قرائت آیه آخر سوره نحل به پایان بردم و با قلبی که از جرعه گوارای کلام خدا آرامش گرفته بود، قرآن را بوسیدم و مقابل آیینه گذاشتم. به لطف خدا، با همه گرفتاری‌های این مدت توانسته بودم در هر روز از ماه رمضان، جزءِ مربوط به آن روز را بخوانم و امروز هم با نزدیک شدن به غروب روز چهاردهم، جزءِ چهاردهم را تمام کرده بودم. تا اذان مغرب چیزی نمانده بود و می‌بایست سفره افطار را آماده می‌کردم. در ماه رمضان ساعت کار مجید کاهش یافته و برای افطار به خانه بر می‌گشت. روزه‌داری در روزهای گرم و طولانی مرداد ماهِ بندرعباس کار ساده‌ای نبود، به خصوص برای مجید که به آفتاب داغ و سوزان بندر هنوز عادت نکرده بود و بایستی بلافاصله بعد از سحر، مسافت به نسبت طولانی بندرعباس تا پالایشگاه را می‌پیمود و تا بعد از ظهر در گرمای طاقت‌فرسای پالایشگاه کار می‌کرد و معمولاً وقتی به خانه می‌رسید، دیگر رمقی برایش نمانده و تمام توانش تحلیل رفته بود. برای همین هر شب برایش شربت خنکی تدارک می‌دیدم تا قدری از تشنگی‌اش بکاهد و وجود گرما زده‌اش را خنک کند. شربت آب لیمو را با چند قالب یخ در تُنگ کریستال جهیزیه‌ام ریخته و روی میز گذاشتم و تا فرصتی که تا اذان مانده بود، به طبقه پایین رفتم تا افطاری پدر و عبدالله را هم آماده کنم. پدر روی تخت خواب دو نفره‌ای که جای مادر رویش خالی بود، دراز کشیده و عبدالله مشغول قرائت قرآن بود. تا مرا دید، لبخندی زد و گفت: «الهه جان! خودم افطاری رو آماده می‌کردم! تو چرا اومدی؟» همچنانکه به سمت آشپزخانه می‌رفتم، جواب دادم: «خُب منم دوست دارم براتون سفره بچینم!» سپس سماور را روشن کردم و می‌خواستم داغ دلم را پنهان کنم که با خوشرویی ادامه دادم: «ان‌شاء‌الله حال مامان خوب میشه و دوباره خودش براتون افطاری درست می‌کنه!» از آرزویم لبخندی غمگین بر صورتش نشست و با لحنی غمگین‌تر خبر داد: «امروز رفته بودم با دکترش صحبت می‌کردم...» و در مقابل نگاه مضطربم با صدایی گرفته ادامه داد: «گفت باید دوباره عمل شه. می‌گفت سرطان داره به جاهای دیگه هم سرایت می‌کنه و باید زودتر عملش کنن.» هر چند این روزها به شنیدن اخبار هولناکی که هر بار حال مادر را وخیم‌تر گزارش می‌داد، عادت کرده بودم ولی باز هم دستم لرزید و بشقابی که برای چیدن خرما از کابینت برداشته بودم، از دستم افتاد و درست مثل قلب غمزده‌ام، شکست. عبدالله خم شد و خواست خُرده شیشه‌ها را جمع کند که اشکم را پاک کردم و گفتم: «دست نزن! بذار الآن جارو میارم!» به صورت رنگ پریده‌ام نگاهی کرد و گفت: «خودم جارو می‌زنم.» و برای آوردن جارو به اتاق رفت. با پاهایی که از غم و ضعف روزه‌داری به لرزه افتاده بود، دنبالش رفتم و پرسیدم: «حالا کِی قراره عملش کنن؟» جارو را از گوشه اتاق برداشت و زیر لب زمزمه کرد: «فردا.» آه بلندی کشیدم و با صدایی که از لایه سنگین بغض به زحمت بالا می‌آمد، پرسیدم: «امروز مامانو دیدی؟» سرش را به نشانه تأیید پایین انداخت و جارو را برای جمع کردن خُرده شیشه‌ها روشن کرد. https://eitaa.com/zandahlm1357
💠 یه تحقیق علمی در مورد (اراک) به زبان روان😊 ✍️ببینید کلا هر چی مستحب هست بدونید چیز خوب و مهمیه برای بیماری های و جلو گیری از بیماری های مغزی عالی هست👌👌 چون یک سیستم زدا از هست... ✍️کل سیستم عصبی بدن به مغز مربوطه ام اس و هر گونه بیماری مشابه که به بودن و کم کاری و این جور چیز ها مطرح میشه برمی گرده این جور بیماری ها یک شبه نمیان به مرور زمان ، رسوب بلغم در مغز کار رو به این جا می رسونه مال سبک زندگی غلط هست!!! ✍️ ام اس جز فلج ها هست ها داروهای قوی و در زمان طولانی می خوان کسی زیر بار هزینه درمان نمی ره برخی ها بهشون می گن ام اس داری با یک رعایت سردی گرمی و دارو های گرم خیلی بهتر میشن 👌چوب مسواک تو روایات یک عنوان شده وقتی بلغم دهان از بین بره خود به خود بلغم مغز هم می کنه و به مرور اون هم از بین می ره 🤓دندان برای شست و شو نیاز به داره اگر قابض نباشه جوهر لثه و دندان نابود میشه پس با هر چیزی نمیشه دندان مسواک زد کما این که تو روایات هم مسواک زدن با برخی چوب ها مثل رو نهی کرده چوب اراک کننده هست یعنی باز کننده هست . رگ هایی که خون رسانی به دندان می کنند و در عصب کشی از بینشون می برند رو سودا زدایی و می کنه که خون رسانی به دندان ها بهتر انجام بشه😍 دندان ها هم تغذیه دارند 🤓 هم هست چون زیر دندان ممکنه کیست تولید بشه محلل هم باشه بلغم های رو حذف می کنه و از بین برنده هست می کنه یعنی بلغم های فاسد رو خشک می کنه بلغم فاسد یعنی چی ؟ همون عفونت هست دیدید می گن دندان های یک نفر عفونت کرده این همون بلغم فاسد هست ♻️https://eitaa.com/zandahlm1357 💠 یه تحقیق علمی در مورد (اراک) به زبان روان😊 🍃🍃🍃 دوم🍃🍃🍃 ✍️ ببینید چوب مسواک جز هست ما امروزه از عضو های مختلف خودمون کار می کشیم ولی به اندازه ای که کار می کشیم مواد غذایی مفید به اعضا بدن نمی رسونیم!! علتش بودن مواد غذایی امروزی و سبک تغذیه شیر تو شیر امروزی هست 👌مثلا کباب کوبیده می خوره با جوجه کباب فکر می کنه خیلی کار خفنی کرده هیچ کدام جذب درستی نمیشن گوشت مرغ قاطی با گوسفند بیشتر هضم میشه و میشه چون گوشت گوسفند طول می کشه تا هضم بشه این گوشت گوسفند قاطی میشه با گوشت مرغی که خراب شده ✍️اول خراب میشه دوم بخارات اون ها رو نابود می کنه!!!! 👌کلا به به شدت هست 👌هر کس معده خراب تری دارند دندان خراب تری دارد بخارات معده خراب دندان ها هستند!!!! ✍️تا می تونید آداب تغذیه رو یاد بگیرید تا به دست خودتون خودتون رو به نکشید هر کس آب با غذا می خوره دندان های خراب تری داره https://eitaa.com/zandahlm1357
aac_Mobina - Mojazat-1.mp3
20.65M
🎙 📓 👈 اول 📌این داستان؛ مجازات روی تخت بیمارستان 🏨 ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
aac_Kowsar +14.mp3
9.55M
🎙 📓 ؟! 👈 سوم 📌این داستان؛ 14+ 😳 ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
aac_Dokhtari Ba Mooye Tiq Tiqi.mp3
11.83M
🎙 📓 ؟! 👈 پنجم 📌این داستان؛ دختری با موهای تیغ تیغی🌞 ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
aac_Fatemeh - Khanoom Dr Famil.mp3
18.36M
🎙 📓 ؟! 👈 ششم 📌این داستان؛ خانم دکتر فامیل🩺💉 ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
aac_Mobina- Mahi Goli.mp3
8.63M
🎙 📓 ؟! 👈 هفتم 📌این داستان؛ ماهی گلی را قورت نده🐠 ┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄ 💯@zandahlm1357
aac_Mobina - Baba.mp3
8.95M
🎙 📓 ؟! 👈 هشتم 📌این داستان؛ بابا دوستم نداره ؟!! 😭 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌┄┅═✧☫✧═┅┄ 💯@zandahlm1357
aac_Kowsar - Emtehan.mp3
8.18M
🎙 📓 ؟! 👈 نهم 📌این داستان؛ صبحِ روشن امتحان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌┄┅═✧☫✧═┅┄ 💯@zandahlm1357
aac_Kowsar 2 - Bi Namaz ha-1.mp3
11.28M
🎙 📓 ؟! 👈 یازدهم 📌این داستان؛ بی نمازها خوشبخت ترند؟! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌┄┅═✧☫✧═┅┄ 💯@zandahlm1357