5.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥چگونه امکان دارد که امام در آن واحد در دو جا حضور داشته باشد و ناظر ما باشد⁉️
#استاد_کلباسی
#گامی_به_سوی_ظهور
🔶🔹🔶
https://eitaa.com/zandahlm1357
هدایت شده از #مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
هنر آن است ڪه بمیرے پیش از آنڪه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند ڪه چنین مردهاند...
https://eitaa.com/zandahlm1357
✅ تو مقر نشسته بودیم که یکی تعریف کرد یه نفر مادر شهید رو کتک زده فلان جا، شهید داوود آجرلو از جا
پردید و گفت کی؟ کی جرأت کرده؟ کجا؟ سریع پیگیری کرد، نشونی گرفت، با تویوتا و کلت کمری
حرکت کرد به سمت تهران، از قول خود شهید :اون فرد رو پیدا کردم و گفتم فلان مادر شهید رو تو زدی؟
گفت آره به تو چه؟ گفتم خیلی باصفایی! اینا ارث پدرشونو از ما میخوان! حالا چطوری زدی؟ اومدم تشکر
کنم ازت. گفت با لگد زدم تو شکمش پرت شد رو زمین! گفتم با کدوم پا زدی؟ گفت : با همین پای
راستم !یه تیر زدم تو زانوش و الان در خدمت شما هستم.
#شهید_داوود_آجرلو
https://eitaa.com/zandahlm1357
❌❌سه عامل شایع در بگومگوهای زناشویی😡😠
❌۱- باید
⚜〰زمانی که به همسرتان میگویید: «باید (نباید) این کار را انجام دهی» این ذهنیت در فرد به وجود میآید که شما در مقام و جایگاه بالاتری قرار دارید یا بهتر از او میتوانید خوب را از بد تشخیص دهید، این واژه معمولاً نقطه آغازی برای یک دعوای جانانه است. میتوانید از این عبارت یا جملات مشابه استفاده کنید: «به نظرم خیلی خوب میشد اگر این کار را انجام میدادی»
🚫۲-تو
⚜〰زمانی که میخواهید در مورد مسئلهای نظر دهید استفاده از واژه پرکاربرد و مرسوم "تو" چندان توصیه نمی شود. واژه "تو" در جملهای مثل «تو هیچ وقت به صحبتهایم گوش نمیدهی» در ذهن همسرتان معادل جمله «همش تقصیر توست» است.
با بکارگیری واژه "تو" انگشت اتهام را بیآنکه متوجه شوید، به روی شریک عاطفیتان نشانه میگیرد. به خصوص در مواقعی که طرف مقابل از موضوعی شاکی و دلخور باشد، هر جملهای که در ادامه واژه "تو" بیاید را تهمتآمیز قلمداد میکند.
📛۳- انتظار
⚜〰 ما در ذهن خود افراد را بر اساس توقع و انتظاراتی که از آنان داریم طبقهبندی میکنیم، به عنوان مثال، شما از دوست نزدیکتان توقع دارید، اما این توقع قابل مقایسه با انتظارات ذهنیتان از یک دوست عادی نیست.
💠این قضیه زمانی مسئلهساز میشود که زن و شوهر انتظارات متفاوتی از هم داشته باشند، استفاده از جملاتی همچون «انتظار داشتم (نداشتم) این کار را انجام دهی» بسیار اهانتآمیز است.با ادای این جملات به طور غیر مستقیم به همسرتان میگویید : تو نمیتوانی به مسئولیتهای خود به عنوان یک همسر عمل کنی! فرد با شنیدن چنین جملاتی احساس م
کند مورد "قضاوت" واقع شده است و به احتمال قوی واکنش منفی نشان می دهد.
https://eitaa.com/zandahlm1357
❓سوال:
❇️مرد تا چه اندازه اختیار دارد همسر خود را ملزم به پوشش و آرایش خاصی نماید؟ و زن تا چه حد باید به حرف شوهرش در اینباره گوش دهد و رعایت #حجاب یا رعایت نکردن آن را الزامی بداند؟
✍️پاسخ:
✅مسئله پوشش و آرایش ربطی به دستور یا نهی شوهر ندارد بلکه حکم خدا است و خانمها باید در جاهایی که حجاب واجب است یعنی در نگاه نامحرم مراعات کنند حتی اگر شوهر مخالفت کند.
👈بعکس در جاهایی که حجاب واجب نیست، اطاعت از امر شوهر به حجاب باز هم واجب نیست؛ مگر اینکه موردی باشد که اگر خانم اطاعت نکند، اختلاف یا مشاجره به وجود میآید و خدای ناکرده منجر به جدایی خواهد شد یا ترس از این باشد، در اینجا چون امر مهمی در میان است اطاعت لازم میباشد.
📚منبع:
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری؛ احکام پوشش و آرایش.
#احکام
https://eitaa.com/zandahlm1357
.......:
✅ حکایتی واقعی و بسیار آموزنده :
از لحظه ای که در یکی از اتاق های #بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من #مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان #مرخص شود و شوهرش میخواست او همان جا بماند. از حرفهای #پرستارها متوجه شدم که زن یک #تومور دارد و حالش بسیار #وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.
یک خانواده #روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد #دانشگاه شده و یک پسر که در #دبیرستان درس میخواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانهشان زنگ می زد. صدای مرد خیلی #بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده میشد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمیکرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون میروید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درسها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد #بهتر میشود. به زودی برمیگردیم...»
چند روز بعد، پزشکها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که #گریه میکرد گفت: «اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچهها باش.»
مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر #پرچانگی نکن.»
اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت، پرستاران زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. #عمل_جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از #خوشحالی سر از پا نمیشناخت و وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به #بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شبهای گذشته به خانه #زنگ نزد. فقط در کنار #تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بیهوش بود.
صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمیتوانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن میخواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد میخواست او همان جا بماند.
همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ میزد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار میشد. روزی در راهرو قدم میزدم. وقتی از کنار مرد میگذشتم، داشت میگفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب میشود و ما برمیگردیم.»
نگاهم به او افتاد و ناگهان با #تعجب دیدم که #اصلا کارتی در داخل #تلفن_همگانی نیست. همچنان با تعجب به مرد روستایی نگاه می کردم که متوجه من شد، مرد درحالی که اشاره میکرد #ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که #مکالمه تمام شد.
بعد آهسته به من گفت: «خواهش میکنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلاً برای #هزینه عمل جراحیش #فروخته ام. برای این که نگران آیندهمان نشود، #وانمود میکنم که دارم با تلفن حرف میزنم.»
در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن های با صدای بلند برای خانه نبود! بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود.
از رفتار این زن و شوهر و #عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی #حقیقی که نیازی به بازیهای رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز #تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را #گرم میکرد.
https://eitaa.com/zandahlm1357