در میانهی جنگ سربازان صدایی را میشنیدند که فریاد میزد 《 محمد مرده است》
عدهای ترسیدند و میدان برده را از دست دادند و تنها عدهی کمی ماندند
پیامبر خطاب به آنها فرمود 《صدایی که شنیدید،صدای شیطان عقبه بود برای درهم شکستن مقاومتتان》
و بعدتر خواندند
《 وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ ۚ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا ۗ وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
و محمّد جز فرستاده ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی گذشته اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟!
و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی رساند؛ و یقیناً خدا سپاس گزاران را پاداش می دهد.》
اینبار هم شاید صیحهی شیطان باشد خبرهایی که میشنویم یا
زبانم لال...
اما هرچه شد بدانیم و بدانند باید پای انقلابی که هزاران هزار خون برایش ریخته شده بمانیم
ما عزیزترین جانهایمان را پای انقلاب گذاشتیم و
نترسیم و بترسانیمشان که خداوند در تقدیر ما نابودی آنها را نوشته است
یخ کردم تمام بدنم داره میلرزه
اشکم سرازیره
اما باقیش بمونه برای بعد
آقاجان سلام مارو به سیدالشهدا برسان و بدون ماها هستیم برای گرفتن انتقام خونت
این جهان بعد از سیدالشهدا ادامه پیدا کرد و خونهای کربلا زمینهساز نابودی بنی امیه شد
عزیزترین مارو زدند جهان رو براشون ناامن میکنیم. پنج دهه مبارزه کرد و خونش مهرپایانی میزنه بر شجره خبیثه شیاطین
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷آخرین سخنرانی آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
✏️ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
Farsi.Khamenei.ir
خیابون دانشگاه رو اومدم به سمت پایین که یکباره خودم رو سر خیابون کشوردوست دیدم
آشنای این خیابونم از سالها قبل که به امید جا کردن خودمان در حسينيه ساعتها میایستادیم.
مسیر هر روزهام بود و هربار چند دقیقه با لبخند نگاهش میکردم گویی او میانهی خیابان ایستاده و برایم دست تکان میدهد
و این چند وقت رویاپردازی میکردم برای روزی که کتابم چاپ شد قرار است کشوردوست را پایین بروم و برای به آغوش کشیدن تقریظ رو
اما امروز با دیدن آوار تمام جانم فرو ریخت. در ته خیالم هم گمان نمیکردم مقابل کشوردوست زانوهایم خالی شود و روی زمین بنشینم
اصلا مگر نمیگفتند تو اینجا نیستی؟ چرا یکبار اجازه ندادی حرفهایشان حقیقت داشته باشد. چرا همیشه تو راستگوترین بودی؟
آنها به خیالشان رهبر ایران را کشتند و تهش خیابانهای این خاک مدتی عزاداری خواهد دید و بعد میتوانند به نقشههای شومشان برسند
اما حالا باید به تصاویر کشورهای دیگر نگاهکنند. به تمام آزادیخواهان جهان که این مرد را برای خود الگو میدانستند
به تصاویر پاکستان نگاهی بیندازند که با سنگ و چوب و سلاح به جان سرکنسولگری آمریکا افتادهاند
به مردم عراق که بر سر زنان فریاد انتقام خواهیم گرفت سر دادند
به شیعیان کشمیر که بر سینه میکوبند و مشتاقند برای گرفتن جان هرکس که جان او را گرفت
به خیابانهای اروپا و آمریکا باید چشم بدوزند که چقدر زود برایشان ناامن خواهد شد
ما عزیزترینخودمان را امروز به دست خدا سپردیم و رخت سیاه که نه، رخت رزم به تن کردهایم
رسممان است تا انتقام خون پدر نگیریم،آرام ننشینیم
《صم بکم عمی》 رو امروز به چشم دیدم
وقتی ساعتی قبل چندتن از نزدیکانم از ترس انفجار دم گوششان به خانهی ما پناه آوردند و تا نفسشان بالا آمد ابراز شادمانی کردند از شهادت آقای ما و دستبوس ترامپ برای این عملیات نجاتش!
میگفتند دبستان میناب کار خودشان است و جملات دیگر که از آن بیپدرهای تلآویونشین شنیدیم
بهت زده نگاهشان کردم. انگار غریبهترین آدمها را میدیدم. شیطان بر گوشها و چشمها و حنجرهشان بوسه زده که لرزش و فرو ریختن شیشههای خانهشان،آگاهشان نکرد.
از این حجم بلاهت نفس کم آوردم و به بهانهای از خانه بیرون زدم و به آسمان چشم دوختم.دماوند شفاف از مرکز تهران مشخص است.
غم نبودش بغض تا ابد من خواهد شد اما باید بمانیم شبیه به این دماوند تا این جماعت شاد از نبود قائدمان،اشک شود چشمهایمان
به ولله که ما در آخرالزمانیترین روزهای بشر زندگی میکنیم.
سیدمان گفت 《 اگر مقاومت کردید روز ظهور را خواهید دید》
داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم
چرا که ما امت آخرالزمانیم...
ما را این گمان نبود که
بعد از او بمانیم،
اما
او رفت
و زمین ماند
و ما نیز بر زمین، در این پهنه بیمنتهایی که عقل راه به جایی نمیبرد.
یک بار دیگر این رسول اکرم است که از دنیا رفته است،
یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است،
یک بار دیگر این فاطمه است و حسن است و حسین است که ما را داغدار کرده اند،
یک بار دیگر این مهدی است که در حجاب غیبت رفته است.
شهیدسیدمرتضی آوینی
سختترین افطار عمرم برای امروز بود
وقتی که لقمهی اول با بغض تشنگی و گرسنگی روزهدار شهیدمون همراه شد