🌿 #حرف_خودمونی 🌿
🌺🌾🌺🌾🌺🌾🌺🌾🌺
⚜جلوی در ایستاده بودم و آمدنشان را تماشا میکردم ، دست هم را نگرفته بودند اما لبخندشان از دور مشخص بود ، دلم می خواست جور دیگری ببینمشان "دست در دست و دوشا دوش" ...👫
❣آمدند کفش هایشان را در آورند و وارد خانه شدند .
💔زن ، کفش هایش را آنطرف جفت کرد و مرد کمی دورتر ، دلم میخواست اتفاق دیگری می افتاد "کفش هایشان را کنار هم جفت میکردند"...
💛فکر مشغولم را برداشتم و یک گوشه نشستم ، با خودم گفتم از نگاه هر آدمی عشق تعاریف خاص خودش را دارد ، شاید دست در دست و دوشا دوش راه رفتن یا جفت کردن کفش ها کنارهم یا اصلأ هر اتفاق کوچک دیگری بنظر خیلی ها آنقدر مهم نباشد اما من میگویم توی دنیای عشق نباید هیچ چیز را دست کم گرفت ، عشق نشانه های عجیبی دارد و عاشق بودن نکته های ظریفی ، که اگر نادیده گرفته شوند بلای "عادی شدن" می افتد به جان زندگی آدم !
❣ نباید از کنار نشانه ها ساده بگذریم ، نباید بگذاریم عشقمان زود رنگ کهنگی به خود بگیرد و قدیمی شود...
💞مثلأ هیچوقت کفش هایتان را دور از کفش های همدیگر جفت نکنید و یکدیگر را تنها نگذارید ,
💞 آخر میدانی من فکر میکنم " آدم اگر عاشق باشد کفش های معشوقه اش را هم تنها نمی گذارد چه برسد به خودش را "
....
💖بیا با همه فرق داشته باشیم و از کنار نشانه ها ساده نگذریم....
💠نازنین عابدین پور
🔻کانالی ویژه زوجین عاشق 💞
http://eitaa.com/joinchat/766377995Cae42414a21
#کانال_آموزش_خانواده_بهشتی 👆
🌟 #خانوما_بدونن
دوست خوبم
🔴وظیفه اصلی یک خانم وقتی ازدواج می کنه و میشه یک همسر !
❌نه خوب بچه داریه
❌ نه خانه داری
❌ نه پول دراوردن و
❌ نه خیلی چیزای دیگه که ما فکر می کنیم !
✅✅✅بلکه خوب همسرداریه!
😁نمیگم بقیش بده و نباشه ولی وظیفه تو نيست 😊
🤔بلد نیستی؟
😳یاد بگیر !
😡❌❌افسردگی ،❌تنبلی ،❌بی حوصلگی، ❌بی حسی،❌غرور ،❌خجالت و خیلی چیزای دیگه رو باید بزاری کنار .
😊🙈همسر شدن فقط عشق بازی و بوسه و ...نیست!
✅👍همسر شدن
📢 سیاست می خواد
📢 تعقل می خواد
📢 تفکر می خواد
📢زبون می خواد
📢نشاط می خواد
📢 تحمل می خواد
و خیلی چیزای دیگه !...
👍👍👍و واسه یک بانو اینا اصلا کار سختی نیست.
✅خدا همه اینها رو تو درون همه زنهای عالم گذاشته این خود خانومه که باید استعداد 💪نهفته اش رو بیدار کنه.😍😍
🔰برای تحول در زندگیتان با ما همراه شوید🔰
http://eitaa.com/joinchat/766377995Cae42414a21
#کانال_آموزش_خانواده_بهشتی 👆
19.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #همسرانه
🎤 دکترشاهین فرهنگ
📝گویشتان را درست کنید
نگویید مشکل دارم
بگویید مسئله دارم
ادامه کلیپهای در 🔰🔰
http://eitaa.com/joinchat/766377995Cae42414a21
#کانال_آموزش_خانواده_بهشتی 👆
#تاثیر_رسانه
#مدیریت_شبکه_مجازی
#اعتیاد_مجازی
‼️💗دوستی های مجازی
این روزها به يمن شبکه هاي اجتماعی دوستی های مجازی نیز شکل گرفته ،
♨️زنی که در رختخواب در کنار همسرش است ولی با گوشی با مردی که همکار یا عضو یک گروه هستند چت می کند مرد نيز به بهانه هاي واهى همسر خود را می پیچاند تا با خانمى که در یک گروه.هستند خوش و بش کند.
📚درکتاب تذکره الاولیاء، داستان دلچسبی از بایزید بسطامی روایت شده که می تواند الگوی مناسبی برای 'دوستی های اجتماعی' این روزهای ما باشد!
🎗احمد خضرویه -مرید بلندمرتبه ی بایزید بسطامی-همسری داشت به نام 'فاطمه' که از نوادر زمانه بوده است. گفته اندکه فاطمه با بایزیدبسطامی دوستی بسیار نزدیکی داشته و با ایشان بی مهابا(خودمونی)سخن گفته است. این مسئله البته صدای شوهررا در می آوردو بافاطمه بحثشان بالامی گیرد.فاطمه به شوهر می گوید: 'عزیزم، تو محرم طبیعت من می باشی و بایزید محرم طریقت من' احمد که می فهمد این دوستی خوشبختانه پاک است و اجتماعی، آرام می گیرد.(ناگفته نگذارم که احتمالا فاطمه این تفکیک محرم طبیعت ومحرم طریقت رااز عارفه ی بزرگ، بانو رابعه عدویه آموخته است که در یک رباعی عربی به خداوند می گوید: من تو را در دل محرم خود قرار داده ام و تن خود را به آنکه بخواهد با من بنشیند بخشیده ام) از بحث دور نشوم;
🎗خلاصه دوستی اجتماعی فاطمه و بایزید ادامه داشت تا اینکه یک روز فاطمه به دستان خود 'حنا' می زند، بایزید کنجکاوی می کند و می پرسد: 'فاطمه از بهر چه حنا بسته ای؟' فاطمه پاسخ تکان دهنده ای به استاد می دهد: 'تا این غایت تودست و حنای من ندیده بودی. مرابا تو انبساط بود.اکنون که چشم تو براین هاافتاد،صحبت مابا تو حرام است' به تعبیر دیگر، فاطمه همین که می بیند بایزید -با آن همه وارستگی و پاکدامنی -به اندازه ی پرسشی ساده، از وادی طریقت به صحرای طبیعت درغلتیده است و وارد حریم شخصی می شود، روی از او می پوشد و دیگربااو هم سخن نمی شود!
✅درست اینجاست که مفهوم عمیق تعهد و پایبندی به زندگی زناشویی، معناومفهوم پیدامی کند.
❎اینکه بهراسیم، اگر همسر ما با مردی بیگانه هم کلام شود کلاهمان را باد خواهد برد، به گمان من دلهره ای بی مورد و باوری آزاردهنده است.
♻️نه هیچ زنی می تواند شوهر را از همه ی زنان دیگر دور نگه دارد و نه هیچ مردی می تواند - به تعبیر مهستی گنجوی- همسر خود را در 'حجره ی دلگیر' زندانی کند.
✅‼️ و حالا که این واقعیت زمانه ی ماست، باید بیاموزیم که 'فاطمه وار' دوستی های اجتماعی خود را مدیریت کنیم و نگذاریم کسی به آسانی از 'حنای حریم شخصی مان' چیزی بپرسد که این دیگر دوستی پاک نخواهد بود.
🔅چنانکه قطب الدین ابوالمظفر المروزی در مناقب الصوفیه می گوید: 'تا مادام که در دوستی، غرض هوا و طلب وصال و طمع نصیب نفس می یابد. آن دوستی را محبت نشایدگفت بلکه آنرا هوا گویند'
🔰کانالی ویژه زوجین برای بهبود روابط زناشویی🔰
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#بسته_سلامتی
❣#تخم_کدو
این تخمه جادویی سرشار از منیزیم بوده و برای
❣پروستات
❣انگل زدایی
❣پوکی استخوان
❣کاهش کلسترول
❣وپیشگیری از سرطان مفید است
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨﷽✨
✨ #پندانـــــــهـــ
💕ناراحت شدن
دسـت مـــا نیست
اما
ناراحت ماندن دست ماست ،
پس اجازه ندهیم
که،
رفتار تلخ دیگران،در ما اثر کند
و روزگارمان را تلخ کند …!!
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#آی_پارا
#پارت_سی_هشتم
اصلا چرا می خوایین کمک کنین؟ یه کلفت که به خان زاده ازش خواستگاری کرده باید الان خیلی خوشحال باشه نه ؟ مادرتون که فکر می کنه همه واسه ی شما و پدرتون تور پهن کردن . وضع مالی شما کجا و اینا کجا ؟ منی که به نظر مادرتون تو کمین شما بودم ، الان که باید خیلی خوش به حالم شده باشه . نه ؟ چرا فکر می کنید به این وصلت رضا نیستم و ترجیح می دم بی هیچ سوالی به شما اعتماد کنم و کمک شما رو بپذیرم
عروس یه همچین خونواده ی با اصل و نسبی بشم ؟ تایماز بازم جلوتر اومد و درست روبروی من ایستاد . دستشو دراز کرد که بازومو بگیره .اما یه قدم عقب رفتم و گفتم : دستت به من بخوره ، کل این خونه رو می ریزم اینجا . دستش رو کشید عقب و گفت : تو چت شده آی پارا ؟ من کاری باهات ندارم . گفتم : ببین خان زاده من دلیل واقعی حضور شما تو اینجا و این وقت شب رو نمی فهمم. یا درست و حسابی بگین هدفتون چیه یا لطفا از اتاق من برید بیرون . نمی خوام مادرتون فکر بد بکنه من به اندازه ی کافی بدبختی دارم. گفت : من به آیناز قول دادم از تو حمایت کنم و کمکت کنم درس بخونی. تو با این ازدواج دیگه نمی تونی درس بخونی . اینطوری منم پیش خواهرم بد قول می شم. گفتم : اگه دردتون اینه من خودم بهش نامه می دم که نمی خوام درس بخونم . می خوام شوهر کنم . حالا چی مشکلتون حل شد ؟ تایماز عصبی گفت : پس نگو تصمیمت رو نگرفتی . بگو خیلی هم خوشحال شدی که خواستگار پیدا کردی و از خدات بود زود شوهر کنی . مادرم حق داشت نگران بود . تو رو چه به درس خوندن؟ طاقت این همه توهین رو نداشتم من از حرصم گفتم می خوام زن این پسره بشم اما اگه می دونستم بانو و خان بعد از جواب منفی چند برابر اذیتم نمی کنن و قرار درس خوندنم سرجاشه ، هرگز جواب مثبت نمی دادم. حقم نبود اینطوری بهم بتوپه . خسته تر از اون بودم که جوابش رو بدم. همونجا رو زمین نشستم . تایماز دید که ناراحت شدم . دیدکه با حرفاش ته مونده ی غرورم رو شکست . متوجه شد که بد کرده . زانو به زانوی من نشست. سرم پایین بود و آروم گریه می کردم. دیگه از دیده شدن اشکام هم ترسی نداشتم . چونه ام رو با دستش گرفت و سرم رو آورد بالاو گفت : تو داری گریه می کنی ؟ ببخش نمی خواستم اون حرفا رو بزنم
-------------------
••••●❥JOiN👇🏾
@tafakornab
@zendegiasheghaneh