#آی_پارا
#پارت_هشتادوهفت
تایماز اگر چه آدم معتقدی نبود اما به اصول اخلاقی به شدت پایبند بود . جوری که من حرکت زننده و زشتی رو تو این مدت ازش ندیده بودم . نمی دونم چقدر زل زدیم تو چشمای همدیگه که با لبخندی محزون ، زمزمه وار گفت : کی مال من می شی خاتون ؟ آروم گفتم : چرا اینقدر محزون ؟ گفت : نباید باشه ؟ مردم عشقشون فرسنگها ازشون دوره اما با دیدن اون تو خواب ، از خود بی خود می شن . من چقدر باید بدبخت باشم که هم دارمت و هم ندارمت . سخته آی پارا خیلی برام سخته . پشیمونم از اینکه زود برگشتم خونه . پشیمونم از اینکه مرد اون نبودم که بتونم از جلوی در بی هوا بشم و وسوسه ی تماشای ظرافتهات من رو از راه بدر نکنه. پشیمونم از اینکه زودتر از پایان قرارمون این همه ظرافت و زیبایی رو دیدم. حالا کارم سخت تر شده . من این هفت ماه رو به مدد پرونده های به خدا امروز با دیدنت ، تحمل این ده روز رو ندارم . باور کن نمی دونم چه مرگمه !!! دخترای بی حجاب و زیبای فرانسوی هیچ وقت نتونسته بودن احساسات من رو به غلیان در بیارن . زنای بی حجابی که تو مهمانی های فرماندار و وزیر و وکیل می بینم با سنگ برام توفیری نداره . اما تو .... تو لامصب داغونم می کنی .خودم خیلی دنبال چراش بودم . اما فقط به واژه ی عشق رسیدم و بس. شاید اینطور بی پرده حرف زدن دچار سوء تفاهمت کنه ، اما منظور من از حس کردنت ، از لمست فقط حضورته ، فقط بودنته و بس. نه چیز دیگه . دوست دارم بغلت کنم . ساعتها فقط نگاهت کنم .اینکه بدونم مال منی . فقط برای منی و تو حصار دستام بگیرمت و کل دنیا رو ازت دور نگه دارم ، برام خیلی شیرین و در عین حال دست نیافتنه. حرفاش اونقدری حلاوت داشت که مسخش بشم ولی هنوز مستش نشده بودم که نفهمم چیکار میکنم . سرم پایین بود و با دستام همه هیکلم رو پوشونده بودم . دلم می خواست بشینم واون همینطور آروم برام از دوست داشتم بگه . اما می ترسیدم نتونه به قولش پایبند بمونه . درست شب امتحان به ماجرای جدید نمی خواستم . خدا از درونم خبر داشت و امداد غیبی برام فرستاد . اکرم تو آستانه ی در ظاهر شد و چون از حضور بی موقع اربابش تعجب کرده بود بی در نظر گرفتن موقعیت من و اون که خیلی تو چشم بودیم گفت : ! آقا شما کی اومدین ؟ همین حرفش کافی بود که تایماز از اون حس و حال در بیاد . و بلند بشه . به طرف اکرم رفت و گفت : همین الان و از اتاق بیرون رفت . فرصت رو غنیمت شمردم و گفتم : منم الان دیدمش . خیلی بد شد من رو اینجوری دید . لبخندی زد که هزار تا معنی می داد . اما من معنی خوبش رو در نظر گرفتم و از اتاق رفتم بیرون و سریع رفتم اتاق خودم تا لباسهام رو عوض کنم. 31 خرداد 1310 مصادف بود با گرفتن کارنامم.انقدر سردرگم و مضطرب بودم که کارهای غیر ارادی می کردم . یه بار دست تایماز رو می گرفتم ، یه بار که اون دستم رو گرفته بوده به زور از دستش می کشیدم بیرون ، حرف می زد جواب نمیدادم، بعدش شروع می کردم به حرف زدن های بی ربط و بی مورد . مثل یه دیوانه رفتار می کردم . تایماز که ظاهرا متوجه وضع نابسامان روحیم شده بود با طمأنینه باهام برخورد می کرد .بلاخره رسیدیم . قرار بود به یکی از ادارات داخلی وزارت فرهنگ بریم که مسئول امتحانات نهایی پایه ی نهم بود . تایماز ازم خواست رو نیمکت سبز رنگ توی راهرو بشینم و خودش رفت تو یکی از اتاقها . بعد از اون اتاق اومد بیرون و رفت تو یکی دیگه . داشتم دیوانه می شدم . پس چرا نمی دن این نامه ی اعمال رو . بلاخره از اتاق سوم اومد بیرون و گفت : بیا تو آی پارا. با قدمهای لرزون وارد اتاق شدم . مرد شکم گنده ای با سر کم مو و سبیل از بنا گوش دررفته که به کراوات پهن زده پشت میز نشسته بود . با دیدن من یه نگاه اجمالی بهم کرد و گفت : روبندت رو بردار خانوم . مستاصل به تایماز نگاه کردم که چشماش رو رو هم گذاشت که یعنی باشه . روبند رو بردم بالا. مرد به نگاه گذار بهم کرد و گفت : آی پارا یوسف خانی هستی؟ گفتم : بله . دفتر بزرگی رو گرفت طرفم و گفت : بیا اینجا رو انگشت بزن و کارنامت رو بگیر. شما چون متفرقه امتحان دادی و سر کلاس نبودی ، کلرنامت دیر حاضر شده. کارنامه رو که گرفتم سریع نمراتم رو از نظر گذروندم . همه رو قبول شده بودم . این یعنی من موفق شدم ؟ تایماز کارنامه رو ازم گرفت و نگاهی بهش کرد و بعد با رضایت سرش رو بلند کرد و گفت : مبارکه !!! من می دونستم تو می تونی . این معرکه ست. چه نمرات خوبی هم گرفتی ! امین هم حتما خوشحال می شه. از اینکه تونسته بودم سربلند بیرون بیام خیلی خوشحال بودم و مرتب تو دلم خدا رو شکر می کردم . تایماز رو به مرد گفت : برای ثبت نام ایشون برای آموزش تو مقطع ابتدایی ،کجا باید بریم ؟ مرد یه نگاه بهم کرد و گفت : ایشون ؟ تایماز محکم گفت : بله
-------------------
••••●❥JOiN👇🏾
@tafakornab
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
🌛 #متن_شب🌜
خورشید
جایش را به ماه میدهد
روز به شب
آفتاب به مهتاب
ولی مهر خدا
همچنان با شدت میتابد
امیدوارم قلب هاتون
پر از نور
درخشان لطف و رحمت خدا باشه✨
شبتون بخیر 🌟🌙
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
🍃با دستهای خالی به دنیا آمده ایم
با دستهای خالی هم از دنیا خواهیم رفت
پس،
🌹نگران چیزهایی ڪه آرامش را از تو می گیرند نباش...
🍃نگرانی، مشڪل فردای تو را از بین نخواهد برد ،
اما آرامشِ امروزت را قطعا از تو خواهد گرفت...
🌹ﻧﮕﺮاﻥ ﻓﺮﺩاﻳﺖ ﻧﺒﺎﺵ..
ﺧﺪاﻱ ﺩﻳﺮﻭﺯ و اﻣﺮﻭﺯﺕ ،ﻓﺮﺩا ﻫﻢ ﻫﺴﺖ..
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﻧﮕــــــــــــﺎﻩ
خدا...
🍃امیدوارم همیشه در نگاهش باشی
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹
🍃الهی به امیدتو🍃
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💚بر احمد و خُلق
مهربانش صلوات
💚بر حیدر و صبر
بیکرانش صلوات
💚ازفاطمه، مجتبی
و مظلومِ حسین
💚تا حضرت
صاحب الزمانش صلوات
💚✨اَللّهم صَلِّ عَلى محمّد
💚✨وَ آلِ محمّد
💚✨وعجل فرجهم
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#مهـدی_جان
یڪ جمعه بہ لطف حق تو را میبینیم
در جمـع تمام شهـدا میبینیم
ما پرچم سـرخ یا لثـارات تـو را 🚩
درگوشہی صحن ڪربلا میبینیم🕌
#یا_مهدی_ادرکنی
🌼أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌼
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سلام_اربابم
"یا اباعبدالله"
صبح شد باز دلم تنگِ تو💔
از دور سلام
تو نیاز و ضربانِ دلمے، ختمِ ڪلام
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین"ع"
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🕯ای نام تو از نام خدا
🖤يا حضرت زهرا (س)
🥀ذكر تو شفای دردها
🖤يا حضرت زهرا (س)
🥀از بهر خدا به ما كن نظری
🖤یا حضرت زهرا (س)
🥀حاجات همه روا نما
🖤يا حضرت زهرا (س)
🥀ایام فاطمیه و شهادت
🖤حضرت فاطمه (س) فاطمه تسلیت 🏴
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#حضورآمریکا_درمنطقه_بایدتمام_شود☝️
🍃 #نماز_روزجمعه:
،،پس ازنمازظهرجمعه
🌺دورکعت نماز گذارد و درهر رکعت
بعد از حمد ۷ توحید بخواند
🍃 #ذکر_روزجمعه،100مرتبه
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ
🍃وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
این ذکر بهترین داروی ،معنوی است
📚 مفاتیح الجنان
أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#پیام_سلامتے
صبح ها با معده خالی خرما بخورید
کسی که با معده خالی خرما میخورد ،
کمتر دچار کمخونی میشود
و بدنی مقاوم در برابر باکتریها و ویروسها دارد
همچنین بخاطر افزایش سوخت و ساز بدن باعث لاغری می شود...
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼تقدیم به شما
🍃آدینه مبارک
🌼دوستان خوبم
🍃آدینه تون پراز شادی
🌼امیدوارم
🍃یه روزعالی راکنار
🌻خانواده ودوستان
🍃داشته باشید
🌼ثانیه ثانیه امروز رو
🍃به خوشی سپری کنید
🌼در کنار عزیزان تون