eitaa logo
زندگی مهدوی
64 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2هزار ویدیو
35 فایل
سلام بزرگواران هرچه برای زندگی مهدوی مفید است تقدیم میشود امیر حسین زاده پزشک، نویسنده و پژوهشگر دینی، سخنران مجالس قرآنی و اهل بیتی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیت الله خوشوقت حضور در مسجد؛ راحت ترین راه تربیت فرزندان 💠 پدر و مادر باید دست بچه‌‌‌ها را بگیرند و بیایند . در مسجد حرف دین سالم زده می‌‌شود و عمل به دین سالم دیده می‌‌شود. مسجدی‌‌‌ها می‌‌خوانند و می‌‌گیرند؛ لذا بچه‌‌‌ها می‌‌بینند و با مسجد و نماز آشنا می‌‌شوند ... اما در خانه نوعاً پدر و مادر نمی‌‌توانند بچه‌هایشان را تربیت کنند... 🔶 راحت‌ترین راه این است که پدر، دست خانواده را بگیرد و به مسجد بیاورد. همه آن‌ها در مسجد چیزهایی می‌‌بینند که آن‌ها را تربیت می‌کند. بچه می‌‌بیند مردم نماز می‌‌خوانند؛ لذا نماز خواندن بر او چاپ می‌‌خورد. می‌‌بیند در ماه رمضان همه روزه می‌‌گیرند، چاپ می‌‌خورد. می‌‌بیند عده‌ای منبر می‌‌روند و از می‌‌گویند، چاپ می‌‌خورد. می‌‌بیند روضه می‌‌خوانند و گریه می‌کنند، چاپ می‌‌خورد. 💠خلاصه همه‌ی این‌ها است. بدون زحمت، خود به خود بچه‌‌‌ها بار می‌‌آیند. انسان می‌‌بیند بعد از مدتی بچه نماز می‌‌خواند و حمد و سوره‌اش هم درست شده است. اما اگر بخواهی آن‌ها را به مسجد نیاوری و خودت آن‌ها را درست کنی، حتی اگر بیست و چهار ساعت هم بنشینی، درست نمی‌‌شود. 🔶در مسجد بدون زحمت هم یاد می‌‌گیرد، هم با آدم‌های خوب می‌کند و خستگی‌اش در می‌‌رود و اُنسش تأمین می‌‌شود، و هم تربیت و تعلیم یاد می‌‌گیرد. اگر در اثر نیامدن پدر و مادر به مسجد، بچه هم نیاید، در بیرون، نخواهد شد... بنابراین باید پدر و مادر حواسشان جمع باشد و بچه‌‌‌ها را به عنوان امانت بپذیرند و تربیت کنند.
به نام نامی ، بسمه‌ تعالی بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر 🌴 فقط به تربت اعلات، خواهم کرد که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر 🌷 قسم به معنی لا یمکن الفرار از که پر شده است جهان، از سرتاسر 🌹 نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر 🌞 سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند می‌روم با سر 💐 هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر » 🌴 همان سری که “یحب الجمال” محوش بود جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر 🌷 سری که با خودش آورد بهترین‌ها را که یک به یک، همه بودن سروران را سر 🌹 زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان گفت: حبیبا! بگیر از ما سر 💐 سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی"گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر 🌞 بنازم ” أم وهب” را، به پاره تن گفت برو به معرکه با سر ولی میا با سر 🌴 خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید گذاشت آخر سر، روی پای سر 🌹 چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید به روی زهرا گذاشت سقا، سر 💐 در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد همان سری است که برده برای لیلا سر 🌴 همان که احمد و محمود بود سر تا پا همان سری که خداوند بود، پا تا سر 🌴🌷🌴 پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد پر از شود آغوش دشت، سرتاسر 🌴 میان خاک، کلام مقطعه شد میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر 🌹 حروف اطهر و نعل تازه‌ي اسب چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر 🌷 تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر 💐 جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است جدا شده است و نیفتاده است از پا سر 🌞 صدای کهف الرقیم می‌آید بخوان! بخوان و مرا زنده کن سر 🌴 بسوزد آن همه ، بمیرد آن که آفتاب درآورد از سر 🌹 ، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟ به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر 💐 دلم هوای کرده است می‌دانی دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر 🌴🌷🌴 ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) دانابی شو؛ دانا شو!👇👇 📚 @dastanak_ir