eitaa logo
کانال کمیل.زهیر معصومی
6.3هزار دنبال‌کننده
8.7هزار عکس
6.3هزار ویدیو
75 فایل
پدرجان؛ راهت ، که همان دفاع از ولایت فقیه میباشد را ، تا بذل مُهجه ادامه خواهم داد...
مشاهده در ایتا
دانلود
(عاشورا در وادی این موجودات ) در پشت صحنه ماجرای عاشورا در عالم این موجودات مسائلی اتفاق افتاد که در نوع خود عجیب و شنیدنی است . یکی از این ماجراها , داستان زغفر جنی می باشد . بعضی از علما این داستان ها را رد می نمایند . ابتدا داستان هایی که در این باره آمده را نقل و سپس داستان را با روایتی متفاوت برایتان نقل خواهم نمود . { هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود. در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می اید. زعفرجنی گفت : کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟ دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در حین رفتن به آن شهر ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند . ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟ و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند . به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند . خود زعفر گفته است : وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران (ص) آغوش خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود: پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم . حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود و در هر نفسی که میکشید ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم . همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر زحمت کشیدی ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟! حضرت فرمود : خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم . اگر من در جای خود بمانم خداوند بوسیله چه کسی این مردم نگونبخت را مورد امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و.......... جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم ولی باید حجت بر مردم تمام شود تا آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود با دلیل هدایت شود .} @zohe72.کانال کمیل
(عاشورا در وادی این موجودات 2) در داستان شفاهی از مرحوم شیخ جفر شوشتری که از علمای بزرگ شیعه بودند اینگونه نقل شده است : 👇👇👇👇👇👇👇 👇👇👇👇 {جعفر شوشتري (ره) ، زعفر جني را خيلي دشنام مي داد . يك شب نشسته و مشغول نماز بود . تسبيح را به لعن كردن زعفر مي گذارد . يك دفعه مي بيند يكي از سقف پايين امد و گفت سلام عليكم . ديد غولي ايستاده است . گفت شيخ دل درد داري ؟ مرض داري ؟ تو عجب عالمي هستي ؟ ما مقلد تو بوديم وانوقت تو شب و روز مرا لعن مي كني ؟ براي چه ؟ شيخ گفت لعن ات مي كنم براي اينكه مي توانستي ولي كمك به ابا عبدالله نكردي ! چرا نرفتي كمك و ايستاديد و تماشگر بوديد ؟ زعفر جني گفت روز عاشورا عروسي ام بود و از تمام طوايف جن دعوت شده بودند كه براي مبارك بادم بيايند . مادرم امد با يقه پاره ! گفت تو نشستي اينجا و اباعبدالله را در كربلا بكشند ؟ برو حركت كن . عروسي را بهم زديم . هفتصد هزار جن را جمع كرده و به سمت كربلا حركت كرديم . به پنج ، شش فرسخي كه رسيديم ، ديديم هيچ راه نيست . از زمين و زمان و از بالا ، ملك و از پايين جن هايي راديدم كه در همه عمر انها را نديده بودم و نمي دانستم كه از كجا امده اند ! بر خود لرزيدم . راهي نبود . مايوس ماندم . هفتصد هزار جن ، در مقابل انهمه از جن و ملك ، مثل يك قطره اب كوچكي بودند كه در برابر رودخانه اي قرار گرفته اند . همينطور مانده بودم . حضرت اباعبدالله صداي الناصرش رسيده بود . تمام زمين و زمان پوشيده بود از ملك و جن و پري . حضرت به من اشاره اي فرمودند . تنها توانستم خودم بروم . اهسته رفتم و ركابشان را بوسيدم . عرض كردم امده ايم جان نثاري ، هرچه شما امر فرماييد . فرمودند احتياجي نيست . احتياج به اوست كه او جه خواهد . انچه امر شود ، اوست . بعد خيلي تقاضا كردم فرمودند نمي شود ، انچه به شما گفتم اطاعت كنيد گفتم چشم . اما يك كار امر شد كه انرا اجرا كنيم . فرمودند در راه شام به بچه هاي ما كمك كن . وقتي كاروان اسرا حركت كرد ، ما رفتيم زير تازيانه ها و حدود 150 شهيد داديم . تازيانه كه مي امد بر دوش مي گرفتيم . انگونه كه تو فكر ميكني نبوده است ، ما همكاري كرديم . وقتي برگشتيم امديم خدمت امام سجاد (ع) و با حضرت بيعت كرديم . اقا به من دستوري دادند و مامور بر تبليغ و ارشاد جنيان شدم . ايشان هم دعا كرده و فرمودند انشاالله تا هزار سال ديگر زندگي مي كني . بعضي ها ميگويند زعفر جني تا سال 1320 زنده بود ودر مسجد جامع افراد زيادي براي فاتح خواني امدند . عزیزان داستان ها در باره زعفر جنی و ماجراهای پشت صحنه عاشورا کم و بیش متفاوت است . در مورد اصل وجود زعفر جنی شکی وجود ندارد . و ایشان چندین سال پیش به رحمت خدا رفتند و برای ایشان در شهر مقدس قم مجلس ترحیمی با حضور علما (بیشتر علمای مرتبط با جنیان شیعه ) و همچنین تعدادی از سران جنیان شیعه از جمله سعفر پسر ایشان برگزار شد . فقیر از یکی از اساتید خویش که در آن مجلس حضور داشتند نقل دارم که میگفتند : آن زمان تازه متوجه شدم خدای من چه کسانی (از علما ) که فکرش را هم نمی کردم در این وادی دست دارند .😊 علی ای حال فقیر ماجرای پشت پرده عاشورا را متفاوت از آنچه که در کتب روایت شده است یافته ام . ان شاالله بدان خواهیم پرداخت . @zohe72.کانال کمیل
در انتظار ورود بدنیا⚠️ لشگر یاجوج‌ و ماجوج‌... @zohe72.کانال کمیل
جنگِ آخرالزمانی و دشمن پنهانی [۱] ✍️... این سلسله بحثی که می‌خواهیم آغاز کنیم؛ بسیار عجیب و چالش برانگیز است؛ چرا که درباره‌ی علیه انسان و مبانی جنگ‌های دخانی از درون قرآن است. قبلاً گفتیم که سوره صفّ، سوره‌ای مهدوی است؛ و مستقیماً به زمانه‌ی ما ربط دارد؛ چرا که بحثِ با دهان‌ها است که بخشِ قابلِ توجهی از آن توسط و دارد انجام می‌شود؛ در آیه ۸ مطرح شده است: «يُرِيدُونَ لِيُطفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفوَاهِهِم وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِه» این‌ها می‌خواهند را با دهانشان خاموش کنند؛ اما خدا نورش را می‌کند؛ اگرچه داشته باشند! این کافران طبقِ سوره صفّ سه دسته‌اند که عبارتند از: 1️⃣ [آیه ۲و۳] 2️⃣ و [آیات ۵تا۷] 3️⃣ و شیاطین که با وسوسه‌ها و سنگین پای در میدان این کفر علیه نورالله گذاشته‌اند. [آیه ۸] ▪️خطرِ این سه گروه، بالأخص آسیبِ و نیز آسیبِ به جبهه‌ی مقاومت بقدری زیاد است که خداوند در سوره صفّ، قبل ورود به بحثِ نورالله و تبیینِ در جبهه‌ی حقّ، پرده از شیطنت و خباثت این افراد برمی‌دارد که ما در پست‌های قبل کمی درباره‌ی مؤمنانِ منافق و رفتارهای بی‌خودی که دارند صحبت کردیم؛ و اکنون می‌خواهیم به و متّحدِ یهود بپردازیم که دو مصداقِ دیگر از «يُرِيدُونَ لِيُطفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفوَاهِهِم» هستند؛ یعنی افرادی که می‌خواهند نور خدا را با خاموش کنند. ‼️اگر بخواهیم خیلی دقیق، مستدل و قرآنی وارد این بحث شویم؛ ابتدا باید مسیر بحث را به شما نشان دهیم تا در ادامه، بدانید که چرا داریم وارد برخی از آیاتِ قرآن می‌شویم و دقیقاً چه از طرحِ این آیات داریم. به عنوانِ مثال، شروع بحثِ ما از همین آیه ۸ سوره صف خواهد بود؛ سپس سراغ آیاتِ ۲و۵ إسراء می‌رویم و درنهایت با ورود به آیه ۵۵ مائده و آیاتِ وکالت در قرآن، بحث را می‌کنیم؛ و زمانی که این سلسله بحث تمام شود؛ شما از عظمت ماجرا و شگفتی‌آفرین بودنِ آن، هم لذت می‌برید و هم حیرت می‌کنید. 🟤: خداوند در آیه ۸ صفّ، درباره‌ی تعدادی دشمن صحبت می‌کند که می‌خواهند با دهان نور خدا را کنند؛ اما موفق نمی‌شوند؛ و خدا نورش را تامّ کرده و مهدویتش را برپا می‌کند! در نگاه اول این آیه مطلبِ خاصی ندارد؛ چرا؟ چون طبقِ برخی ترجمه‌ها، دشمن عددی به حساب نمی‌آید؛ علاوه‌بر این، ما او را بخاطرِ توصیف موجود در آیه هم تلقی می‌کنیم؛ چون می‌خواهد نورِ خدا را با خاموش کند؛ شما وقتی با یکی از این افراد آشنا شوید؛ در توان، سلطه و عقل را در او خواهید دید! چرا؟ چون اینگونه افراد حتی همین قدر هم نمی‌فهمند که اصلاً نمی‌شود با نور خدا جنگید؛ چه برسد به اینکه با دهان بتوانند نور را خاموش کنند! ببینید، با طرحِ مسأله به این صورت، بحثِ آیه حل می‌شود؛ و دیگر جایی برای و یافتنِ موجود، باقی نمی‌ماند. ⁉️حال آنکه خدا خیلی مطلب را جدی مطرح می‌کند و وقتی به عرصه‌ی دنیا هم نگاه می‌کنیم؛ دستاوردهای عجیب و درشتی را در دستانِ ، در همین راستا می‌بینیم! این یعنی ما از منظر درستی به آیه ۸ صفّ نپرداخته‌ایم و نیاز است که یک بار دیگر آیه را واکاوی کنیم تا شده و مطلب معلوم گردد. با این توضیح، به سؤالاتی که مطرح می‌شود دقت کنید: 1️⃣آیا خدا در این آیه، دشمن را جدی می‌گیرد و احتمالِ تأثیر به او می‌دهد؟ 2️⃣آیا منظور از إطفاءِ نورالله فقط دروغ‌پراکنی، توهین و تخریبِ چهره‌ی دین توسطِ یا ابزار رسانه، سینما و فرهنگ‌سازی یهود صهیونسیم است؟ 3️⃣آیا کسی که علیه نورالله می‌خواهد اقدامی انجام دهد؛ می‌داند نورالله چیست و چه بر عالم دارد که علیه آن دشمنی کند؟ یا اصلاً فهمی ندارد و دشمنی می‌کند؟ 4️⃣آیا احتمال دارد که یک مصداق از إطفاءِ نورالله در این آیه، چیزی مثل «النَّفَّاثَاتِ في العُقَد» در آیه ۴ سوره فلق باشد؟ یعنی جادوگرانی که اهل سحر و جادو با دهانشان هستند؛ یا چیزی مثلِ که توسطِ جنیّانِ متحدِ یهود واقع می‌گردد؛ و چون این‌ها کارشان خیلی قدرتمندانه و تأثیرگذار است؛ خدا رفتارشان را جدی می‌گیرد و در آیه ۸ سوره صفّ به عنوانِ دشمنانی که دارد بتوانند نورالله را با دهان خاموش کنند؛ از آن‌ها یاد می‌کند؟ آیا واقعاً چنین است؟ 📌ما به پاسخ این چند سؤال و نیز یک تعداد ابهاماتِ دیگر در همین آیه ۸ صف، در پست‌های بعد خواهیم پرداخت و از درونِ آیاتِ قرآن، جایگاهِ نسبت به این بحثِ إطفاءِ نور و را به شما عزیزان و همراهان نشان خواهیم داد؛ ان‌شاءالله و با توکل به خدا. @zohe72.کانال کمیل