eitaa logo
ظهور نزدیک است
1.7هزار دنبال‌کننده
61.2هزار عکس
62.7هزار ویدیو
1.3هزار فایل
گلچینی از بهترین مطالب #مهدوی #ولایی #شهدایی #سیاسی #معنوی #معرفتی #تربیتی کانال شهدایی ما👈 @ba_shaheidan کانال قصه های شهداء 👈 @Ghesehaye_shohada
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 سخن‌نگاشت | دعا و توسل از نیازهای اساسی مردم است مسئولان برای برگزاری مراسم شبهای قدر تصمیم‌گیری کنند 🔻مسئله‌ی دعا و عبادت بخصوص در ماه رمضان، بخصوص در شبهای قدر که در پیش است، یکی از نیازهای حتمی و اساسی مردم است. توصیه‌ام این است که بررسی این مورد را به کسانی بدهید که اهمّیّت حضور دعا و توسّل را درک کرده باشند، اینها بررسی کنند مسئله را و تصمیم‌گیری کنند. ۱۳۹۹/۲/۲۱ 🏷 ارتباط تصویری با جلسه‌ی ستاد ملی مبارزه با 📥 farsi.khamenei.ir/photo-album?id=45570
🔰 سخن‌نگاشت | تأثیر صبر و زحمت زن خانواده ایرانی در دوران خانه‌نشینی در ایام کرونا خانه‌نشینی با محوریت خانواده در برخی کشورها نبود 🔻ضمناً نقش خانواده هم مشخص شد در این دوران خانه‌نشینی. در آن کشورهایی که خانواده پایه‌ی درستی ندارد، این خانه‌نشینی‌ها به این شکل اتفاق نمی‌افتد یا قابل قبول نیست. بخصوص باید به نقش زن خانواده تکیه کرد و تأثیر بسیار زیادی را که صبر و حوصله و زحمت‌کشی و حِلم زن خانواده ایفا میکند در اداره‌ی خوب خانواده. ۱۳۹۹/۲/۲۱ 🏷 ارتباط تصویری با جلسه‌ی ستاد ملی مبارزه با 📥 farsi.khamenei.ir/photo-album?id=45570
مناجات خوانی حاج مهدی رسولی شب هفدهم رمضان.mp3
17.5M
📻 بشنوید | مناجات خوانی حاج مهدی رسولی بامداد ۱۷ ام رمضان از حرم مطهر امام رضا(ع) 🎙@ofoghradio 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺شهدا یک بار رفتند، خوش به حالشان، جانبازان هر روز شهید می‌شدند! همسر شهید محمد حسن نظرنژاد می‌گوید شب‌های بسیاری بود که می‌دیدم او روی پشت بام راه می‌رود و درد می‌کشد، می‌گفتم چرا ما را بیدار نکردی؟ می‌گفت من برای انقلاب و اسلام رفتم و دردش را هم می‌کشم، شما را چرا بیدار کنم؟ مجموعه روایتی است از زندگی خانوادگی و سیره شهدای دوران انقلاب و دفاع مقدس 🆔 @ofogh_tv 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺سهامی در بورس معامله می‌شود که شرکتی برای آن وجود ندارد و صرفا یک تابلو روی زمین است! صدا و سیما باید نسبت به سرمایه‌گذاری در بورس، مردم را آگاه کند زیرا عطش حفظ سرمایه در سطح جامعه شدت یافته است. ⏯ ببینید | تحلیل وضعیت کنونی بازار سهام در برنامه شبکه افق : youtu.be/p45xgD_DOi0 aparat.com/v/jeULY 🆔 @ofogh_tv
ظهور نزدیک است
✍️ #تنها_میان_داعش #قسمت_بیست_و_هشتم 💠 شنیدن همین جمله کافی بود تا کاسه دلم ترک بردارد و از رفتن
✍️ 💠 در تمام این مدت منتظر بودم و حالا خطش روشن بود که چشیدن صدایش آتشم می‌زد. باطری نیمه بود و نباید این فرصت را از دست می‌دادم که پیامی فرستادم :«حیدر! تو رو خدا جواب بده!» پیام رفت و دلم از خیال پاسخ حیدر از حال رفت. 💠 صبر کردن برایم سخت شده بود و نمی‌توانستم در پاسخ پیام بمانم که دوباره تماس گرفتم. مقابل چشمانم درصد باطری کمتر می‌شد و این جان من بود که تمام می‌شد و با هر نفس به التماس می‌کردم امیدم را از من نگیرد. یک دستم به تمنا گوشی را کنار صورتم نگه داشته بود، با دست دیگرم لباس عروسم را کنار زدم و چوب لباسی بعدی با کت و شلوار مشکی دامادی حیدر در چشمم نشست. 💠 یکبار برای امتحان پوشیده و هنوز عطرش به یادگار مانده بود که دوباره مست محبتش شدم. بوق آزاد در گوشم، انتظار احساس حیدر و اشتیاق که بی‌اختیار صورتم را سمت لباسش کشید. سرم را در آغوش کتش تکیه دادم و از حسرت حضورش، دامن آتش گرفت که گوشی را روی زمین انداختم، با هر دو دست کتش را کشیدم و خودم را در آغوش جای خالی‌اش رها کردم تا ضجه‌های بی‌کسی‌ام را کسی نشنود. 💠 دیگر تب و تشنگی از یادم رفته و پنهان از چشم همه، از هر آنچه بر دلم سنگینی می‌کرد به خدا شکایت می‌کردم؛ از پدر و مادر جوانم به دست تا عباس و عمو که مظلومانه در برابر چشمانم پَرپَر شدند، از یوسف و حلیه که از حال‌شان بی‌خبر بودم و از همه سخت‌تر این برزخ بی‌خبری از عشقم! قبل از خبر ، خطش خاموش شد و حالا نمی‌دانستم چرا پاسخ دل بی‌قرارم را نمی‌دهد. در عوض خوب جواب جان به لب رسیده ما را می‌داد و برای‌مان سنگ تمام می‌گذاشت که نیمه‌شب با طوفان توپ و خمپاره به جان‌مان افتاد. 💠 اگر قرار بود این خمپاره‌ها جانم را بگیرد، دوست داشتم قبل از مردن نغمه را بشنوم که پنهان از چشم بقیه در اتاق با حیدر تماس گرفتم، اما قسمت نبود این قلب غمزده قرار بگیرد. دیگر این صدای بوق داشت جانم را می‌گرفت و سقوط نفسم را خفه کرد. دیوار اتاق به‌شدت لرزید، طوری‌که شکاف خورد و روی سر و صورتم خاک و گچ پاشید. 💠 با سر زانو وحشتزده از دیوار فاصله می‌گرفتم و زن‌عمو نگران حالم خودش را به اتاق رساند. ظاهراً خمپاره‌ای خانه همسایه را با خاک یکی کرده و این فقط گرد و غبارش بود که خانه ما را پُر کرد. ناله‌ای از حیاط کناری شنیده می‌شد، زن‌عمو پابرهنه از اتاق بیرون دوید تا کمک‌شان کند و من تا خواستم بلند شوم صدای پیامک گوشی دلم را به زمین کوبید. 💠 نگاهم پیش از دستم به سمت گوشی کشیده شد، قلبم به انتظار خبری از افتاد و با چشمان پریشانم دیدم حیدر پیامی فرستاده است. نبض نفس‌هایم به تندی می‌زد و دستانم طوری می‌لرزید که باز کردن پیامش جانم را گرفت و او تنها یک جمله نوشته بود :«نرجس نمی‌تونم جواب بدم.» 💠 نه فقط دست و دلم که نگاهم می‌لرزید و هنوز گیج پیامش بودم که پیامی دیگر رسید :«می‌تونی کمکم کنی نرجس؟» ناله همسایه و همهمه مردم گوشم را کر کرده و باورم نمی‌شد حیدر هنوز نفس می‌کشد و حالا از من کمک می‌خواهد که با همه احساس پریشانی‌ام به سمتش پَر کشیدم :«جانم؟» 💠 حدود هشتاد روز بود نگاه را ندیده بودم، چهل شب بیشتر می‌شد که لحن گرمش را نشنیده بودم و اشتیاقم برای چشیدن این فرصت در یک جمله جا نمی‌شد که با کلماتم به نفس نفس افتادم :«حیدر حالت خوبه؟ کجایی؟ چرا تلفن رو جواب نمیدی؟» انگشتانم برای نوشتن روی گوشی می‌دوید و چشمانم از شدت اشتیاق طوری می‌بارید که نگاهم از آب پُر شده و به سختی می‌دیدم. 💠 دیگر همه رنج‌ها فراموشم شده و فقط می‌خواستم با همه هستی‌ام به فدای حیدر شوم که پیام داد :«من خودم رو تا نزدیک رسوندم، ولی دیگه نمی‌تونم!» نگاهم تا آخر پیامش نرسیده، دلم برای رفتن سینه سپر کرد و او بلافاصله نوشت :«نرجس! من فقط به تو اعتماد دارم! خیلی‌ها رو خریده.» 💠 پیامش دلم را خالی کرد و جان حیدرم در میان بود که مردانه پاسخ دادم :«من میام حیدر! فقط بگو کجایی؟» که صدای زهرا دلم را از هوای حیدر بیرون کشید :«یه ساعت تا مونده، نمی‌خوابی؟» نمی‌خواستم نگران‌شان کنم که گوشی را میان مشتم پنهان کردم، با پشت دستم اشکم را پاک کردم و پیش از آنکه حرفی بزنم دوباره گوشی در دستم لرزید. 💠 دلم پیش اضطرار حیدر بود، باید زودتر پیامش را می‌خواندم و زهرا تازه می‌خواست درددل کند که به در تکیه زد و زمزمه کرد :«امّ جعفر و بچه‌اش شدن!»... ✍️نویسنده: 🆔 @mahfa110
📄 شناسنامه بحث ▪️ عنوان: ؟ ▫️ زمان: سال ۹۷ ▪️ مکان: مسجد امام صادق(ع) ▫️ مناسبت: رمضان ▪️ تعداد: 27 جلسه @Panahian_mp3
هدایت شده از 『مُهجَة』
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ آیت الله میر باقری : 🔻 این اخباری که در باب کرونا اعلام می کنند دروغ است . ♦️ سیاست تنظیم خبری در انتشار اخبار کرونا یک توطئه است . 🔶 پشت این ایجاد ترس در خبرها، هدف خاصی دنبال می شود .
༻🌷༺ از حضرت رسول نقل شده که حضرت فرمود خداوند به ملائکه امر فرمود: 🔶وقتی بنده ام قصد انجام کار نیکی را کرد، آن عمل را در نامه ی اعمالش بنویسید 🔅و اگر آن را انجام داد، ده برابر حسنه برایش بنویسید ‼️و وقتی بنده ام قصد گناهی را نمود، مـادامـی که انجـام نـداد، ننویسید ... ⚠️اگــر انجـــام داد، فقــط یـک گنـاه بـرایش بنـویسیـد ✍و اگـــر منصـــرف شــد، ثـــواب بـــرایـش بنـــویسیـــد 📚:حــدیث قــدسی @olama12 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
www.vaezin.com - آیت الله مجتهدی تهرانی (ره).mp3
2.15M
✨🌹✨🌹✨🌹✨🌹 سخنرانی 📢 فایل صوتی 🚩 موضوع: توهین به فقیر اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یٰا صٰاحِبَ الزَّمٰان @olama12 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
13.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬کلیپ: کفاره اموات و کفاره سالهای قبل 👤 @olama12 @olama_ir 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c