✅ نقش خدا در نظام فکری دکارت
🔵 اشکال مشابهی نیز به تبیین دکارت درباره خطا که فوقا بیان شد، وارد می شود. اشکال این است که درست است که خطا نقص است و وقتی من مرتکب خطا می شوم، لازم نیست خداوند قوه ای برای این منظور به من داده باشد، ولی می توانم، از طرف دیگر بپرسم چرا قوه ای که خداوند برای تشخیص صواب از خطا به من داده است، نامتناهی نیست. به بیان دیگر، چرا قوه ای که برای تشخیص صواب از خطا در اختیار دارم، چندان کامل نیست که امکان خطا را منتفی سازد: « زیرا خطا سلب محض است، یعنی صرف نقص یا فقدان کمالی که لازم نباشد، نیست بلکه فقدان کمالی است که داشتن آن برای من لازم به نظر می رسد. و اگر در ذات خداوند تأمل شود، ظاهراً محال است که قوه ای به من داده باشد که در نوع خود ناقص، یعنی فاقد کمال لازم باشد.
🔵 دکارت در اینجا تنظیری میآورد مبنی بر اینکه هنرمند هر قدر ماهرتر باشد، هنر وی بی عیب و نقص تر است. و بر این اساس می پرسد که چگونه ممکن است خداوند که خالق همه موجودات است، چیزی بیافریند که تمامی اجزایش کامل و در حد اعلای اتقان نباشد؟ لیکن براساس تصوری که از موجود کامل مطلق دارد، مسلم می گیرد که خدا همواره بهترین چیز را اراده میکند. بنابراین می توان مسأله را اینگونه مطرح ساخت که آیا من خطا کنم بهتر است یا خطا نکنم؟ در پاسخ می گوید ولی عقل من که ناقص است از درک اغراض خداوند هم قاصر است و بنابراین من نمی دانم غرض خداوند از اینکه مرا طوری آفریده است که امکان خطا برایم وجود دارد، چه بوده است. پس نمی توانم بدانم که آیا باید این خصوصیت وجودی را خیر بدانم یا شر.
🔵 به علاوه یادآور می شود که نباید یک موجود واحدی را جدای از سایر موجودات، بلکه باید در کلیت موجودات در نظر گرفت.: « زیرا همان چیزی که وقتی تنها لحاظ می شود، با دلیل گونه ای بسیار ناقص به نظر می رسد، اگر به عنوان جزئی از کل عالم ملحوظ شود، می تواند بسیار کامل باشد.
🔵 گویی هر آن نغمه ناموزونی که در عالم به گوش می رسد چون در کلیت نظام عالم هستی در نظر گرفته شود، به واقع موزون است.در نهایت، دکارت، مسئولیت خطا را به گردن اختیار ما انسان ها می نهد و این دقیقاً شبیه همان پاسخی است که الهی دانان در مواجهه با مسأله شر و در مقام دفاع از عدل الهی ارائه میکنند.در ادامه همان «تامل چهارم» می گوید خطا به هماهنگی دو عامل بستگی دارد و آن دو عبارتند از قوه شناختی که در من است و نیروی اختیار. این دو قوه که از آنها به قوه فاهمه (عقل) و قوه اراده تعبیر می کند، دو قوه خدادادی اند و هیچ یک ناقص نیستند.
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
✅ روایت ابوریحان بیرونی از تولد (پیدایش خود به خودی) و شناخته بودن آن بین طبیعیدانان در کتاب الآثار الباقیة عن القرون الخالیة به شرح زیر است:
🔵 «و نمیتوان این را انکار کرد، زیرا چنین پدیدههایی مشاهده شده و تولد حیوانات از چیزهای دیگر تجربه گردیده است. چنانکه ابوعثمان جاحظ نقل کرده که در شهر عَکبرا گلپارهای دیده که نیمی از آن تبدیل به بخشی از بدن موشی شده و نیم دیگر همچنان گِل باقی مانده بود و هنوز کاملاً دگرگون نشده بود.
🔵 گروهی در گرگان نیز به من خبر دادند که همانگونه چیزهایی را در آنجا به چشم خود دیدهاند. همچنین پدید آمدن عقرب از انجیر و باذروج، و زنبور عسل از گوشت گاو در نزد طبیعتدانان شناختهشده است. ما خود نیز حیوانات بسیاری دیدهایم که از گیاهان و چیزهای دیگر بهگونهای آشکار زاده شدهاند و سپس خودشان تولیدمثل کردهاند»
📚 منبع: الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، صفحه ۲۸۳
✍️ آقای محمدمتین محسنی ارجمند (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
🔻توضیحات: این متن پیوست به یادداشت هفتم با موضوع «نظام علمی دووجهی؛ زیستشناسی دوره میانه اسلامی چگونه میان «مشاهده» و «غایت» پیوند زد؟» می باشد.
#زیست_شناسی
#زیست_شناسی_دوره_میانه_اسلامی
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ «خدا و جهان»، جهان چطور به اینجا رسید و چرا ما بخشی از آن هستیم؟
🔘 مناظره و گفتگوی میان راجر پنرز(کیهان شناس) و ویلیام لین کریگ(فیلسوف علم)
🔵 شما می دانید که ستاره ها به دور آن می چرخند، شما می توانید آنها را در زمان واقعی مشاهده کنید و چیزی در وسط آنها وجود دارد. بنابراین شما این سیاه چاله های عظیم را در مراکز کهکشان ها می بینید. چه اتفاقی در آنجا می افتد، آنها مواد بیشتر و بیشتری را می بلعند. بعضی از آنها خارج می شوند. دقیقا نمی دانم شاید نیمی از آنها بلعیده می شوند. ما در یک خوشه کهکشانی هستیم که شامل سه یا چهار کهکشان می شود و بزرگترین آنها کهکشان آندرومدا است که ما با آن برخورد خواهیم کرد، ولی این چند هزار میلیون سال بعد انجام خواهد شد.
🔷 بخش هشتم
👈 بخش قبلی
#خدا
#کیهان_شناسی
#راجر_پنرز
#ویلیام_لین_کریگ
ابن سینا متافیزیک مصداق وجود۴.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰مستند حکیم متأله
🔸به مناسبت سالروز رحلت آیتالله سید حسن مصطفوی(ره)، مستند «حکیم متأله» تقدیم علاقهمندان میشود.
▫️این مستند روایتگر ویژهبرنامه تجلیل از مقام علمی ایشان است که در ۸ خرداد ۱۳۹۲ در قم، به همت مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.
#سالروز_رحلت_علامه_مصطفوی
🏷مجمع عالی حکمت اسلامی، مرکزیتی برای ترویج و گسترش حکمت اسلامی
#معرفی_کتاب
📚 محمد بن زکریای #رازی
🖋 پیتر آدامسون
📝 ترجمه سینا سالاری خرّم
🗓 ۱۴۰۵
🔥 هر روز یه مزخرف جدید و بدعتی در دین و فرهنگ اسلامی ما داره ظهور میکنه..
🔮 یه روز کدهای کیهانی
💸 یه روز ذکر فروشی
🕯یه روز هم شمع تراپی!
👈 سر کیسه کردن مردم توسط مُشتی شیاد و از خدا بی خبر..
📛 متاسفانه کانال هاشون در پیامرسان های داخلی هم فعالیت میکنه!
این رو کجای دلمون بذاریم...؟
‼️ شمع تراپی هم مزخرف جدیدی هست که براتون شمع روشن میکنن تا حوائجتون درست بشه 😄😄
البته، فقط صاحب این کانال ها باید روشن کنن و الا خودتون نمیتونید شمع روشن کنید چون فقط ایشونه که میتونه با روشن کردن شمع شما رو به حوائجتون برسونه 😂😄
فقط قبل از روشن کردن شمع بیزحمت باید ۵۵۵ هزار براشون بزنید..
😄 هزینه اش هم یه عددی گذاشته که مثلاً به مخاطب حس خاصی بده تا ترغیب بشه برای این کار.
.
🔍 نفوذ مغالطه در تفکّر و اندیشه
همانند نفوذ ریا در عمل و انگیزه است؛
⚫️ ریا، حتی از حرکت مورچهی سیاه 🐜 در شب تار 🌃 روی سنگ سیاه 🪨 مخفیتر و پنهانتر است!
⚖️ رعایت کامل حد وسط، انسان متفکر و مستدل را از مغالطهها مصون میدارد؛💯
🚫 کمترین مسامحه در این مسیر، فرد را گرفتار بدترین مغالطهها خواهد کرد.
📚 تسنیم، ج۸، ص۲۱۹–۲۲۰
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
👈 منطق ابزار فهم است 🧠
👈 ترازوی علوم منطق است ⚖️
👈 فن مغالطه از فنّهای ضروری منطق است💯
✅ راه تصوّر = تعریف اشیاء 🔍
✅ راه تصدیق = قضایا تا صناعات پنجگانه(استدلال) 📚
╔══ঊ➿⚖️➿ঈ══╗
🔺بدفهمی رایجِ راجع به معیار بودنِ #عقلانیت_نرمال
🔺 اینکه عقلانیت نرمال ما، معیار اصلی ماست به این معنا نیست که اگر بدون رعایت ضوابط بکارگیری صحیح عقلانیت نرمال، هر چیزی که به عقلمان درست آید را به عنوان واقعیت، باور کنیم و هرچیزی که با عقلمان ناسازگار بود را رد کنیم.
🔺 کسی که بدون رعایتِ ضوابط، هر چیزی که به عقلش جور درمی آید را به عنوان واقعیت باور میکند و اگر چیزی با عقلش جور درنمی آید، را انکار میکند؛ آدمی است که توجهی به نرمال بودنِ قوای ادراکی اش ندارد و در پیشفرضِ تحلیلهایش، قوای ادراکی خودش را بدون نقص و عاری از شبه عقل توهم کرده است و خیال کرده است که قوای ادراکی اش در همه ی ساحتها پاک است.
🔺 معیار بودنِ #عقلانیت_نرمال به معنای آن است که قوای ادراکی انسانها ولو واجد مقداری شبه عقل مرتبط موضعی باشد، این قدرت را دارد که واقعیتهای مستقل از اذهان را به ادراک انسانها برساند اما در عین حال، رسیدن به آن واقعیتهای مستقل نیازمندِ رعایتِ ضوابطی است که آنها را هم خودِ عقلانیت تعیین میکند.
🔺 بی حساب و کتاب کار کردن با قوای ادراکی، مخلوطی از توهم و کذب و صدق را به دست میدهد و نباید این خروجی را به حسابِ عقلانیت نرمال گذارد.
🔺 عدم رعایت این ضوابط توسط بسیاری از ما انسانها در هنگام اخذ خروجی غیرمعتبر از قوای ادراکی و متاسفانه برچسب عقلانی زدنِ ناجوانمردانه بر روی این خروجی گرفتنهای غیرمعتبر یکی از دلایل موثر در #بی_اعتمادی_به_عقلانیت_نرمال بوده و هست.
🔺 یکی از موارد رایجی که عاقلانه نیست ولی متاسفانه به حسابِ عقلانیت گذارده شده و میشود را در این یادداشت و مورد رایج بعدی را در یادداشت بعدی تقدیم خواهم کرد.
🔺 #تقلید کورکورانه از آراء فلان دانشمند و بهمان فیلسوف، به عنوان یک عملِ عقلانی برچسب میخورد و حال آن که این عملکرد در ذیل #اعتمادگرایی_کورکورانه طبقه بندی میشود که مورد تایید عقلانیت نرمال نمی باشد.
🔺 نتیجه ی این تقلیدها هم باز به ناروا به ضرر موقعیت عقلانیت تمام شده و میشود
🔺 ناموفق بودن اعتمادگرایی های کورکورانه به اقوال فلاسفه و دانشمندان، موجب گردیده است عده ای دیگر قیدِ اعتمادگرایی را از اساس بزنند و حال آنکه آن چیزی که مخرب بوده و هست و خواهد بود، #اعتمادگرایی_کورکورانه است و نه #اعتمادگرایی_عقلانی که یکی از مهمترین منابعِ عقلانی فرآوری باورهای راجع به جهان واقع است.
#بدفهمی_درباره_عقلانیت_نرمال قسمت 1
💢